معرفی و دانلود کتاب تابِ طناب‌دار + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تابِ طناب‌دارsubscriptionAvailable

کتاب تابِ طناب‌دار

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۵۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی پناهیان
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تابِ طناب‌دار

رمان تاب طناب دار نوشته مهدی پناهیان در بستر حوادث سال ۸۸ اتفاق می افتد. داستان پر از گره‌ها و اتفاقات جذاب است که شخصیت‌های رمان را گاهی در فضای سیاست به تصویر می‌کشد و گاهی احساسات عاطفی آنان را در فضایی به دور از هیاهوهای سیاسی نشان می‌دهد. این کتاب تصویری از جوانان در آن دوره است و بعد شخصی و اجتماعی آن‌ها را نشان می‌دهد.

 رمان دارای سه شخصیت متفاوت و متضاد است که از لحاظ سیاسی افکار و عقاید مختلفی دارند. سخن هر یک از شخصیت ها نمایانگر افکار و عقاید متفاوت سیاسی بخشی از جامعه است.

خواندن کتاب تابِ طناب‌دار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به علاقه‌مندان به رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب تابِ طناب‌دار

چند نفر رو کشیدیم بیرون. آتیش داره بیشتر می‌شه. دیگه نمی‌شه خاموشش کرد. برگرد بیا بیرون. موندنت اونجا فایده نداره.»

شاسی را فشار داد و گفت: «مطمئنی بهزاد؟ کسی جا نمونده باشه!»

- آره مجتبی. خیالت راحت. همه‌شونو کشیدیم بیرون. بجنب تا آتیش خروار نشده رو سرت.

- باشه. فقط تا من نگفتم، برقو قطع نکن.

سر جایش ایستاد. با پانصد متری که دویده بود تا به نمایشگاه برسد، نفسی برایش نمانده بود. از اینکه کسی توی نمایشگاهِ درحال‌سوختن نمانده، خیالش کمی راحت شد. خواست برگردد، اما یاد کِیسی افتاد که حاوی همهٔ منابع نمایشگاه بود: تنها چیزی که احساس کرد برایش ارزش ماندن دارد و نمی‌تواند به همین راحتی از کنارش بگذرد. شاسی بی‌سیم را فشار داد: «محسن، محسن.» جوابی نیامد. چند بار دیگر محسن را صدا زد که بهزاد زودتر از او جواب داد: «مجتبی، می‌خوای چی‌کار کنی؟!»

- کِیس مادر رو برداشتید یا نه؟ کِیس مادر. شنیدی؟

بهزاد پشت بی‌سیم مِن‌ومِنی کرد. بعد، سهرابی بی‌سیم را از بهزاد گرفت و داد زد: «بیا بیرون، داداش. فدای سرت. ولش کن دیگه. یه نمایشگاه بهتر از این رو باهم می‌زنیم. کار دست خودت می‌دی. آتیشه، با کسی شوخی نداره. لج‌بازی نکن. بیا بیرون، مجتبی.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تابِ طناب‌دار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتابِ طناب‌دار
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمهدی پناهیان
انتشاراتعهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۶/۱۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۵.۵۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۸۲۱۰۷۵
تعداد صفحه‌ها۴۰۰ صفحه
قیمت کتاب۱۹۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سپیدار
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

روایتی بسیار جذاب و روان از فتنه ۸۸ قلم نویسنده خیلی روان و خواناس واقعا قلم دوست داشتنی دارن داستان پردازی هم عالیه کلا کتابیه که نظیرش نیست واقعا به دل میشینه جزو اون دسته اس که آدم دوست نداره تموم...بیشتر

۰
بی نشان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۶

کتاب درمورد وقایع سال 88 بود . از اینکه توی کتاب افراد معمولی که طرفدار هر جناحی هستن چه اصولگرا و چه اصلاحطلب و چه مجاهدین خلق حتی، شخصیت پردازی واقعی داشتن خوشم اومد . اینطور نبود که طرف اون...بیشتر

۰
•|مهدے یار|•
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

کتاب واقعا عالیه وقایع سال ۸۸ رو خیلی خوب بیان کرده کشش خوبی داره و آدم رو با داستان همراه می کنه

۰
Emily
۱۴۰۰/۰۱/۲۴

مطالعه نسخه چاپی خیلی عالی و فوق العاده بود غیر قابل پیش بینی هر حدسی که میزدی صفحه بعدش حدس ت نابود می شد

۰
Tamim Nazari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۸

عالی عالی خیلی جذاب و هیجان انگیز

۰
زینب :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۱

بی نظیره یه روایت جذاب از اتفاقات سال ۸۸ شخصیت ها درست و هر کسی در جایگاه خودش معرفی میشدن از این جور فتنه ها سر درمیاوردم اما نه با این جزئیات بعضی جاها غافلگیر میشدم و البته تعجب که...بیشتر

۰
marziyeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۰

بسم اللّه روان بودن متن کتاب و جذابیت داستان شما را با خودش همراه می‌کنه، من نتونستم کتاب رو کنار بذارم اینقدر سوال و معما ایجاد می‌کرد که هر لحظه منتظر باز شدن یک گره و گرفتن جواب معمّا بودم، و...بیشتر

۰
کاربر ۴۶۴۰۱۲۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۱

عالی بود برای اغتشاشات سال ۸۸ بود من خیلی این کتاب را دوست داشتم روایت خیلی قشنگی داشت👌🥰 ممنون از نویسنده

۰
معصومه رضایی
۱۴۰۵/۰۳/۲۵

عالی بود،هیجان و بازگویی و روند داستان چینش خوبی داشت

۰
Mahdieh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۱

رمانی که در پایان غافلگیرتون میکنه

۰
کارنبر1234598765
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۸

خیلی عالی بخونین حتما

۰
نورانا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۳۰

به تصویر کشیدن ذات بدِ منافقین در هر لباس و لذّتشون از مَردم‌کُشی.

