با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ماشالله خان در بارگاه هارون‌الرشید

دانلود و خرید کتاب صوتی ماشالله خان در بارگاه هارون‌الرشید

۳٫۸ از ۱۶ نظر
۳٫۸ از ۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی ماشالله خان در بارگاه هارون‌الرشید  نوشته  ایرج پزشکزاد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی ماشالله خان در بارگاه هارون‌الرشید

کتاب صوتی ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید نوشته ایرج پزشکزاد یکی از بزرگ‌ترین طنز نویسان ایران است. کتاب ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید اولین بار در ۱۳۳۷ در مجله اطلاعات جوانان و برای بار دوم در ۱۳۵۰ در مجله فردوسی منتشر شده‌است. ایرج پزشکزاد را با رمان مشهور دایی جان ناپلئون می‌شناسند، در این کتاب داستان جذاب دیگری روایت می‌کند. 

سریال قهوه تلخ ساخته مهران مدیری که در سال ۱۳۸۹ در سینمای خانگی منتشر شد از کتاب صوتی ماشاالله‌خان در بارگاه هارون‌الرشید اقتباص شده است. این کتاب را با صدای ایوب آقاخانی می‌شنوید. 

درباره کتاب ماشاالله‌خان در بارگاه هارون‌الرشید

سیروسفر در زمان، به‌خصوص در زمان گذشته، همیشه یک رؤیای بشر بوده است. آدم امروز آرزو می‌کند که با علم و اطلاع به توانایی خود و کمبودهای قدیم می‌توانست به میان آدم‌های قرون گذشته برگردد و برتری‌های خود را به رخ آنها بکشد و تفریح کند. این تفریح و تفرج در گذشته، موضوع بسیاری از آثار تخیلی نویسندگان بوده است و پزشکزاد از این موضوع به خوبی استفاده کرده است. 

ماشاالله خان دربان بانک است و تحت تأثیر کتاب‌های تاریخی دوران هارون‌الرشید، او همیشه خودش را در دربار هارون‌الرشید تصور می‌کند. تا اینکه بالاخره یک روز پیش یک مرد هندی که جادو و علوم غریبه بلد است می‌رود و از او می‌خواهد روحش را به دوران خلافت هارون‌الرشید ببرد و مرد هندی این کار را می‌کند و ماشاالله وقتی به هوش می‌آید که خود را در بغداد و در دوران هارون‌الرشید می‌بیند. در داستان ساختار حکومت عباسیان با زبانی طنز بررسی می‌شود و خشونت و ظلم به تصویر کشیده می‌شود. نویسنده سعی دارد حکومت‌های ایرانی را در این تصویر نشان دهد.

ماشاءالله‌خان هزاران ظلم را می‌بیند و سعی می‌کند جلوی قتل جعفر برمکی را بگیرد. داستان طنز تلخ جذابی دارد که خواننده را رها نمی‌کند.

سفر شخصیت اصلی در زمان او را از حال دور می‌کند و به دنیایی می‌برد که فکر می‌کرده است آرمانی است اما با حقیقت تلخی روبه‌رو می‌شود. پزشکزاد در اعماق تاریخ سفر می‌کند تا نقدش از اوضاع زمانه‌اش را راحت‌تر بیان کند و این نقد را آن‌چنان با طنز می‌آمیزد که خواننده در میان خنده غمگین می‌شود و به فکر فرو می‌رود.

عصر هارون‌الرشید را عصر طلایی اسلام می‌دانند ماشاالله‌خان این سفر در تاریخ به خواننده و قهرمان نشان می‌دهد اوضاع آن‌طور که فکر می‌کنند نیست و همه‌چیز جور دیگری است و تاریخ همان‌طور که بوده خواهند ماند و و ناشایستی افراد همواره در تاریخ تکرار می‌شود.

شنیدن کتاب ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

طنز در ادبیات داستانی معاصر ایران با ایرج پزشکزاد شناخته می‌شود، اگر از کتاب‌هایی طنزی مانند دایی جان ناپلئون لذت برده‌اید این کتاب را هم از دست ندهید.

