معرفی و دانلود کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیلsubscriptionAvailable

کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۳۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مجید پورولی کلشتری
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل

پسران دوزخ، فرزندانِ قابیل رمانی از مجید پورولی کلشتری، نویسنده معاصر ایرانی با موضوع گروهک تروریستی داعش است.

 درباره کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل

در این رمان زنی ایرانی به اسم فاطمه برای سخنرانی به عراق می‌رود و آنجا گرفتار داعش می‌شود. جوانی به اسم خالد او را از هتلی در بغداد می‌رباید تا نامزدش ام‌جمیل، زن را اعدام کند و این صحنه را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند تا خالد از این طریق وفاداری خود را به ابوبکر بغدادی اعلام کند. اما اتفاقاتی که می افتد ام جمیل را متحول می‌کند. داستان از زبان ام جمیل روایت می‌شود که به دلیل نگاه زنانه او دیدی متفاوت نسبت به آثار مشابه خود به خواننده می‌دهد.

خواندن کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه دوست‌داران رمان‌های فارسی با موضوعات سیاسی و مذهبی.

 بخشی از کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل

فاطمه را گرفتیم... قرار است اعدامش کنیم.

و حالا فاطمه اینجاست. درست برابر چشم‌های من؛ در این کیسهٔ رنگ‌باختهٔ کنفی. کیسه‌ای که خالد درش را با طنابی سیاه بسته است و انداخته گوشهٔ اتاقک. می‌توانم چَشم‌هایم را ببندم و تصوّر کنم فاطمه را... زنی میانه‌سال با پاهایی بسته و دهانی چَسب‌خورده و مچاله. زنی که وحشت تمام زندگی‌اش را فرا گرفته، زیرا می‌داند تا چند ساعت دیگر سرش با چاقو از بدنش جدا خواهد شد و خانواده‌اش می‌توانند فیلم سر بریدنش را از بیشتر شبکه‌های اجتماعی تماشا کنند!

دوست دارم توی کیسهٔ کنفی را تجسّم کنم. لابد حالا فاطمه برای نفس‌کشیدن تقلا می‌کند. کسی که سخت وحشت کرده باشد نفس‌کشیدن برایش دشوار است، چه برسد حالا. خبر گم‌شدنش را همهٔ تلویزیون‌های ایرانی و فارسی‌زبان اعلام کرده‌اند. لابد توی کیسه از درد به خود می‌پیچد. لب‌های ترک‌خورده‌اش از خونی خشکیده سیاه شده و هنوز دست‌ها و پاهایش - از لگدهایی که خورده - کبود است.

نقشه‌شان کاملاً بی‌عیب و نقص بود؛ حساب‌شده و از روی برنامه. درست مثل ماجرای غریب یک آدم‌ربایی که توی فیلم‌های هالیوودی مدام به تصویر کشیده می‌شود. همه‌چیز طبق نقشه پیش رفته. فاطمه، بی‌خبر از همه‌جا، لباس تن کرده بود و از اتاق شمارهٔ ۳۵۰ هتل البغدادی بیرون آمده بود و از راهروی باریک طبقهٔ سوم هتل گذشته بود و برابر درهای آهنی آسانسور ایستاده بود. چَشم‌هایم را می‌بندم و تمام روایت خالد را، همان‌طور که برایم تعریف کرده، تصوّر می‌کنم. درهای آسانسور باز می‌شود و دو مرد، با صورت‌های پوشیده و مخفی، به طرف فاطمه هجوم می‌برند. تا فاطمه بخواهد بفهمد چه اتفاقی برایش افتاده، پارچه‌ای نمناک برابر بینی‌اش می‌گیرند و فاطمه از هوش می‌رود. آدم‌های ناشناس فاطمه را توی کیسه‌ای کنفی می‌اندازند و دوباره او را به اتاقش برمی‌گردانند. آنجا دست‌ها و پاهایش را می‌بندند و فاطمه را می‌اندازند توی یخچال. ده دقیقه بعد، توی لابی هتل البغدادی، مسافرهای بی‌خیال و بی‌خبر، دو کارگر هتل را می‌بینند که با لباس‌های فُرم یخچالی را - شاید برای تعمیر - از هتل خارج می‌کنند. هیچ‌یک از میهمان‌ها، صدای خفهٔ نفس‌های یک زن را از توی یخچال نمی‌شنوند. یخچال پشت یک وانت سفیدرنگ قرار می‌گیرد و وانت آرام و آهسته از خیابان‌های شهر می‌گذرد و رو به باغ هابیل حرکت می‌کند. غروب همان روز، یخچال - شاید تعمیرشده و بی‌عیب! - دوباره به هتل برگشته بود. یخچالی که دیگر فاطمه در آن نبود. مأمورهای پلیس توی لابی و طبقات مشغول پرس‌وجو و تحقیقات اولیه بودند و رئیس هتل از خراب‌بودن اتفاقی دوربین‌های مداربستهٔ طبقات هتل متأسف بود! ظهر همان روز، یک ناشناس، که گویا برای مسئولان هتل البغدادی زیاد هم ناشناس نبود، کلید اتاق فاطمه را پس داده بود، صورت‌حساب چندروزه‌اش را پرداخت کرده بود و حالا... حالا فاطمه اینجاست؛ توی باغ هابیل؛ توی اتاقک خشتی یادگار عمه‌حمیرا؛ جایی که دست هیچ‌کسی به او نمی‌رسد. آهسته به طرفش می‌روم... می‌ایستم بالای سرش. می‌دانم که صدای پاهایم را شنیده. شاید نمی‌داند که این صدای پاهای زنی است که قرار است توی مه، با دست‌های خودش، او را بکُشد و زیر درخت سیب دفن کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پسران دوزخ؛ فرزندان قابیل
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مجید پورولی کلشتری
انتشارات:عهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۵/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۵۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۶۹۰۷۹۴
تعداد صفحه‌ها:۱۳۶ صفحه
قیمت کتاب:۶۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mohaddese
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۷