۰
𝓝.𝓡𝓮𝔃𝓪𝓮𝓲𝓻𝓪𝓭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۶

کتابی بسیار عالی که وقایع سال ۸۸ را هر چند در بعدی کوچک اما به خوبی به نمایش گذاشته و نویسنده با قلم شیوای خود به خوبی مخاطب را تا آخرین لحظات منتظر نگه داشته است. از دیدگاه بنده تنها نقص...بیشتر

۰
غزل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۱

روایت سال 88بود. اینبار از چند زاویه به این داستان میپردازند. زنی که منافق است. جوان های بسیجی و مجتبی که نمیداند کدام یک راست میگویند و سرگردان میان این جریان است.

۰
meshkat
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۱

روایتی از پشت پرده یک فتنه... روایتی از نفوذ نامحسوس یک منافق درقلب فرهنگی یک کشور.. روایت عشق..ایثار..شهادت روایت یک...زندگی....❤ به شدتتتت توصیه میشه😍😍

۰

بریده‌هایی از کتاب

فاطمه بلالی
۳۲
«ما با دشمن طرف نیستیم. این‌ها بچه‌های همین آب و خاک‌اند. باید زبونشونو یاد بگیری
فاطمه بلالی
۲۲
«گاهی خدا با همهٔ بزرگی‌ش خودش میاد روی زمین و برای بنده‌ش آستین بالا می‌زنه. روی زمین راه می‌ره و راه‌های مارپیچ و گره‌های کور رو براش باز می‌کنه، جوری که دیگه هیچ‌کس نتونه دوباره گره به کارش بندازه.»
فاطمه بلالی
۱۹
گاهی می‌شنوی و باور می‌کنی و می‌گذری... گاهی می‌شنوی و باور می‌کنی، اما نمی‌تونی بگذری، چون دلت درگیر می‌شه. وجودت باهاش درمی‌افته و وادارت می‌کنه تا عکس‌العمل نشون بدی و یه راهی برای آروم‌شدن خودت پیدا کنی.
فاطمه بلالی
۱۲
من. این فلک تا سیصدوسیزده‌تا آدم حسابی رو به خودش نبینه که خودِ آدمشون خودِ سرکششون رو بردن بالای طناب دار و حلق‌آویز کردن، دست از سر بشر برنمی‌داره. تا وقتی‌ام عددشون از بین آدما کامل نشه، این عالم حالاحالاها روز خوش به ساکنین دوپای دنیا نشون نمی‌ده.
فاطمه بلالی
۹
«ببین، عزیز دلم. همین کتاب‌ها بودن که سینا رو تا پای چوبهٔ دار بردن.» بعد، انگشت اشاره‌اش را طرف سرش برد و گفت: «همه‌چیز از اینجا شروع می‌شه، وقتی به‌جای حقیقت، توهّم جاشو بگیره.»
سیاح
۷
چه بهتر که آدمی، قبل از اینکه او را بکُشند، خودش یک بار برای همیشه بمیرد.»
فاطمه بلالی
۵
چیزی که بعد از این‌همه سال مبارزه فهمیدم، این است که برای خورده‌نشدن توسط نظام ایران نیازی نیست خودت را از بدنهٔ آن‌ها کنار بکشی و دور بمانی، کافی است تا جایی برای چند نفر احمق بی‌تفاوت، با فکر غربی و ظاهری کلاسیک، توی نقشه‌هایت باز کنی. آن‌وقت خودت می‌بینی کار چطور خودبه‌خود و بدون خطر پیش می‌رود. اگر کاری که می‌کنی خطرناک هم باشد، همان چند نفر احمق بدون اینکه متوجه باشند، از قبل، خطر کار را به جانشان خریده‌اند.
سیاح
۴
«مرده‌ها چه خوب باشند چه بد، آرزو می‌کنند کاش زودتر از این‌ها به عالم بعدِ مرگ می‌آمدند.»
Rezaei
۴
انگشت اشاره‌اش را طرف سرش برد و گفت: «همه‌چیز از اینجا شروع می‌شه، وقتی به‌جای حقیقت، توهّم جاشو بگیره.»
فاطمه بلالی
۳
از اواخر دههٔ ۱۹۷۰ بعضی از حکومت‌ها مثل اشتازی در آلمان شرقی به شیوه‌ای امنیتی و طبقه‌بندی‌شده به این نتیجه رسیدند که ماجرای خودکشی‌ها را از آمارهای رسمی حذف کنند. کسی هم حق نداشت توی رسانه‌های داخلی حرفی از این ماجرا بزند، واِلّا یک مجرم امنیت ملی محسوب می‌شد.