با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اعترافات یک کتاب خوان معمولی

دانلود و خرید کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی

۲٫۷ از ۳ نظر
۲٫۷ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی  نوشته  آنه فدیمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی

کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی نوشته آنه فدیمن است که با ترجمه محمد معماریان منتشر شده است. اعترافات یک کتاب‌خوان معمولی روایتی صمیمی، طنزآمیز و موشکافانه از تجربیات زندگی با کتاب است. آنه فدیمن، یکی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران معتبر معاصر، در این کتاب، یادداشت‌هایش دربارهٔ کتاب‌ها را با زندگی‌اش پیوند داده است و تصویری دوست‌داشتنی از زندگی با کتاب و آدم‌های کتاب‌باز در ذهن خواننده ترسیم می‌کند.

درباره کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی

کتاب‌خوان معمولی نه منتقد است و نه کارشناس؛ کتاب‌خواندن برای او لذتی است برآمده از دل. آن طور که ویرجینیا وولف می‌گوید، «کتاب‌خوان معمولی برای لذتِ خود می‌‌خواند نه برای کسب معرفت یا تصحیح نظرات دیگران». زندگی کتاب‌خوان معمولی با کتاب‌ها آمیخته است و مهم‌ترین لحظاتش را با کتاب‌هایش به خاطر می‌آورد. آنه فدیمن هم خود را نه منتقد کتاب و سرویراستار نامدار آمریکایی، که یک کتاب‌خوان معمولی می‌داند. او در این کتاب ۱۸ روایت از تجربه‌هایش از زندگی با کتاب را نوشته است. فدیمن از طبقۀ عجیب کتابخانه‌ها می‌گوید که نشان از درونی‌ترین لایه‌های صاحبانش دارد. از دستور زبان چنان دلنشین سخن می‌گوید که فراموش می‌کنی این همان ملال‌انگیزترین بخش زبان است. او حتی زمان رسمیت ازدواجش با همسرش را زمان «وصلت» کتاب‌هایشان می‌داند: «کتاب‌های من و او کتاب‌های ما شده بودند، حالا دیگر واقعاً متاهل شده بودیم». فدیمن گاهی از لذت خواندن آثار کلاسیک می‌گوید و گاهی از ولع عقده‌وارش به خواندن کاتالوگ‌های تبلیغاتی. نثر صمیمی، پراحساس و طنزآمیز او ما را به یاد بهترین لحظاتمان با کتاب‌ها می‌اندازد، حتی اگر چندان اهل فضل و ادب نباشیم، درست مثل کتاب‌خوان معمولی.

خواندن کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به کتاب‌خواندن پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب اعترافات یک کتاب خوان معمولی

فاوت اساسی شخصیت ما هم در بی‌میلی‌مان برای تلفیق رمان‌های ملویل نقش داشت. در دسته‌بندی کتاب‌ها، جورج دنبال شباهت‌ها می‌گشت و من دنبال تفاوت‌ها. او کتاب‌هایش را دموکراتیک‌منشانه زیر عنوان کلی «ادبیات» در هم آمیخته بود؛ برخی را عمودی، بعضی را افقی و تعدادی را هم پشت کتاب‌های دیگر گذاشته بود. در مقابل، کتاب‌های من بر اساس ملیت و موضوع جزیره‌بندی شده بودند. مثل بیشتر کسانی که ازدحام را تاب می‌آورند، جورج به اشیای سه‌بُعدی باور دارد. اگر چیزی را بخواهد، معتقد است که آن چیز خودش را به او نشان می‌دهد و البته معمولاً هم همین‌طور می‌شود. از سوی دیگر، من معتقدم که کتاب‌ها، نقشه‌ها، قیچی‌ها و اسکاچ‌های آشپزخانه ولگردهایی بی‌قید هستند که اگر در جای مشخصی محدود نشوند، سر به ناکجاآباد می‌گذارند. برای همین، کتاب‌های من همیشه به‌دقت منظم شده‌اند.

پس از پنج سال زندگی متأهلی و تولد اولین فرزندمان، جورج و من بالاخره به این نتیجه رسیدیم که برای صمیمیت عمیق‌تر، یعنی وصلت کتابخانه‌هایمان، آماده‌ایم. بااین‌حال، روشن نبود که نقطهٔ مشترک میان رویکرد غیررسمی انگلیسی او و رویکرد رسمی فرانسوی من را چطور باید یافت. حداقل، برد کوتاه‌مدت از آن من شد، بر این اساس که اگر کتاب‌هایمان به شیوهٔ من منظم شوند، او می‌تواند کتاب دلخواهش را پیدا کند، ولی برعکس نه. توافق کردیم کتاب‌ها را بر اساس موضوع (تاریخ، روان‌شناسی، طبیعت، سفر و مثل آن) مرتب کنیم. زیرمجموعه‌های ادبیات بر اساس ملیت مشخص می‌شد. (شاید این طرح به نظر جورج بیش از حد شیک می‌آمد، ولی حداقل پذیرفت که این کار منظره‌ای بسیار زیباتر از آن چیزی می‌ساخت که دوستانمان تعریف کرده بودند. خانواده‌ای از رفقای آن دوستان خانه‌شان را چند ماه به یک طراح داخلی اجاره داده بودند. وقت بازگشت دیدند که کل کتابخانه‌شان بر اساس رنگ و اندازه مرتب شده است. مدتی بعد، آن طراح در تصادف مرگ‌بار رانندگی درگذشت. اعتراف می‌کنم که هنگام شنیدن ماجرا همهٔ کسانی که سر میز شام نشسته بودند قبول داشتند عدالت در حق او ادا شده است.) 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
یک‌بار سرم را از آن صفحاتی که در وصف همسر آرمانی بود بلند کردم و از جورج پرسیدم: «به نظرت، من در زیبایی و خلوص مثل گلی بی‌همتایم که در دامن تو نشسته‌ام؟» زیرلبی، آرام و صلح‌جویانه، چیزی گفت که هرچه بود، تأیید نبود.
مهدی
شاو یک‌بار یکی از کتاب‌هایش را در یک کتاب‌فروشی دست‌دوم پیدا کرد که امضا شده بود: «تقدیم به فلانی، با احترام، جورج برنارد شاو.» آن را خرید، به فلانی برگرداند و زیرش این خط را اضافه کرد: «با تجدید احترام، جورج برنارد شاو.»
مهدی
آمریکایی‌ها موفقیت را تحسین می‌کنند و انگلیسی‌ها شکست حماسی را.
مهدی
خواهران جان مک‌گارن، نویسندهٔ ایرلندی، وقتی خردسال بود، هنگامی که کتاب می‌خواند، بند یکی از کفش‌هایش را باز کردند و آن را از پایش درآوردند؛ از جایش تکان نخورد. یک کلاه حصیری روی سرش گذاشتند؛ واکنشی نشان نداد. فقط وقتی صندلی چوبی‌ای که رویش نشسته بود را از زیر پایش کشیدند، به تعبیر خودش، «از کتاب بیدار شد».
Yamad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۲/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۰۹۱-۷۷-۶
تعداد صفحات۱۶۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۲/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۰۹۱-۷۷-۶