درباره ایرج پزشکزاد

ایرج پزشکزاد در سال ۱۳۰۶ شمسی در تهران متولد شد. پدرش حسن پزشکزاد یک پزشک و مادرش شاهزاده فکری ارشاد دختر مؤیدالممالک فکری ارشاد بود. معزدیوان فکری نیز دایی او بود. وی پس از تحصیل در ایران و فرانسه در رشته حقوق دانش‌آموخته شد و به مدت پنج سال در ایران به قضاوت مشغول بود. پس از آن به خدمت در وزارت امور خارجه ایران ادامه داد و آخرین سمتش مدیرکل روابط فرهنگی بود.

پزشکزار کار نویسندگی را در اوایل دهه ۱۳۳۰ خورشیدی با نوشتن داستان‌ کوتاه برای مجله‌ها و ترجمه نوشته‌های ولتر، مولیر و چند رمان تاریخی آغاز کرد. او هنگام کار در وزارت امور خارجه، نویسنده ستون طنز آسمون ریسمون در مجله فردوسی نیز بود.

پزشک‌زاد درباره خودش می‌گوید:

از پدری پزشک و مادری معلم به دنیا اومدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران و تحصیلات عالیه رو در فرانسه در رشته حقوق گذراندم. بعد از فارغ‌التحصیلی به استخدام وزارت امور خارجه درآمدم و به عنوان دیپلمات تا انقلاب در اونجا کار کردم. بعد از انقلاب از کار اخراج شدم به طوری که حتی حقوق بازنشستگی هم شامل حالم نشد. بعد از اون به فرانسه برگشتم و به کار روزنامه‌نگاری و قلم زنی و نوشتن اراجیف مشغول شدم.

هرچند امروزه پزشکزاد را فقط با دایی جان ناپلئون می‌شناسند اما او آثار دیگری مانند: حاج مم‌جعفر در پاریس، بوبول، آسمون ریسمون، شهر فرنگ از همه رنگ، انترناسیونال بچه‌پرروها، رستم صولتان، گلگشت خاطرات، بلیط خان‌عمو، مصدق بازمصلوب: چند مقالهٔ سیاسی و چندین مقاله‌ی سیاسی و تاریخی و ترجمه‌های دختر گرجی از موریس دوکبرا، زندانی کازابلانکا از موریس دوکبرا، فردا گریه خواهم کرد از لیلیان روت، شوایک سرباز پاکدل از یاروسلاو هاشک، دو سرنوشت از ویلکی کالین و ... در کارنامه خود دارد. بعضی منتقدان پزشکزاد را بهترین رمان‌نویس طنز‌پرداز ایران می‌دانند.

درباره ایوب آقاخانی

ایوب آقاخانی متولد یک آبان ماه سال ۱۳۵۴ در تبریز است. او مدرک تحصیلی کارشناس نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ۱۳۷۸ گرفت و پس از آن در کارشناسی ارشد نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۸۱ تحصیل کرد.

داوری در جشنواره‌های مختلف و متعدد تئاتر مانند جشنواره‌های منطقه‌ای، استانی، دانشجوئی و دانشگاهی، جشنواره‌های نمایشنامه خوانی، جشنواره تئاتر فجر و…) و نمایش رادیوئی از ۱۳۷۹ تا کنون بر عهده‌ او بوده است.

او همچنین دبیر نخستین دوره جشنواره نمایشهای کوتاه رادیویی «انتخاب»-۱۳۸۸ و داور جشنواره دانشگاه آمریکایی بیروت (جشنواره برنامه های رادیویی آسیا و اقیانوسیه) در سال ۲۰۰۹ بود.

بیشترین شهرت ایوب آقاخانی در زمینه تئاتر است اما او را با بازی‌اش در سریال داوران و نویسندگی مجموعه دانی و من هم می‌شناسند.