کتاب جذاب و پرکششی بود خداروشکر شیعه امیرالمومنین علی(ع)هستیم❤

۰
سیّد جواد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۷

کتاب ۳۶۲ از کتابخانه همگانی ، برای دوستانی که علاقه مند هستند از قسمتی از اعتقادات وهابیت آگاه شوند و از مطالب و احادیث و روایات کتب صحیح اهل سنت، بیشتر بدانند و با آنها آشنا گردند، کتابی خوب و مفید...بیشتر

۲
• Khavari •
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۵

به شدت توصیـہ میکنم خوندنش رو از دست ندید...👌

۰
کاربر ۲۰۰۰۷۳۴
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۶

در کل این کتاب از زبان خانمی به نام ام جمیل نوشته شده است که عمه اش پس از صحبت با یک مسلمان خودکشی کرده است و حالا ام جمیل علت مرگ عمه اش را فاطمه(همان زن مسلمان) میداند و...بیشتر

۱
ema
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۳۱

دوستش داشتم، طبق روال در مورد اثبات شیعه اس اما در مقابل وهابیت، هم با عقاید وهابیت آشنا می‌کنه هم شبهه رفع می‌کنه، واقعا دلنشین و دوست داشتی بود برام

۰
Zahra.A.1
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۱

حدود ۱۰۰ صفحه اول نسخه الکترونیک رو خوندم و انقدر جذاب و آموزنده بود برام که تصمیم گرفتم کتاب چاپی رو بخرم... از این نویسنده محترم کتاب فرشته ای در برهوت رو هم خوندم که بسیار آموزنده بود ... واقعا...بیشتر

۳
حـــــاجــ مَـــهدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۰

رحمت خدا بر کسایی که تا آخرین نفس پایِ عقایدشون می ایستن رخمت خدا بر فاطمه و فاطمی ها

۰
M__Tan
۱۳۹۹/۰۶/۰۳

داستان جذاب و جالبی داشت..بشخصه دوستش داشتم

۰
نسكافه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۳۰

این کتاب عقاید باطل وهابیت را در غالب داستان بررسی کرده است و برای جوانانی که حوصله خواندن کتابهای عقیدتی ندارند مناسب است. خواننده اصلا احساس نمیکند که دارد یک طرز فکر را تحلیل میکند بلکه احساس میکند دارد یک...بیشتر

۰
fatima_eb
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۲

کتاب جذابی بود ولی کاش پایان جذاب تری داشت.

۱
karami
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۸

متاسفانه کتاب برخلاف ظاهرش اصلا هیجان خاصی نداشت همچنین پایان و نتیجه جالبی نداشت اصلا

۰
عامری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۹

اگه کسی به مطالعه در مورد سلفی گری و وهابیت علاقمنده این کتاب رو توصیه میکنم خیلی خوب و روان توضیح داده ولی داستان اصلی ماجرا بنظرم میتونست خیلی قشنگ تر از این پیش بره.

۱
علیرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۳۱

کتابیه که اگه پاش بشینی، بلند نمیشی! هم داستان و فضا سازی عالی، هم محتوا 👌 از همین نویسنده کتاب «کتاب مخفی» رو پیشنهاد میکنم.

۰
flower
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

کتاب جذابی بود👌

۰
کاربر 2395423
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۰

داستان از زبان یک دختر داعشی‌ هستش که طی یک ماجرایی با اعتقاداتش روبه رو میشه... خیلی هم کم حجم و روانه‌..

۰

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۶۶
«بهشت ارزان نیست. باید پای عقیده‌ات بمانی.»
سیّد جواد
۵۷
ابوهریره پشت سر امیرالمؤمنین علی نماز می‌خواند، بر سر سفرهٔ معاویه می‌نشست. از جنگ هم فراری بود. می‌گفت: نماز پشت سر علی کامل‌ترین نماز است و غذای سر سفرهٔ معاویه چرب‌ترین غذاست و دوری از جنگ هم برای سلامتی بهتر و مفیدتر است.
حافی
۲۱
قاتلْ کسی را در یک لحظه می‌کشد و خودش را طی سالیان سال! این غمبارترین تجربه از مرگ است.
سیّد جواد
۱۹
همهٔ ما یک روزی می‌میریم. مرگ چیزی نیست که بشود از آن فرار کرد. هیچ آدم عاقلی هم نیست که بخواهد به گریختن از مرگ فکر کند.
یا صاحب الزمان
۱۹
آدولف هیتلر هم آدم معتقدی بود! خیلی بیشتر از من و بیشتر از حمیرا. اما هیتلر معتقد به یک عقیدهٔ باطل بود. توی عقیدهٔ باطل تو هر چقدر معتقدتر باشی گمراه‌تری.»
Hamed Khajeh
۱۶
این ذات آینه‌هاست که دروغ نمی‌گویند.
سیّد جواد
۱۵
اصلاً حقیقت یک واقعه هرگز نشان داده نمی‌شود!
مجنونِ³¹⁴
۱۱
چقدر ساده آدم‌ها با یک عقیدهٔ کوچک یا با یک واژهٔ ساده مرتد می‌شوند و از بهشتِ خدا کوچ می‌کنند به دوزخ.
سدن
۱۰
این بزرگ‌ترین حقیقت کشف‌ناشدهٔ دنیاست که قاتلْ کسی را در یک لحظه می‌کشد و خودش را طی سالیان سال!
zahra sadeghi
۸
ما پیروان استادیم و شما پیروان شاگرد