با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ما

دانلود و خرید کتاب ما

۴٫۸ از ۶ نظر
۴٫۸ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ما  نوشته  یوگنی زامیاتین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ما

کتاب ما داستانی از یوگنی زامیاتین با ترجمه بابک شهاب است. داستانی پادآرمانشهری که در آینده‌ای دور اتفاق می‌افتد. شاهکاری ترکیبی از طنز و کمدی سیاه که آینده استالینیسم و حکومت شوروی را پیش‌بینی کرده است. 

یوگنی زامیاتین رمان ما را در سال ۱۹۲۰ نوشت ولی به سبب دیدگاه‌های ضد انقلابی که داشت، تا سال ۱۹۸۸ در شوروی منتشر نشد. 

هدف از راه‌اندازی مجموعه ادبیات داستانی نشر بیدگل آن بوده که با بهره‌جستن از تجارب گذشته این نشر و با یاری مترجمانی خوب و زبان‌دان، در کنار مهارت هنری و فنی سایر اعضای نشر، ترجمه‌هایی خوب و دقیق از آثار ادبی ارائه شود که درخور نام نویسنده‌ها و آثار این مجموعه باشد.

به‌جز توجه به زیبایی و پیراستگی ظاهری و محتوایی ترجمه‌ها، می‌خواهیم آثاری از فرهنگ‌های مختلف در اختیار خواننده فارسی‌زبان قرار دهیم و تلاشمان آن خواهد بود که متن‌ها ترجیحاً از زبان اصلی‌شان برگردانده شوند و بدین‌ترتیب، امید آن داریم که خواننده فارسی هم بیشتر بخواند هم دقیق‌تر.

درباره کتاب ما

کتاب ما داستانی پادآرمانشهری است. داستانی که در آینده اتفاق می‌افتد و به نوعی پیشبینی وضع حکومت‌های کمونیستی شوروی است. این داستان درباره شهری است که در آن همه چیز از شیشه ساخته شده تا بتوان همه را کاملا زیرنظر داشت. آدم‌ها تنها با یک شماره که مانند هویتشان است شناخته می‌شوند و زندگی روند مداومی را با دقتی ریاضی‌وار دنبال می‌کند. رفتار فردی بر اساس منطق و فرمول‌ها و معادلات ایجاد شده توسط دولت، تنظیم می‌شود و در این میان ملاقاتی اتفاقی میان دی-503 و 1-330 همه چیز را تغییر می‌دهد.

یوگنی زامیاتین با نوشتن کتاب ما، بر نویسندگان بعد از خود تاثیر بسیاری گذاشت. در این میان کتاب‌های ۱۹۸۴ اثر جرج اورول، سرود اثر آین رند، دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی، محرومان اثر اورسولا لو گویین و پیانوی خودنواز اثر کرت وانه‌گت مستقیما از این داستان تاثیر گرفته‌اند. 

کتاب ما را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن داستان‌ها و رمان‌های پادآرمانشهری لذت می‌برید و یا به دنبال کسب تجربه‌ای جدید هستید، کتاب ما یک انتخاب عالی برای شما است.

بخشی از کتاب ما

شب. سبز و نارنجی و آبی؛ ساز رویال قرمز؛ پیراهنی به زردی لیمو. بعد، بودای برنزی؛ یکدفعه پلک‌های برنزی‌اش را بالا آورد و شیره‌ای به بیرون جاری شد، از بودا. همین‌طور از پیراهن زردرنگ، و قطرات شیره از آینه و از تختخواب بزرگ و تختخواب‌های بچگانه چکه می‌کرد و بعد از خودم‌کابوسی شیرین و مرگ‌بار...

بیدار شدم: نورِ ملایم آبی؛ شیشه دیوارها می‌درخشند، صندلی‌ها و میز شیشه‌ای هم. اینها آرامم می‌کند و تپش قلبم هم آرام می‌گیرد. شیره، بودا... این دیگر چه مضحکه‌ای است؟ واضح است: بیمار شده‌ام. پیش از این هرگز خواب ندیده‌ام. می‌گویند خواب دیدن برای باستانیان پدیده‌ای کاملا طبیعی و عادی بوده است. بله، درست است: آخر کل زندگی‌شان دست‌کمی از یک چرخ‌فلک وحشتناک نداشته: سبز، نارنجی، بودا، شیره. اما ما به‌خوبی می‌دانیم که خواب دیدن یک‌جور بیماری روانی خطرناک است. من هم می‌دانم: مغز من تا به امروز به‌شکلی کرنومتروار کاملا منظم و درخشان عمل کرده، مکانیسمی بدون حتی یک نقص، اما حالا... بله، حالا قضیه دقیقا این است: آنجا داخل مغزم جسمی خارجی را احساس می‌کنم، مثل موقعی که مژه‌ای بسیار نازک می‌رود توی چشم: با اینکه حال عمومی‌تان خوب است، آن چشمی را که مژه داخلش رفته حتی یک ثانیه هم نمی‌توانید فراموش کنید...