بخشی از کتاب ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید

در این موقع دروازهٔ شهر به خوبی نمایان شده بود. ماشاءالله‌خان جلو می‌رفت و دروازه را تماشا می‌کرد. این دروازه را به‌خوبی می‌شناخت زیرا کتاب امین و مأمون جرجی زیدان را ده‌ها بار خوانده بود. تمام جملات فصل اول کتاب را که شرح این دروازه بود به خوبی به یاد می‌آورد: «در خارج دروازه‌ای که به سمت خراسان باز می‌شد و آن را دروازهٔ خراسان می‌نامیدند، کاخ بزرگی به نام قصر خُلد قرار داشت. بین این قصر و دروازهٔ خراسان میدان وسیعی ایجاد شده بود. در آن محله باغات و جوی‌های زیادی مشاهده می‌گردید از نهر عظیم دجله رودی به طرف مشرق منشعب می‌شد که رود جعفر نامیده می‌شد و در دو طرف این رود باغ‌ها و بستان‌های باصفایی واقع شده بود. در آنجا باغی در جادهٔ خراسان وجود داشت که عده‌ای از مشروب‌فروشان سیاه‌پوست آن را چون میهمان‌خانه‌ای قرار داده و از مردم بغداد که مایل بودند مخفیانه شراب بنوشند به آن باغ می‌رفتند و مشغول باده‌نوشی می‌گردیدند. صاحب این مهمان‌خانه مرد شصت‌ساله‌ای بود که تجربیات زیادی در زندگی داشت. او دوران خلافت سه خلیفهٔ عباسی یعنی مهدی و هادی و هارون را دیده بود. اغلب اشخاصی که اخلاق خوبی نداشتند می‌آمدند، کلیمی و از گروه نَبَطی‌ها بودند. زیرا فروش شراب به مسلمانان منع شده بود. صاحب این مهمان‌خانه یکی از نبطیان بود. میخانهٔ آن شخص نبطی اتاق وسیعی از آن عمارت بود. بر روی کف اتاق حصیری پهن کرده بودند و بالش‌هایی که از کاه پر شده بود دورتادور اتاق دیده می‌شد. در گوشه‌های اتاق خُم‌های پر از شراب که از انگور و خرما و سیب و بقیهٔ میوه‌ها گرفته شده بود وجود داشت به دیوار آلات موسیقی از قبیل عود و دف و داریه و تنبور آویزان کرده بودند و اصولاً صاحبان میخانه‌ها دختر زیبا و خوش‌صدایی را برای سرگرمی مشتریان خود در میخانه نگاه می‌داشتند...»

ماشاءالله‌خان در این موقع خود را در مقابل میهمان‌خانهٔ مرد نبطی یافت. با شوق و شعف شخصی که بعد از سال‌ها دوری به محلهٔ خود برمی‌گردد. به در و دیوار آن نگاه می‌کرد. عاقبت زیر لب گفت: «برویم توی این مهمان‌خانه مرد نبطی و گلویی تازه کنیم ضمناً ته‌وتوی اوضاع را دربیاوریم.»

اما ناگهان چشمش به جمعیتی افتاد که با فریادهای عجیب و غریب از آن طرف میدان پیش می‌آمدند:

ــ حالی‌حالی، حالی‌لاوالا... حالی‌حالی‌لاوالا... 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
sina moghimi
۱۴۰۰/۰۴/۰۸

اگه دنبال یه داستان پر محتوا هستید این کتاب رو توصیه نمیکنم راوی این کتابو به طرز خیلی جذابی روایت کرده این کتاب برای پر کردن وقت خوبه مثلا اگه توی جاده هستید و بیکارید به کارتون میاد چون سِیر داستانیش

- بیشتر
کاربر ۳۱۴۸۵۸۵
۱۴۰۰/۰۴/۱۲

سلام بسیار خوب و مفید دیگر کتابهای ایرج پزشکزاد را مثل این بزارید لطفا

amirhosei.sh
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

جالب تر از داستان گویندگی فوق العاده باعث شده حتی متن هم دلنشین تر بشه. خیلی راضی هستم از خریدن کتاب.

کاربر ۳۲۵۲۰۵۵
۱۴۰۰/۰۴/۰۹

اصلا خوب نبود و فقط لحن خواندن راوی جالب یود

_mamanbanoo_
۱۴۰۰/۰۴/۰۹

تنها نکته مثبت خوانش پر از ظرافت و جذاب راویه،و گرنه خود داستان به نظرم اصلا ارزش وقت گذاشتن نداره من حتی نتونستم خودم رو قانع کنم تا انتها بشنوم

ناتلا
۱۴۰۰/۰۵/۰۶

آشغاله تمام.

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۸ ساعت و ۴۳ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۴۸۱٫۱ مگابایت
زمان۰۸ ساعت و ۴۳ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۴۸۱٫۱ مگابایت