
کتاب از اتم تا بی نهایت
معرفی کتاب از اتم تا بی نهایت
کتاب از اتم تا بینهایت نوشتهی نرگس سادات مظلومی روایتی مفصل و صمیمی از زندگی دانشمند هستهای شهید دکتر مسعود علیمحمدی است که نشر معارف آن را منتشر کرده است. این کتاب بر پایهی گفتوگوهای طولانی و دقیق با همسر شهید، منصوره کرمی، شکل گرفته و نویسنده کوشیده است از خلال خاطرات او، هم زندگی شخصی و خانوادگی این دانشمند و هم فضای اجتماعی و سیاسی سالهای رشد و بالندگیاش را بازسازی کند. متن کتاب از کودکی و پیشینهی خانوادگی منصوره کرمی آغاز میشود، به سالهای پرالتهاب پیش از انقلاب، شکلگیری باورهای دینی و سیاسی، تجربهی مدرسه و دانشگاه، و سپس آشنایی و ازدواج با مسعود علیمحمدی میرسد و در ادامه، مسیر رشد علمی، دغدغههای فکری، سبک زندگی و درنهایت، روزهای سخت پس از شهادت را دنبال میکند. از اتم تا بینهایت در عین تمرکز بر یک زندگی مشترک، تصویری نزدیک از زیست یک خانوادهی مذهبیِ درگیر انقلاب، جنگ و پیشرفت علمی ارائه میدهد؛ خانوادهای که در آن، هم مبارزهی سیاسی و هم تلاش علمی و هم مدیریت ریزترین جزئیات زندگی روزمره کنار هم دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب از اتم تا بی نهایت
کتاب از اتم تا بینهایت با تمرکز بر روایت منصوره کرمی، همسر شهید دکتر مسعود علیمحمدی، شکل گرفته است و نرگس سادات مظلومی در مقام نویسنده، نقش شنونده و تدوینگر را برعهده گرفته است. متن با مقدمهای نسبتاً بلند آغاز میشود که در آن، روند شکلگیری کتاب توضیح داده شده است: از آشنایی نویسنده با خانم کرمی در خانهی شهید، جلسات متعدد گفتوگو، پیادهسازی بیش از پنجاه ساعت مصاحبه، بازخوانی و اصلاح متن توسط همسر شهید و همراهی نهادهایی مثل خانهی هنر و رسانهی پیشرفت و مرکز مطالعات راهبردی فرهنگی ژرفا. همین مقدمه نشان میدهد که کتاب بر پایهی یک کار میدانی طولانی و گفتوگومحور نوشته شده و قرار است بیش از یک زندگینامهی خشک، فضای عاطفی و فکری یک زندگی مشترک را بازتاب دهد. ساختار کتاب فصلمحور است و از همان فصل اول با عنوان «پیش از مسعود» روشن میشود که نویسنده ابتدا به سراغ ریشهها و گذشتهی راوی رفته است؛ گذشتهای که در آن، قصهی مادربزرگها، مهاجرت از تویسرکان به تهران، سختیهای معیشت، سفرهای خانوادگی، شکلگیری عادتهای مذهبی و تجربهی کودکی در محلههای قدیمی تهران کنار هم قرار گرفتهاند. در ادامهی کتاب از اتم تا بینهایت، روایت منصوره کرمی بهتدریج از خاطرات خانوادگی و محلهای فاصله میگیرد و وارد بستر حوادث بزرگتری مثل شکلگیری نهضت امام خمینی، تظاهرات خیابانی، حضور در بهشت زهرا، شنیدن نوارهای سخنرانی، تجربهی حکومتنظامی، فرار شاه و روزهای منتهی به پیروزی انقلاب میشود. در این میان، نقش برادرش مسعود، کتابخوانیهای او، فعالیتهای دانشجویی و فضای فکری آن سالها بارها برجسته شده است. سپس سالهای دبیرستان، انتخاب رشتهی حسابداری، شکلگیری انجمن اسلامی مدرسه، درگیریهای سیاسی بین گروههای مختلف، تماس مستقیم پدر با وزارت آموزشوپرورش و تغییر فضای مدرسه، و بعدتر، ورود جنگ و حضور داوطلبانهی راوی و دوستانش در بیمارستانها و دورههای امدادگری روایت شده است. هر فصل، بخشی از این مسیر را پوشش میدهد و بهتدریج زمینهی آشنایی با مسعود علیمحمدی، شکلگیری زندگی مشترک، فرزندان، و در نهایت شهادت و پیامدهای آن را آماده میکند. نرگس سادات مظلومی در این کتاب، بیش از آنکه صرفاً به زندگی یک دانشمند هستهای بپردازد، تلاش کرده است شبکهای از روابط خانوادگی، اجتماعی، انقلابی و علمی را نشان دهد که در آن، شخصیت مسعود علیمحمدی و همسرش قابل فهم میشود.
خلاصه کتاب از اتم تا بی نهایت
محتوای اصلی از اتم تا بینهایت بر محور روایت اولشخص منصوره کرمی است که از کودکی خود آغاز میکند و بهتدریج به زندگی مشترک با مسعود علیمحمدی و سالهای پس از شهادت او میرسد. در فصل اول با عنوان «پیش از مسعود»، راوی از تولدش در سال ۱۳۴۱، رابطهی نزدیک با برادرش مسعود، شیطنتهای کودکی، گمشدن زیر تخت و خوردن انگور، سفرهای خانوادگی با ماشین آمریکایی قدیمی پدر، پیکنیکهای جمعی، سفر به مشهد و تجربهی اولین زیارت، و قصههای پر فرازونشیب مادربزرگها میگوید؛ مادربزرگ پدری که روزگاری همسر نوهی ناصرالدینشاه بوده و بعد همهچیز را از دست داده و با مسگریِ همسر دومش روزگار گذرانده، و مادربزرگ مادری که پس از سالها دوری دوباره با عشق نوجوانیاش ازدواج کرده است. این خاطرات، زمینهی شکلگیری روحیهی قناعت، دینداری و صبوری در خانواده را نشان میدهد. در ادامه، کتاب به فضای محلهی کرمان تهران، خانههای حیاطدار، همسایههایی که در شادی و عزا کنار هماند، نذرهای حلیم و شلهزرد، شبهای یلدا و عید نوروز، و تجربهی مدرسهی فاطمیه میپردازد. منصوره از معلم محبوب کلاس اول، تنبیههای بدنی با خطکش، ترساندن بچهها با آبانبار، رسیدن به سن تکلیف، چادرهای رنگی دوختهشده توسط مادربزرگ و روزهداری در گرمای مهر و آبان میگوید. همزمان، فضای سیاسی و اجتماعی دههی ۵۰ در پسزمینه پررنگتر میشود: ساواک، دادگاه گلسرخی، بازداشت اشتباهی خالهی دانشجو، سوزاندن رسالهی امام و اعلامیهها در حیاط، و بعد، اوجگیری نهضت؛ از شعار «به کوری چشم شاه، عکس امام تو ماهه» تا حضور خانوادگی در بهشت زهرا و تظاهرات، نجات یک روحانی مجروح از بیمارستان، شنیدن نوارهای سخنرانی امام، شکستن حکومتنظامی و روزهای منتهی به ۲۲ بهمن. راوی سپس به سالهای دبیرستان و انتخاب رشتهی حسابداری میرسد؛ سالهایی که مدرسه به میدان رقابت گروههای مختلف سیاسی تبدیل شده است. او از معلم اقتصادِ چریک فدایی، کنفرانس «مقایسهی اقتصاد اسلامی با کمونیستی»، درگیری لفظی بر سر توهین به آیتالله خلخالی، نوشتهشدن شعار «مرگ بر منصوره کرمی» روی دیوار مدرسه، تماس پدر با شهید رجایی و مداخلهی آموزشوپرورش برای آرامکردن فضا میگوید. همزمان، تجربههای دیگری مثل کلاسهای ایدئولوژی و آموزش اسلحه با یک دانشجوی پیرو خط امام، تمرین سرودهای انقلابی در مسجد، سفر به قم و دیدار با امام خمینی، اردوهای کانون پرورش فکری، آشنایی با خانم دباغ، شرکت خانوادگی در نماز جمعهی دانشگاه تهران و سپس ورود به فضای جنگ و امدادگری در بیمارستان نیروی هوایی روایت شده است. در این بخشها، کتاب نشان میدهد چگونه یک دختر نوجوان مذهبی، در بستر انقلاب و جنگ، بهتدریج به زنی فعال، مسئول و آمادهی همراهی با یک زندگی علمی و پرمسئولیت تبدیل میشود؛ زمینهای که بعدتر، در فصلهای مربوط به آشنایی، ازدواج، زندگی مشترک و همراهی با مسعود علیمحمدی و نیز تحمل دوران پس از شهادت، معنای عمیقتری پیدا میکند.