صدای پرنشاط و شفاف زنگ بالای سرم بلند می‌شود: ساعت ۷، موقع بلند شدن است. از میان دیوارهای شیشه‌ای، در سمت چپ و در سمت راست، خودم را می‌بینم، اتاقم، لباس‌هایم و حرکاتم که هزاران‌بار تکرار می‌شوند. این به‌وجدم می‌آورد: اینکه خودت را بخشی از یک کل عظیم و قدرتمند احساس کنی‌چه زیبایی قاطعانه‌ای: بدون حتی یک حرکت، انحنا یا چرخش اضافی.

بله، تیلور، بی‌تردید، نابغه بزرگ دوران باستان بوده است. البته به فکرش نرسید که روشش را گسترش دهد و آن را بر کل زندگی، بر هر مرحله آن و یک شبانه‌روز کامل اعمال کند؛ او نتوانست سیستمش را از یک ساعت به بیست‌وچهارساعت تکامل ببخشد. اما بااین‌همه، چطور کتابخانه‌ها را با نوشته‌هایی درباره کانت و امثال او پر کرده‌اند و به تیلور، پیامبری که قادر بود ده قرن بعدتر را ببیند، بی‌اعتنا بوده‌اند.

وقت صبحانه تمام شد. سرود یگانه‌کشور یک‌صدا خوانده شد. منظم، چهارتاچهارتا پیش به‌سوی آسانسورها. صدای ضعیف همهمه موتورهاو به‌سرعت پایین، پایین و پایین‌تر رفتن‌یک آن قالب تهی کردن...

و بعد نمی‌دانم از کجا باز آن رؤیای مضحک سروکله‌اش پیدا شد، یا شاید تابعی ضمنی از آن رؤیا. آه بله، دیروز هم سوار آئرو، موقع فرود، همین حالت به من دست داد. البته، همه‌چیز تمام شد: نقطه، و چه خوب که با او آن‌طور قاطعانه و تند برخورد کردم.

با قطار زیرزمینی شتابان به‌سمت محل انتگرال می‌رفتم، جایی که بدنهٔ زیبای انتگرال، همچنان بی‌حرکت، هنوز روح آتش در آن دمیده‌نشده، زیر آفتاب، روی سکو می‌درخشد. چشم‌هایم را بسته بودم و با فرمول‌ها خیال‌پردازی می‌کردم: بار دیگر در ذهنم محاسبه می‌کردم شتاب اولیه چقدر باید باشد تا انتگرال از زمین کنده شود. جرم انتگرال در هر اتم ثانیه تغییر می‌کند (به‌علت مصرف سوختِ انفجاری). معادله بسیار پیچیده‌ای از کار درآمده است با کمیت‌های متعالی (۱۰).

انگار که در خواب بود: اینجا، در دنیای جامد اعداد، کسی کنارم نشست، کسی آرام به من تنه زد و گفت: 'ببخشید.'

چشم‌هایم را باز کردم و ابتدا به‌نظرم آمد چیزی با شتاب به فضا رفت (تداعی‌ای که منشأش انتگرال بود). یک سر، که در حال پرواز بود، چون از دو طرفش دو گوش صورتی مثل دو بال بیرون زده بود. بعد منحنی برآمده پسِ سرش و پشتی خمیده‌با دو انحنا ـ‌حرف S...

و از میان دیوارهای شیشه‌ایِ جهان جبری من، دوباره آن مژه‌چیزی ناخوشایند که امروز باید انجامش می‌دادم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
mojsena
۱۴۰۰/۰۱/۱۲

لطفا به طاقچه بی نهایت اضافه کنید. ممنون.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
"ادبیات واقعی فقط آنجایی به وجود می‌آید که خالقانش نه حقوق‌بگیران سخت‌کوش و قابل‌اعتماد بلکه دیوانگان، عزلت‌گزیدگان، ملحدان، خیال‌بافان، نافرمانان و شک‌اندیشان باشند.
شراره
زامیاتین معتقد بود که با پیش‌بینی انقلاب آتی می‌شود آینده را پیش‌بینی کرد. چگونه؟ جوانه‌های انقلاب‌ها پیشاپیش در دادوهوارهای سنت‌شکنان امروز دیده می‌شود
شراره
سنت‌شکنان تنها علاج (تلخ) برای آنتروپی (یا زوال ناگزیر) اندیشهٔ انسان‌اند.
شراره

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۱۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۱/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۶۳-۴۸-۳
تعداد صفحات۴۱۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۱/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۶۳-۴۸-۳