
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر
معرفی کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر نوشتهی تیم کراوچ و با ترجمهی کیوان سررشته و سپیده فلاحفر مجموعهای از چهار متن اجرایی است که در قالب مجموعهی «متنِ اجرا» منتشر شدهاند. این کتاب به نمایشنامههایی میپردازد که رابطهی تماشاگر و اجرا را از نو تعریف کردهاند و بر مشارکت فعال مخاطب در شکلگیری اثر تأکید دارند. مقدمهی مفصل استفن باتمز و یادداشتهای اجرایی، زمینهی نظری و عملی این نمایشها را روشن میکند و نشان میدهد هر متن چگونه برای شرایط اجرایی خاص طراحی شده است. موسسه فرهنگی هنری نوروز هنر آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر مجموعهای از چهار متن تیم کراوچ است که در قالب پروژهی «متنِ اجرا» عرضه شده و بهطور مستقیم با عادتهای تماشاگر امروز تئاتر درگیر میشود؛ تماشاگرانی که با سینما، تلویزیون و رسانههای دیجیتال بزرگ شدهاند و اغلب نقش تماشاگر منفعل را تمرین کردهاند. در مقدمهی کتاب، استفن باتمز با مرور تجربهی تئاتر معاصر، جایگاه این چهار نمایشنامه را در ادبیات نمایشی انگلیسیزبان قرن ۲۱ توضیح داده است و نشان میدهد که چگونه این متنها پرسشهایی جدی دربارهی فرم، روایت و مشارکت تماشاگر طرح کردهاند. در کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر هر متن در بستری مشخص تعریف شده است: «دست من» با یک اجراگر، یک میز، دوربین و اشیای روزمرهی تماشاگران شکل میگیرد و به این میپردازد که چگونه میتوان به چیزهای معمولی اهمیت فوقالعاده بخشید. «درخت بلوط» با اضافهکردن بازیگر دومی که متن را از پیش ندیده، مرز میان تمرین، اجرا و سردرگمی واقعی را به صحنه میآورد. «انگلستان» برای گالری هنری نوشته شده و تماشاگر را در فضایی شبیه موزه، با مسئلهی بدن، مرگ، اهدا و امتیازات جهان غرب روبهرو میکند. «مؤلف» نیز سالن تئاتر را به فضایی تبدیل کرده است که در آن خود تماشاگر و واکنشهایش موضوع اصلی اجرا میشود. کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر علاوهبر متن کامل نمایشها، شامل یادداشتهای اجرایی، توضیح صحنه، ارجاع به فیلمهای خانوادگی، چیدمان اشیا و شبکهای از پیوندها با نظریهی تئاتر معاصر است. مقدمهی باتمز و یادداشت دبیر مجموعه، کیوان سررشته، نشان میدهد این متنها نه در خلأ، که در ارتباطی زنده با تاریخ، سیاست، هنرهای تجسمی و نظریهی اجرا نوشته شدهاند و خواندنشان نوعی دعوت به جستوجو در این شبکهی گسترده است.
خلاصه کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر چهار متن تیم کراوچ را کنار هم قرار داده است که همگی بر یک ایدهی محوری میچرخند: تئاتر فقط جایی برای تماشا نیست، بلکه جایی است که تماشاگر باید مفسر و شریک فعال رویداد باشد. در «دست من» داستان پسری روایت میشود که تصمیم میگیرد دستش را بالا نگه دارد و هرگز پایین نیاورد و همین تصمیم ساده، او را به سوژهی پزشکی، هنری و رسانهای تبدیل میکند. اشیای روزمرهی تماشاگران جای شخصیتها را میگیرند و رابطهی میان آنچه دیده میشود و آنچه گفته میشود مدام زیر سؤال میرود. در نمایشهای دیگر، بازیگر ناآماده، گالری هنری و خود سالن تئاتر به عناصری تبدیل شدهاند که ارزشها، قضاوتها و لذت تماشای خشونت یا رنج را به چالش میکشند و از تماشاگر میخواهند مسئول واکنشهای خود باشد.
چرا باید کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر را بخوانیم؟
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر فرصتی است برای مواجهه با تئاتری که بهجای بازتولید عادتهای دیدن، خودِ دیدن را موضوع کار قرار داده است. این متنها نشان میدهند چگونه میتوان با کمترین دکور و بیشترین اتکا به زبان، تخیل و حضور مشترک، تجربهای تئاتری ساخت که تماشاگر را از مصرفکنندهی منفعل به شریک اندیشنده تبدیل کند و پرسشهای دشوار دربارهی ارزش، خشونت و هنر پیش روی او بگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر تئاتر معاصر، مطالعات اجرا، نمایشنامهنویسی و کارگردانی هستند یا به رابطهی میان تماشاگر، هنر و سیاست فکر میکنند. دانشجویان تئاتر، منتقدان، پژوهشگران و علاقهمندان به تجربههای فرمی و مشارکتی در صحنه میتوانند از خواندن آن بهره ببرند.
بخشی از کتاب چهار نمایشنامه برای تماشاگران معاصر
«میشود گفت دست من دربارهٔ اهمیت فوقالعادهای است که میتوان به چیزهای معمولی و پیشپاافتاده بخشید. این اجرا به تعدادی از اشیای روزمرهٔ شما نیاز دارد: چیزهایی که توی جیبتان دارید، وسایل توی کیفدستیتان، محتویات کیفپولتان، اشیایی که همراهتان دارید؛ عکس (گواهینامه، کارت شناسایی، بلیت مترو و غیره)، چشمزخم یا چیزهایی که برای خوششانسی حمل میکنید، دسته کلید، سنجاقسینه، اسباببازی. چیزهای بدردبخور؛ چیزهای بدردنخور. هر چیزی که از یک لنگه کفش کوچکتر باشد. با اشیایی که در اختیارم میگذارید با دقت و احترام رفتار میشود. تمام مدت در معرض دید خواهند بود. با آنها تردستی اجرا نمیکنم، خبری از چکش و دستمال شعبدهبازی نیست. بعد از اجرا وسایلتان به شما برگردانده میشود. ولی بخش بزرگی از دست من را چیزهایی میسازند که شما میدهید. لطفاً وقتی درخواست کردیم ـــ اگر توانستید ـــ چیزی در اختیارمان بگذارید. یادداشت صحنه یک میز. روی این میز یک دوربین کاشته شده است. یک صندلی کنار میز است. نمای دوربین از تلویزیونی در کنار صحنه پخش میشود. انتهای صحنه یک پردهٔ بزرگ وجود دارد که روی آن تکههایی فیلم پخش میشود. فیلمهایی که در این نسخه توصیف شدهاند، فیلمهای استفادهشده در اولین اجرای این نمایشنامه هستند؛ فیلمهای خانوادگی کریس دورلیبراون از دههٔ ۷۰. بهجز عروسکی که اجراگر را بازنمایی میکند، باقی اشیا و تصاویر به هیچ عنوان بازنمایانه نیستند. آنها میتوانند هر چیزی باشند و باید به شکل تصادفی انتخاب شوند. بهترین حالت این است که اشیا و عکسهایی باشند که تماشاگران پیش از اجرا در اختیار اجراگر گذاشتهاند.»
حجم
۱۴۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۱۴۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
نظرات کاربران
چند عنصر اصلی و تکنیکی نمایشنامه نویسی دراین کتاب رعایت شده و خواننده متوجه میشه،برای کسانی که اول راه نمایشنامه نویسی هستند خیلی میتونه کاربردی باشه .
خوب