چرا باید کتاب از اتم تا بی نهایت را بخوانیم؟
از اتم تا بینهایت چند لایهی متفاوت را همزمان پیش میبرد و همین ترکیب، آن را خواندنی کرده است. در سطح اول، روایت یک زندگی خانوادگی است؛ از کودکی در خانههای حیاطدار تهران، سفرهای جادهای، نذرهای محلی، مدرسههای دههی ۵۰ و ۶۰، تا شکلگیری یک زندگی مشترک و تربیت فرزندان. در سطح دوم، تاریخ معاصر از زاویهی یک دختر نوجوان و بعد یک زن جوان دیده میشود؛ انقلاب، تظاهرات، بهشت زهرا، ورود امام، جنگ، بیمارستانهای پر از مجروح، و فضای سیاسی مدارس و دانشگاهها. در سطح سوم، کتاب بهتدریج به زندگی علمی و شخصیتی مسعود علیمحمدی نزدیک میشود و نشان میدهد پشت عنوان «دانشمند هستهای» چه نوع زیست خانوادگی، چه پشتکار علمی و چه نوع حمایت عاطفی و فکری از سوی همسر و خانواده قرار داشته است. این کتاب برای کسانی که به دنبال شناخت صرفاً فنی از فعالیتهای هستهای هستند نوشته نشده، بلکه بیشتر بر انسانِ پشت این عنوان تمرکز کرده است؛ انسانی که از یک دانشجوی فیزیک در دانشگاه شیراز به استادی شناختهشده و در نهایت، به یک شهید تبدیل میشود. در کنار او، منصوره کرمی بهعنوان همسر، از تجربهی رشد در بستر انقلاب، انتخابهای فکری و سیاسی، و بعد، مدیریت زندگی در سالهای پس از شهادت میگوید. خواندن این روایت، تصویری نزدیک از این میدهد که «پیشرفت علمی» در زندگی روزمرهی یک خانوادهی ایرانی چه معنایی پیدا کرده است؛ از شببیداریهای نویسنده پای خاطرات، تا شببیداریهای خود خانواده در سالهای جنگ و بعد، سالهای کار و تحقیق. برای کسانی که به دنبال لمس جزئیات زیستهی این دورهها هستند، این کتاب امکان همراهی طولانی با یک راوی پرحوصله و دقیق را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن از اتم تا بینهایت به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگینامههای روایی و خاطرات خانوادگی علاقهمند هستند، به دانشجویان و پژوهشگران حوزههای تاریخ انقلاب و جنگ که به دنبال روایتهای میدانی و جزئی از این دورهاند، به علاقهمندان شناخت چهرههای علمی معاصر از زاویهی زندگی شخصی و خانوادگی، و به کسانی که مسئلهی «همراهی همسر و خانواده با مسیر علمی و انقلابی» برایشان مهم است. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند فضای اجتماعی و فرهنگی دهههای ۵۰ تا ۷۰ را از زبان یک دختر و سپس زن فعال آن دوره بشناسند، میتوان این کتاب را پیشنهاد کرد.
بخشی از کتاب از اتم تا بی نهایت
«شیرینیِ پیکنیک رفتنهایمان با خانواده - در دوران کودکی - زیر زبانم ماندهاست. چشممان به روزهای هفته بود که جمعه برسد و همراه فامیل، دستهجمعی برویم دشتودمنِ اطراف تهران هوایی تازه کنیم و غذایی بخوریم. یک روز جمعه صبح، صدای پدر از پشت در آمد: «سوری، امیر، یکی درو باز کنه.» دواندوان خودم را رساندم پشت در. همین که در را باز کردم دیدم درِ عقب ماشینمان در دستان پدر است. با چشمان گردشده و لبولوچهٔ آویزان ایستاده بودم جلوی در. پدر خندهاش گرفت و گفت: «اتفاقه دیگه، پیش اومده.» گفتم: «یعنی امروز نمیریم پیکنیک؟» ولی جواب شنیدم: «چرا بابا جون میریم. بذار احمد آقا بیاد، در رو به کمک هم وصل میکنیم و میریم. تو فقط برو از مامان اون طناب ضخیمه رو بگیر و بیار.» یک ساعت بعد، در جادهٔ دربند بودیم. پدرم خیلی اهل سفر بود و به عشق گردش دستهجمعی، یک ماشین قدیمی از این آمریکایی بزرگها خریده بود. سالی چند بار با خانوادهٔ دایی جان یا بقیهٔ اعضای فامیل سفر میرفتیم. دایی جان خوشذوق بود و هوای بچهها را داشت. از همان اول کار در مسیر که میایستادیم، طناب را از صندوقعقب ماشین درمیآورد و بین دو درخت، تاب را راه میانداخت. مقصد بیشتر سفرهایمان دریا و جنگلهای شمال کشور بود و چند باری هم زیارت امام رضا (ع) قسمت شد. گرچه در دههٔ چهل و پنجاه خیلی مرسوم نبود، ولی اردبیل و سرعین و کردستان را هم در آن روزها دیدیم. خاطرات خوش سفرهای خانوادگی در ذهنم حک شده. یادم است اولین مشهدی که رفتیم، دبستانی بودم. چادر رنگیام را سر میکردم و تمام حیاطِ «صحن انقلاب» را میدویدم و بازی میکردم. پدر قلمدوشم میکرد و مرا تا نزدیک ضریح میبرد تا راحتتر زیارت کنم. آن لحظه که اولین بار از روی سر و دست مردم، خودم را کشاندم و نزدیک به ضریح کردم و دستم به شبکههای ضریح گره خورد حس میکردم دنیا را فتح کردهام.»
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
نظرات کاربران
اولین شهید هستهای کشور، اولین فارغ التحصیل دکتری فیزیک کشور، دوست و همکار چندین ساله دانشمندشهید محسن فخری زاده، استادتمامِ دانشگاه تهران، نخبه برجسته فیزیک کشور، کمک به حل مسائل حیاتی دانش هستهای کشور و... فهرست بلندی از سالها مجاهدت
کتاب خیلی متن روانی دارد و برای مخاطب جذاب است. زندگی شهید دانشمندهسته ای در منظومه زندگی خانوادگی اش بسیار اموزنده است. ویژگی کتاب اینست که از زبان همسرشهید است و کتاب فصل قبل از ازدواج و پس از شهادت دکتر را
بعد از گذشت حدود ۱۵ سال از شهادت این دانشمند بزرگ، کتاب زندگی ایشان از زیان همسر منتشر شده. افسوس که نتوانستیم در زمان حیات دنیایی از ایشان بهره کافی ببریم و خوش به سعادتشان که به خوبی از عمرشان
بسیار کتاب مفیدی بود، پیشنهاد میکنم
در کنار آشنایی با یک شهید راه علم و یک شخصیت علمی بلندمرتبه و همسر همراه ایشان که همراهی ایشان جهادی بوده خودش،آنچه بسیار اثر گذار بود این بود که همراهان این شهید همگی در حملات رژیم منحوس به شهادت
من کتاب رو دوست داشتم پشتکار و همت شهبد علیمحمدی برای درس و دغدغه اشون برای علم و و پیشرفت کشور واقعا بی نظیر بود بعد از خوندن کتاب فهمیدم چقدر از شهدای دانشمندمون غافل شدیم و هیچی درمورد خودشون و
کتاب بسیار مفید و تاثیر گذاری هست
بعد از خواندن این کتاب حس میکنم با کسی روبهرو شدهام که نه تنها در علم پیشگام بود بلکه در زندگی شجاعت و فداکاری را معنا کرد. شهید دکتر مسعود علیمحمدی به من یاد داد که عشق به دانش و
کتاب خوبی بود از حیث اینکه داستان شهدا لذت بخش هست و گرنه صد صفحه اول تقریبا همسر این شهید خاطرات کودکی خودشون رو که ربطی به شهید نداره و حوصله سر بر هست رو نوشتن. اینکه محوریت یه کتاب
کتاب بسیار تاثیر گذاری بود. متن کمی ضعیف بود و صرفا بیان خاطرات از زبان همسر شهید بود.اما اگر بخواهیم از ویژگی های بارز شهید استفاده کنیم و با زندگی ایشان آشنا شویم واقعا کتاب عالی است.