
دانلود و خرید کتاب صوتی مادر شیطانی من
معرفی کتاب صوتی مادر شیطانی من
کتاب صوتی مادر شیطانی من با عنوان اصلی My Evil Mother نوشتهٔ «مارگارت اتوود» و ترجمهٔ «بهنود فرازمند» با گویندگی «متین بختی» توسط نشر واوخوان منتشر شده است. این اثر کانادایی در قالب یک داستان، به رابطهٔ پیچیده و پرتنش میان دختری نوجوان و مادرش پرداخته و با نگاهی طنزآمیز و گاه تلخ، لایههای پنهان خانواده و هویت و قدرتهای زنانه را واکاوی کرده است. نسخهٔ صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب صوتی مادر شیطانی من اثر مارگارت اتوود
کتاب صوتی «مادر شیطانی من» داستانی است که در قالب خاطرهنگاری و روایت اولشخص، زندگی دختری به نام «وانسا» را در کنار مادرش به تصویر میکشد. داستان در دههٔ ۱۹۵۰ کیلادی و پس از آن و نیز در حومهٔ شهری در کانادا میگذرد. «مارگارت اتوود» در این کتاب با بهرهگیری از عناصر جادویی و طنز سیاه، مرز میان واقعیت و خیال را باریک میکند و مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن، جادو و زندگی روزمره در هم تنیده است. ساختار کتاب بهگونهای است که خاطرات و روایتهای مختلف از کودکی تا بزرگسالی «وانسا» را به هم پیوند میزند و تصویری چندلایه از مادر و دختر ارائه میدهد. این کتاب داستانی نهتنها به روابط خانوادگی و مادر - دختری میپردازد، بلکه دغدغههای هویت، استقلال، آسیبپذیری و قدرت را نیز در بستر داستان بررسی کرده است.
خلاصه داستان صوتی مادر شیطانی من
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
این داستان با روایت «وانسا»، دختری نوجوان آغاز میشود که در خانهای بدون پدر و با مادری غیرمعمول زندگی میکند. مادر وانسا زنی مستقل، مرموز و تا حدی عجیب است که به جادوگری، آشپزی با دستورهای خاص و مراقبتهای غیرمتعارف از دخترش شهرت دارد. وانسا در نوجوانی با چالشهای هویتی، روابط عاطفی و فشارهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند و رابطهاش با مادرش میان عشق، خشم و سردرگمی در نوسان است. مادر وانسا با رفتارها و باورهای خاصش همواره مرز میان واقعیت و خیال را برای دختر مبهم میکند؛ از سوزاندن موها برای دفع شر گرفته تا پیشبینی آینده با کارتهای تاروت و روایتهایی دربارهٔ دشمنی دیرینه با زنی به نام «خانم اسکیس». وانسا در تلاش است تا میان باور به قدرتهای جادویی مادر و میل به زندگی عادی تعادل برقرار کند. او در نوجوانی عاشق پسری به نام «برایان» میشود، اما مادرش با پیشبینی حادثهای برای او، وانسا را وادار به قطع رابطه میکند. این جدایی، وانسا را دچار احساس گناه و سردرگمی میکند و او را به بازنگری در باورهایش دربارهٔ مادر و جهان پیرامونش وا میدارد. در ادامه، داستان به سالهای بعد میپردازد؛ وانسا بزرگ میشود، با پدر غایبش ملاقات میکند و درمییابد که واقعیت زندگی پیچیدهتر از افسانههای کودکی است. رابطهٔ او با مادرش همچنان پرتنش و پر از فرازونشیب باقی میماند؛ گاه با فاصله و قهر، گاه با آشتی و همدلی. در نهایت، وانسا با مادر سالخورده و بیمار خود روبهرو میشود و درمییابد که بسیاری از افسانهها و جادوها، پوششی برای محافظت و عشق مادرانه بودهاند. داستان با انتقال این تجربهها به نسل بعدی، یعنی دختر وانسا به پایان میرسد و چرخهٔ مادر - دختری را در بستری از واقعیت و خیال ادامه میدهد.
چرا باید کتاب صوتی مادر شیطانی من را بشنویم؟
این داستان با روایت صمیمی و طنزآمیز خود، تصویری متفاوت از رابطهٔ مادر و دختر ارائه میدهد و به لایههای پنهان قدرت، آسیبپذیری و هویت زنان میپردازد. «مادر شیطانی من» با ترکیب عناصر جادویی و واقعگرایانه، مرز میان افسانه و واقعیت را به چالش میکشد و مخاطب را به بازاندیشی دربارهٔ نقش خانواده، خاطرات و تأثیر نسلها بر یکدیگر دعوت میکند. شنیدن این اثر فرصتی است برای تجربهٔ روایتی چندلایه از رشد، جدایی، آشتی و معنای عشق در بستر خانوادهای نامتعارف.
شنیدن این کتاب صوتی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب صوتی برای علاقهمندان به داستانهای خانوادگی، روایتهای مادر - دختری و کسانی که به آثاری با مضامین هویت، استقلال و روابط میاننسلی علاقه دارند، مناسب است؛ همچنین شنیدن این داستان کانادایی میتواند برای کسانی که با چالشهای بلوغ، جدایی والدین یا روابط پیچیده با آنها دستوپنجه نرم میکنند، تجربهای همدلانه و تأملبرانگیز باشد.
درباره مارگارت اتوود
«مارگارت النور اتوود» (Margaret Elenor Atwood) نویسنده، شاعر، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست برجستهٔ کانادایی در ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹ در اتاوا متولد شد. او دانشآموختهٔ ادبیات انگلیسی، فلسفه و زبان فرانسوی است و از نوجوانی به نویسندگی علاقهمند بوده است. آثار این نویسنده اغلب به جایگاه زنان در جامعهٔ پدرسالار میپردازد و فشارهای اجتماعی ناشی از آن را به تصویر میکشد. او جوایز ادبی متعددی دریافت کرده و از بنیانگذاران بنیاد نویسندگان کانادا و جایزهٔ شعر گریفین بوده است. از مهمترین آثارش میتوان به رمانهای «زن خوراکی»، «سرگذشت ندیمه»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک و سال سیلاب»، مجموعهداستانهایی چون «دختران رقاص» و «جنایت در تاریکی» و نیز آثاری در قالب شعر، آثار غیرداستانی و کتابهای کودک اشاره کرد. رمان مشهور «سرگذشت ندیمه» به قلم او الهامبخش اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی متعددی بوده؛ ازجمله فیلمی در سال ۱۹۹۰ میلادی با کارگردانی «فولکر اشلوندورف» و سریال پرآوازهای با همین نام که از ۲۰۱۶ میلادی با تهیهکنندگی «بروس میلر» ساخته شد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
«مارگارت اتوود» بیش از ۵۵ جایزه و نشان ملی و بینالمللی دریافت کرده است. او دو بار برندهٔ جایزهٔ معتبر بوکر برای رمانهای The Blind Assassin و The Testaments شده و جایزهٔ Hammett را نیز برای رمان «آدمکش کور» به دست آورده است. از دیگر افتخارات او میتوان به دریافت مدال «امرسون - تورو» از آکادمی هنر و علوم آمریکا برای دستاوردهای برجسته در ادبیات و جایزهٔ ادبی Príncipe de Asturias از اسپانیا اشاره کرد. او نشانها و مدالهای متعددی همچون فرمان عالی Order of Canada، جایزهٔ مولسون، گروه کلارک، جایزهٔ نلی زاخس و جایزهٔ بینالمللی فرانتس کافکا را دریافت کرده و درجات افتخاری متعددی از دانشگاههای برجستهای مانند آکسفورد، سوربن و کلمبیا کسب کرده است.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
منتقدان، وبلاگنویسان و خوانندگان «مادر شیطانی من» را داستانی طنزآلود و تأملبرانگیز توصیف کردهاند. نویسندهٔ وبلاگ Suburban Sorcery بر گرهخوردن عشق و کنترل در روابط مادر و دختر تأکید کرده و N S Ford ساختار ادبی اثر را «عالمانه و فوقالعاده» توصیف کرده و نوشته مادر داستان، چه جادوگر باشد و چه نباشد، شخصیتی قدرتمند و محافظتکننده است؛ همچنین Positively Book Mad به طنز لطیف و عمق احساسات درونی داستان اشاره کرده و آن را داستانی نفسگیر دانسته که لایههای پیچیدهٔ رابطهٔ مادر و دختر را با جادوی ملایم نشان میدهد و در پایان حس غمآلودی بر جای میگذارد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب حاضر نخستینبار با عنوان «مادر شیطانی من» با ترجمهٔ «بهنود فرازمند» توسط انتشارات بهجت و در سال ۱۴۰۱ منتشر شد و سپس با عنوان «مادر بدجنس من» با ترجمهٔ «آرزو یاسمی» و «محمدامین خیاط» توسط نشر ویراست در ۱۴۰۳ روانهٔ بازار کتاب ایران شده است.
بخشی از کتاب صوتی مادر شیطانی من
«وسوسه میشدم که فالگوش بایستم تا ببینم مادرم چه میگوید، اما همیشه مچم را میگرفت. میگفت: «فالگوش واینستا. برو بخواب. قشنگ بخوابی.» انگار فقط خواب مرا خوشگلتر میکرد. بعد در آشپزخانه بسته میشد و زمزمهها ادامه مییافت. مطمئنم که مادرم این زنان پریشان را نصیحت میکرد. گرچه احتمال بسیار کمی هم وجود داشت که شیشهای از معجون مرموزی را هم به آنها بدهد. او چندتا از این شیشههای عجیب را توی فریزر نگه میداشت. مواد چسبناک توی شیشهها رنگهای مختلفی داشتند که به من هیچ ربطی نداشت. همچنین باغچهی سبزی پشت خانهمان نیز به من ربطی نداشت. نام هیچکدام از سبزیها با برچسب مشخص نشده بود.»
زمان
۱ ساعت و ۱۱ دقیقه
حجم
۶۵٫۱ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۱۱ دقیقه
حجم
۶۵٫۱ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد