
دانلود و خرید کتاب صوتی دشواری مبارک
معرفی کتاب صوتی دشواری مبارک
کتاب دشواری مبارک نوشتهی فائضه غفارحدادی، مجموعهای از روایتهای تکاندهنده و انسانی درباره انفجار همزمان هزاران پیجر در لبنان و سوریه است؛ فاجعهای که زندگی بسیاری از خانوادهها را برای همیشه تغییر داد. این کتاب صوتی با گویندگی علی عبدلپور اصل، مهرخ افضلی و مهربانو یونسی و توسط نشر سماوا منتشر شده است. روایتها از زبان زنانی بیان میشود که یا خود شاهد ماجرا بودهاند یا زندگیشان بهطور مستقیم با قربانیان این حادثه گره خورده است. دشواری مبارک، شنونده را به دل ماجرایی میبرد که در آن تکنولوژی به ابزاری برای جنایت بدل شده و امنیت روزمره را به چالش کشیده است. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دشواری مبارک
کتاب دشواری مبارک با قلم فائضه غفارحدادی، مجموعهای از خردهروایتها درباره انفجار پیجرها در لبنان است؛ حادثهای که در آن هزاران دستگاه پیجر، بهطور همزمان و برنامهریزیشده منفجر شدند و صدها نفر را قربانی کردند. این کتاب با تمرکز بر روایتهای اطرافیان قربانیان، بهویژه زنان خانوادهها، تصویری ملموس و انسانی از ابعاد فاجعه ارائه داده است. نویسنده تلاش کرده روایتها را بدون دستکاری و با حفظ جزئیات و احساسات راویان ثبت کند تا شنونده بتواند با عمق درد و رنج این خانوادهها همدلی کند. ساختار کتاب بر پایه روایتهای کوتاه و پیدرپی است که هرکدام بخشی از واقعیت تلخ و پیچیده این جنایت را روشن میکند. دشواری مبارک، علاوهبر بازنمایی ابعاد انسانی و اجتماعی فاجعه، به تأثیرات روانی و خانوادگی آن نیز پرداخته است و شنونده را با پرسشهایی درباره امنیت، تکنولوژی و مرزهای انسانیت روبهرو میکند.
خلاصه کتاب دشواری مبارک
کتاب دشواری مبارک با روایت انفجار همزمان چهارهزار پیجر در لبنان و سوریه آغاز میشود؛ حادثهای که در یک بعدازظهر عادی، زندگی هزاران نفر را دگرگون کرد. پیجرها که وسیلهای غیرنظامی و امن برای ارتباط بودند، به ابزاری مرگبار تبدیل شدند و قربانیان را در موقعیتهایی کاملاً غیرمنتظره گرفتار کردند؛ از خانه و محل کار تا سوپرمارکت و درمانگاه. روایتها از زبان زنانی بیان شده که یا شاهد مستقیم حادثه بودهاند یا زندگیشان بهواسطه این فاجعه به قبل و بعد تقسیم شده است. هر روایت، تکهای از پازل بزرگتر جنایت را نشان میدهد: مادری که پسرش را با چشمانی خونین در بیمارستان مییابد، زنی که همسرش را در میان مجروحان بیشمار جستوجو میکند، کودکی که معجزهوار از زیر آوار سالم بیرون میآید و خانوادههایی که در یک لحظه همه عزیزانشان را از دست میدهند. کتاب، نهتنها به شرح جزئیات فنی و پشتپرده این عملیات خرابکارانه پرداخته، بلکه بیش از هر چیز، بر احساسات، واکنشها و تلاش خانوادهها برای کنارآمدن با واقعیت جدید تمرکز کرده است. در دل این روایتها، امید، صبر، خشم و حتی شوخطبعی قربانیان و اطرافیانشان به چشم میخورد و شنونده را با لایههای مختلف رنج و مقاومت انسانی روبهرو میکند.
چرا باید کتاب دشواری مبارک را بشنویم؟
دشواری مبارک با روایتهایی زنده و جزئینگر، شنونده را به دل یکی از عجیبترین جنایتهای عصر تکنولوژی میبرد؛ جایی که ابزارهای روزمره به سلاحی پنهان بدل شدهاند. این کتاب صوتی، نهتنها ابعاد انسانی و عاطفی یک فاجعه را به تصویر کشیده، بلکه به پرسشهایی درباره امنیت، اعتماد و شکنندگی زندگی روزمره پاسخ داده است. شنیدن این روایتها، فرصتی برای همدلی با قربانیان و درک عمیقتر از پیامدهای جنگهای مدرن فراهم میکند. همچنین، کتاب با تمرکز بر واکنشها و مقاومت خانوادهها، الهامبخش صبر و امید در مواجهه با دشواریهای غیرمنتظره است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای انسانی از فجایع معاصر، موضوعات اجتماعی و تأثیر تکنولوژی بر زندگی روزمره علاقه دارند. همچنین برای علاقهمندان به تاریخ معاصر لبنان، مطالعات جنگ، و کسانی که دغدغه همدلی و شناخت عمیقتر از رنجهای انسانی دارند، مناسب است.
بخشی از کتاب دشواری مبارک
«میدونی، خیلی وحشتناک بود! وحشتناکترین صحنهای که به عمرم دیده بودم. فکر میکردم داخل یکی از فیلمهای زامبی چشم باز کردم. همهٔ صندلیها و راهروهای هواپیما را نایلون کشیده بودند. همهجا خون بود. یک هواپیما مجروح بدحال که از سر و دست و شکمهایشان خون میریخت. چهرههایی ترسناک، حدقههایی خالی از چشم، بینیهای دفرمه و لبها اگر سالم بودند بادکرده و پوستها مثل سیبزمینی تنوری، سیاه و چروکیده. زخمهای ریز همهجای صورتها بودند و دستها غالباً داخل پانسمانها دیده نمیشدند. من حتی از صورت پسرم میترسیدم. دو تا پنبهٔ بزرگ کرده بودند داخل سوراخهای دماغش و بهسختی از دهانی که پر از زخم بود نفس میکشید. همهاش نگران بودم که تا ایران دوام نیاورد و روی آسمان شهید شود. قلبم را هیچوقت آنطور بیقرار ندیده بودم. خودش را میکوبید به قفسهٔ سینهام و اشکهایم در اختیار خودم نبودند. بهسختی خودم را کنار پسرم جا دادم. بعضی مجروحان که توانش را داشتند، نشسته بودند و بقیه را روی ردیف صندلیها دراز میکردند. من کم سفر هوایی نداشتهام؛ اما عجیبترینش با بلندشدن این هواپیما شروع شد. چه آیندهای در انتظار ما بود؟»
زمان
۴ ساعت و ۳۲ دقیقه
حجم
۲۴۹٫۷ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۴ ساعت و ۳۲ دقیقه
حجم
۲۴۹٫۷ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد