
دانلود و خرید کتاب صوتی مادر
معرفی کتاب صوتی مادر
کتاب صوتی مادر با عنوان انگلیسی The Mother، نوشته پرل باک با ترجمه محمد قاضی و گویندگی آزاده رادمهر، داستان زندگی یک زن روستایی در شرق آسیا را پیش روی شنونده قرار میدهد. این اثر که توسط نشر آوانامه منتشر شده، با نگاهی موشکافانه و انسانی به روزمرگیها، دغدغهها و فرازونشیبهای زندگی یک مادر در دل جامعهای سنتی میپردازد. داستان در بستری از فقر، تلاش و امید شکل میگیرد و شخصیتها با تمام ضعفها و قدرتهایشان، تصویری ملموس و باورپذیر از زندگی روستایی ارائه میدهند. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب صوتی مادر اثر پرل باک
کتاب صوتی مادر، اثر پرل باک، رمانی است که در بستر یک روستای کوچک و فقیر شکل میگیرد و زندگی یک زن روستایی را بهعنوان محور روایت انتخاب کرده است. پرل باک با نگاهی دقیق و جزئینگر، روزمرگیها، روابط خانوادگی و اجتماعی و چالشهای زنان در جامعهای مردسالار را به تصویر کشیده است. شخصیت اصلی زنی است که بار خانواده را بر دوش میکشد و در کنار کار طاقتفرسا در مزرعه، مسئولیت خانه و مراقبت از فرزندان و مادرشوهر پیرش را نیز به عهده دارد.
این کتاب صوتی با جزئیات فراوان، فضای خانه، مزرعه، روابط میان اعضای خانواده و حتی دغدغههای کوچک و بزرگ مادر را بازتاب میدهد. پرل باک در این کتاب صوتی، هم به مسائل اقتصادی و اجتماعی میپردازد، هم احساسات، امیدها و ناامیدیهای شخصیتها را با دقتی مثالزدنی به تصویر میکشد. مادر، نماد پایداری، مهر و فداکاری است و درعینحال ضعفها و خشمهای انسانی او نیز بیپرده نمایش داده میشود. کتاب صوتی مادر تصویری زنده از زندگی روستایی و نقش زنان در آن ارائه میدهد و شنونده را با دنیایی آشنا میکند که در عین سادگی، سرشار از پیچیدگیهای انسانی است.
خلاصه کتاب صوتی مادر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان مادر با تصویری از آشپزخانهای ساده و اجاقی گِلی آغاز میشود؛ جایی که مادر، زنی نیرومند و پرتلاش، در کنار مادرشوهر پیر و فرزندانش زندگی میکند. او هر روز پیش از طلوع آفتاب بیدار میشود، به کارهای خانه و مزرعه میپردازد و با مشکلاتی مانند فقر، بیماری فرزندان و اختلافات خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. مادر در کنار همسرش که گاه بیتفاوت و گاه عصبی است، تلاش میکند خانواده را سرپا نگه دارد. داستان لحظهبهلحظه زندگی او را دنبال میکند: از زایمانهای پیدرپی و مراقبت از کودکان گرفته تا دعواهای کوچک و بزرگ با شوهر و مادرشوهر.
در این میان، مادر با احساسات متناقضی روبهروست؛ گاهی از زندگی یکنواخت و سخت خسته میشود و گاهی با دیدن رشد فرزندان و حس مادرانه، دوباره انگیزه میگیرد. داستان با توصیف دقیق جزئیات زندگی روزمره، روابط میان اعضای خانواده و چالشهای اجتماعی و اقتصادی پیش میرود و شنونده را با دنیایی پر از امید و ناامیدی، عشق و خشم و مقاومت و تسلیم آشنا میکند.
چرا باید کتاب صوتی مادر را بشنویم؟
کتاب صوتی مادر با روایت صادقانه و بیپیرایه از زندگی یک زن روستایی، فرصتی برای شنونده فراهم میکند تا با دنیایی کمتردیدهشده آشنا شود. این کتاب صوتی هم تصویری از فقر و تلاش را نشان میدهد، هم پیچیدگیهای روابط خانوادگی، نقش زنان در جامعهی سنتی و احساسات متضاد مادرانه را بهخوبی بازتاب میدهد. شنیدن کتاب صوتی مادر امکان همدلی با شخصیتهایی را فراهم میکند که در دل سختیها، امید و عشق را زنده نگه میدارند. همچنین روایت پرل باک و ترجمهی محمد قاضی فضایی ملموس و باورپذیر خلق کرده که شنونده را به دل داستان میبرد و او را با دغدغهها و آرزوهای شخصیتها همراه میکند.
شنیدن کتاب صوتی مادر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای اجتماعی، روایتهای زنانه و شناخت زندگی روستایی علاقهمند هستند یا دغدغهی فهم نقش زنان و مادران در جوامع سنتی را دارند.
درباره پرل باک
پرل باک (۲۶ ژوئن ۱۸۹۲ ـ ۶ مارس ۱۹۷۳) نویسنده و کنشگر انساندوست آمریکایی بود که بیش از هر چیز با رمان زمین خوب شناخته میشود؛ اثری که در سالهای ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ پرفروشترین رمان آمریکا شد و در سال ۱۹۳۲ جایزهی پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. باک در سال ۱۹۳۸ بهعنوان نخستین زن آمریکایی، جایزهی نوبل ادبیات را بهدلیل توصیفهای حماسی و انسانیاش از زندگی دهقانان چین و نیز آثار زندگینامهای دربارهی والدین مبلغ مذهبیاش دریافت کرد.
او در ایالت ویرجینیای غربی به دنیا آمد، اما تنها چند ماه پس از تولد، همراه خانوادهاش به چین رفت و بخش عمدهی کودکی و جوانی خود را در آن کشور گذراند. زندگی میان دو فرهنگِ کاملاً متفاوتِ آمریکایی و چینی تأثیری عمیق بر شکلگیری نگاه ادبی و انسانی او گذاشت. باک تحصیلات دانشگاهی خود را در آمریکا به پایان رساند و سپس بار دیگر به چین بازگشت. او مدتی بهعنوان مبلغ مذهبی و استاد دانشگاه فعالیت کرد، اما بهتدریج دربارهی نقش مبلغان خارجی دچار تردید شد و در نهایت از این مسیر کناره گرفت.
پرل باک در دههی ۱۹۳۰ بهطور جدی به نویسندگی روی آورد و با انتشار کتاب زمین خوب به شهرتی جهانی رسید. بسیاری از آثار او به زندگی مردم عادی چین، بهویژه دهقانان، میپردازد و با نگاهی همدلانه، انسانی و واقعگرایانه نوشته شده است. او علاوهبر رمان، داستان کوتاه، زندگینامه، کتاب کودک و آثار غیرداستانی متعددی نوشت و در آنها به موضوعاتی چون حقوق زنان، نژادپرستی، جنگ، مهاجرت و فرهنگهای آسیایی پرداخت.
باک پس از بازگشت دائم به آمریکا، به فعالیتهای اجتماعی و بشردوستانه روی آورد و بهویژه در زمینهی حمایت از کودکان آسیایی و دورگه پیشگام شد. او نخستین نهاد بینالمللی فرزندخواندگی میاننژادی را بنیان گذاشت و از مدافعان سرسخت برابری نژادی، حقوق زنان و حقوق افراد دارای معلولیت بود. او بخش بزرگی از ثروت و درآمد خود را صرف امور خیریه و حمایت از کودکان محروم کرد.
باک در سال ۱۹۷۳ در اثر سرطان ریه درگذشت. بنا به خواست خودش، نامش بر سنگ قبر نه به انگلیسی، بلکه به خط چینی نوشته شد؛ نامی که یادآور پیوند عمیق او با چین و فرهنگی است که الهامبخش مهمترین آثارش بود. او امروز بهعنوان نویسندهای پلساز میان فرهنگها و چهرهای ماندگار در ادبیات و کنش انسانی قرن بیستم شناخته میشود.
بخشی از کتاب صوتی مادر
«در چنان شبهایی است که حیات در دل دانههای خشک جوش میزند. او از تصور اینکه در تاریکی و در اعماق زمین گرم و نمناک، سرتاسر صحرا را ارتعاشی اسرارآمیز تکان میداد، شاد و خرسند بود. مردش هنوز کار میکرد و پاهای برهنۀ او خاک شیارها را میکوبید. اما مادر چون بچهها از آنطرفِ مزرعه صدایش زده بودند، مردش را تنها گذاشته و به شتاب پیش بچهها برگشته بود. بچهها جلوی در آشپزخانه انتظارش را میکشیدند. گرسنهشان بود و گریه میکردند. پسربچه به آهنگ یکنواخت و با چشمان بیاشک، پشتِسرهم عر میزد. دختربچه نِق میزد و مچ دست خود را گاز میگرفت. پیرزن پس از تلاش بیهوده برای آرامکردن ایشان، اکنون هر دو را به حال خود رها کرده و همچنانکه نشسته بود، با خونسردی تمام به گریۀ ایشان گوش میداد. مادر بیآنکه چیزی بگوید، با عجله به طرف اجاق رفت. در بین راه خم شد تا یک بغل علف برای سوخت بردارد. همین حرکت برای ساکتکردن بچهها کافی بود. پسرک آرام گرفت و با تمام نیروی پنجسالگی خود، دواندوان به دنبال مادر راه افتاد. در پی او خواهرش نیز چندانکه میتوانست میدوید، ولی او هنوز سه سالش تمام نشده بود. شام در دیگ میجوشید و ابری از بخارات خوشبو، درِ چوبی دیگ را بلند میکرد. پیرزن به سختی نفسی کشید و دهان بیدندان خود را به صدا درآورد. از زیر دیگ آهنی، شعلهها رقصکنان سر میکشیدند و چون مفری برای بیرونآمدن نمییافتند، به دودی غلیظ تبدیل میشدند و در آن اتاقِ تنگ پخش میشدند.»
زمان
۱۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۶۲۹٫۴ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۶۲۹٫۴ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد