با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خون بر برف

دانلود و خرید کتاب صوتی خون بر برف

۳٫۴ از ۵ نظر
۳٫۴ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی خون بر برف  نوشته  یو نسبو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی خون بر برف

کتاب صوتی خون بر برف داستانی از یو نسبو، نویسنده نروژی پرفروش نیویورک تایمز است. داستان ماجرای قتلی پیچیده که به بزرگ‌ترین تجربه حرفه‌ای قاتل و احتمالا بزرگ‌ترین اشتباهش بدل می‌شود.

از رمان خون بر برف، اقتباسی سینمایی با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، در دست ساخت است. شنیدن نسخه صوتی این کتاب با ترجمه نیما م. اشرفی و صدای ایوب آقاخانی، می‌تواند تجربه‌ای لذت‌بخش برای تمام طرف‌داران داستان‌های جنایی، رقم بزند. 

درباره کتاب صوتی خون بر برف

«اولاف یوهانسن» قاتلی متناقض است. کار او حسابرسی یکی از قاچاقچیان و توزیع‌کنندگان مواد مخدر در نروژ، به نام «دانیل هافمن» است. البته این حسابرسی یعنی او از هافمن پول می‌گیرد تا حساب بدهکارانش را برسد! چون هافمن «نمی‌تواند بگذارد آدم‌ها بدون اینکه بدهیشان را صاف کنند، راست راست راه بروند، چون این طور چیزها خیلی زود به مشتری‌های مهم دیگر هم سرایت می‌کند.» اما قلبش پر از احساس است! بهرحال دانیل هافمن قرار است ماموریتی به او بدهد که شاید بزرگ‌ترین ماموریتش از آب دربیاید!

هافمن متوجه شده که همسرش به او خیانت می‌کند. بنابراین به اولاف پول می‌دهد که همسرش را بکشد. اما گلوی این قاتل، پیش این زن گیر می‌کند و ماجرا طور دیگری می‌شود! طوری که نه هافمن و نه اولاف، حتی فکرش را هم نمی‌کردند!

کتاب صوتی خون بر برف را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

شنیدن نسخه صوتی کتاب خون بر برف را به تمام علاقه‌مندان به رمان‌های جنایی و ماجراهای پلیسی پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره یو نسبو

یو نسبو نویسنده و موسیقیدان نروژی است که در سال ۱۹۶۰ به دنیا آمد. او در نوجوانی دوست داشت فوتبالیست شود اما زانویش آسیب دید و نتوانست ادامه دهد. بعد از خدمت سربازی به دانشکده اقتصاد رفت و آنجا با دوستانش یک گروه موسیقی راک راه انداخت و همزمان در کارگزای بورس هم کار می‌کرد. او دو آلبوم تولید کرد که باعث محبوبیتش در دنیای موسیقی شد. نسبو در کنار موسیقی به ادبیات هم روی آورد. او علاقه زیادی به سفر داشت و همیشه در اوقات فراغتش مشغول نوشتن داستان‌هایش است! 

در کنار تمام کارهای هنری و ادبی‌اش، یک موسسه خیریه هم به نام قهرمان محبوب کتاب‌هایش، هری هول راه انداخت تا به سوادآموزی کودکان محروم کمک کند.

از میان آثاری که تابه‌حال از یو نسبو منتشر شده، می‌توان به خفاش، خون بر برف، خورشید نیمه‌شب و رمان اقتباسی مکبث اشاره کرد.

نسبو تا به حال نامزد و برنده چندین جایزه معتبر بین‌المللی از جمله جایزه ادگار (۲۰۱۰)، جایزه کتاب کودکان آرک (۲۰۰۷) و جایزه پیر گینت (۲۰۱۳) است.

درباره ایوب آقاخانی 

ایوب آقاخانی، بازیگر، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، یکم آبان سال ۱۳۵۴ در تبریز متولد شد. در مقطع کارشناس نمایش با گرایش ادبیات نمایشی در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی درس خواند و پس از آن در مقطع کارشناسی ارشد نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۸۱ تحصیل کرد.

ایوب آقاخانی فعالیت‌های هنری بسیاری در کارنامه خود دارد که از میان آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

داوری در جشنواره های مختلف و متعدّد تئاتر مانند جشنواره های منطقه‌ای، جشنواره‌های استانی، جشنواره‌های دانشجوئی و دانشگاهی، جشنواره‌های نمایشنامه خوانی، جشنواره تئاتر فجر و نمایش رادیوئی از سال ۱۳۷۹ تا کنون. دبیری نخستین دوره جشنواره نمایش‌های کوتاه رادیوییِ «انتخاب» در سال ۱۳۸۸ و داوری جشنواره دانشگاه آمریکایی بیروت (جشنواره برنامه های رادیویی آسیا و اقیانوسیه) در سال ۲۰۰۹.

بخشی از کتاب صوتی خون بر برف

نمی‌دانم وقتی با هم بودند، ماریا هم مصرف می‌کرده یا نه، یا اینکه دنبال راهی برای مطیع بودن می‌گشته یا نه، اما به هر حال او دیگر کاملاً سرحال به نظر می‌رسید، دست کم آن موقع. در سوپرمارکت کوچکی مشغول به کار شد. من هم گاهی به آنجا سر می زدم تا ببینم اوضاع روبه راه باشد و سروکله دوست پسر مفنگی‌اش پیدا نشده باشد تا دوباره همه چیز را به هم بریزد. بدیهی است طوری به او سر می زدم که مرا نبیند، در تاریکیِ بیرونِ فروشگاه می‌ایستادم و به داخل که خیلی پرنور بود، نگاه می‌کردم. می‌دیدم پشت صندوق نشسته و کالاها را در کیسه می‌گذارد و اگر مشتری با او حرف می زد، به یکی از کارکنان دیگر اشاره می‌کرد. اغلب فکر می کنم همه‌مان باید این حس را داشته باشیم که در زندگی از انتظارات والدینمان تبعیت می کنیم. نمی‌دانم پدرم چه انتظاری داشت که بتوانم از آن تبعیت کنم؛ احتمالاً این بیشتر درباره مادرم صادق است. او بیشتر مراقب دیگران بود تا خودش و به گمانم آن موقع، این کارش سرمشقم شده بود. خدا می‌داند. به هر صورت، پولی که از هافمن می‌گرفتم زیاد به کارم نمی آمد. چه می‌شد اگر یک ورق خوب به دختری می‌دادم که ورق های دستش آن قدر بد بود؟

به هر حال. بگذارید این طور جمع بندی کنم: من اصلاً نمی توانم آرام رانندگی کنم، خیلی نازک نارنجی هستم، خیلی راحت دل می بازم، وقتی عصبانی می شوم خونسردی ام را از دست می دهم، ریاضی هم سرم نمی شود. کمی مطالعه کرده ام، اما واقعاً چیزی بارم نیست و چیزهایی که می دانم هم اصلاً به درد کسی نمی خورد. در ضمن، سرعت تشکیل قندیل های آهکی سقف غارها بیشتر از سرعت نوشتن من است.

آخر کسی مثل من به چه درد کسی مثل دانیل هافمن می خورد؟

همان طور که احتمالاً تا الان حدس زده اید، به درد حسابرسی. 

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۳ ساعت و ۴۲ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۰۴٫۵ مگابایت
زمان۰۳ ساعت و ۴۲ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۰۴٫۵ مگابایت