با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب ذهن آگاهی اثر انتشارات هاروارد بیزینس ری‌ویوoff

کتاب ذهن آگاهی

نویسنده:انتشارات هاروارد بیزینس ری‌ویومترجم:فرخ بافندهانتشارات:پندار تابانسال انتشار:۱۳۹۸تعداد صفحه‌ها:۱۱۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۷از ۱۰ رأیخواندن نظرات
انتشاراتپندار تابان

سال انتشار۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها۱۱۶ صفحه

دسته‌بندی
موفقیت و خودیاری۱ مورد دیگر

معرفی کتاب ذهن آگاهی

کتاب ذهن‌ آگاهی از کتاب‌های مجموعه مهارت‌های زندگی دانشگاه هاروارد است.این اثر شامل ۹ مقاله از نشریهٔ «هاروارد بیزنس ریویو» است که روش‌هایی برای بالا بردن عملکرد، بهبود خلاقیت و ...ارائه می‌دهد.

 درباره کتاب ذهن‌ آگاهی

 ذهن‌‌آگاهی که حضور در لحظه نیز نامیده می‌شود، مزيت‌های زیادی دارد که از میان آن‌ها می‌توان به رسیدن به عملكرد بهتر، بالابردن خلاقيت، رسيدن به خودشناسی بیشتر و افزدون بر جذبه اشاره کرد.

 ذهن‌آگاهی می‌تواند به داشتن آرامش خاطر بيشتر کمک کند. در این کتاب نکات جالبی درباره ذهن‌آگاهی می‌خوانیم که به یادمی دهد چگونه حس حضور در زندگی روزمره و زندگی کاری‌مان را تقویت کنیم. با کمک مقاله‌های این کتاب به دستاوردهایی که در بالا اشاره شد، می‌رسیم. می‌توانیم عملکردمان را در همه زمینه‌ها بهتر کنیم، خلاقیتمان را بیشتر کنیم و بیشتر از قبل در زندگی حضور داشته باشیم.

کتاتب ذهن‌آگاهی به ما کمک می‌کند تا در دام جنون سرسام‌آور دنیای مدرن کاری گرفتار نشویم

 کتاب ذهن‌ آگاهی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به کتاب‌های حوزه موفقیت و خودیاری را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب ذهن‌ آگاهی

شانزده هزار ... این عدد تعداد کلمه‌هایی است که ما، به‌طور میانگین، در روز به زبان می‌آوریم. دیگر مجسم کنید چه تعداد کلمهٔ نگفته‌ای از ذهنمان می‌گذرد! بسیاری از آن‌ها حقیقت ندارند، بلکه ارزیابی‌ها و قضاوت‌هایی هستند که با احساس‌های ما درهم تنیده شده‌اند. برخی مثبت و مفیدند (من سخت کار کرده‌ام و می‌توانم این سخنرانی را به نحو احسن انجام دهم؛ این مسئله ارزش دفاع کردن دارد؛ نایب رئیس جدیدمان به نظر آدم خوبی می‌رسد و می‌شود به او نزدیک شد)، برخی دیگر منفی و کم‌تر مفیدند (او عمداً مرا نادیده می‌گیرد؛ از خودم یک دلقک خواهم ساخت؛ من خودِ واقعی‌ام نیستم).

به باور همگان، افکار و احساس‌های منفی جایی در محیط کار ندارند: مدیران اجرایی و مخصوصاً رهبران، هر طور شده، یا باید صبور و خویشتن‌دار باشند، یا سرحال و باروحیه. آن‌ها باید مظهر اعتماد به نفس باشند و هر منفی‌نگری‌ای را که درونشان شعله‌ور می‌شود خاموش کنند. ولی این خلاف طبیعت ماست! تمام انسان‌های سالم، جریانی درونی از افکار و احساس‌ها دارند که در برگیرندهٔ انتقاد،‌ تردید و ترس است. این فقط مغزمان است که دارد وظیفه‌ای را که برایش تعریف شده انجام می‌دهد: یعنی، تلاش برای پیش‌بینی و حل مشکلات، و اجتناب از دشواری‌های بالقوه.

ما در دفاتر مشاوره‌مان در نقاط مختلف دنیا، روش مشاوره‌ای خاص خود را پیاده می‌کنیم و معمولاً رهبرانی برای مشاوره نزد ما می‌آیند که با مشکل روبه‌رو شده‌اند، نه به این خاطر که افکار و احساس‌های نامطلوب دارند (این امر اجتناب‌ناپذیر است)، بلکه چون به آن‌ها قلاب شده‌اند، درست مثل ماهی‌ای که در قلاب ماهیگیری گرفتار آمده است. این اتفاق ناخوشایند به یکی از دو صورت زیر می‌افتد: یا تسلیم افکارشان می‌شوند و آن‌ها را به چشم واقعیت می‌بینند (در شغل قبلی‌ام هم همین بود ... در تمام طول سال‌های کار کردنم، آدم شکست‌خورده‌ای بودم) و در نتیجه از رویارویی با موقعیت‌هایی اجتناب می‌کنند که آن‌ها را تحریک می‌کند (من به سراغ آن چالش جدید نمی‌روم). یا اینکه بر شالودهٔ نظر حامیانشان، وجود این افکار را به چالش می‌کشند و سعی می‌کنند با توجیه کردن و استدلال آوردن، آن‌ها را از ذهن خود دور کنند (نباید این طوری فکر کنم ... می‌دانم که شکست‌خوردهٔ مطلق نیستم) و در نتیجه خودشان را به سوی شرایط مشابه سوق می‌دهند، ولو اینکه برخلاف ارزش‌ها و هدف‌های اصلی‌شان باشند (آن وظیفهٔ جدید را بر عهده بگیر، باید از پسش بربیایی). در هر کدام از این دو حالت، این افراد دارند توجه بیش ازحدی به وراجیِ درون‌شان می‌کنند و به آن اجازه می‌دهند منابع شناختی مهمی را که می‌توانست مورد استفادهٔ بهتری قرار بگیرد، تحلیل ببرند.

این مشکل رایجی است که اغلب هم به‌واسطهٔ استراتژی‌های مدیریتیِ رایج تداوم می‌یابد. غالباً با مدیران اجرایی روبه‌رو هستیم که چالش‌های عاطفیِ تکرارشونده‌ای در محیط کار دارند ـ چالش‌هایی از قبیل نگرانی در مورد اولویت‌ها، حسادت به موفقیت دیگران، ترس از رد شدن، پریشانی در رابطه با بی‌احترامی‌ها و کم‌محلی‌های خیالی. این مدیران سعی در ابداع تکنیک‌هایی دارند تا با کمکشان این چالش‌ها را «برطرف کنند» ـ تکنیک‌هایی از قبیل گرفتن تأییدهای مثبت، تهیهٔ لیست کارهایی که باید به ترتیب اولویت انجام شوند، غرق شدن در کارهایی خاص ... با همهٔ این تلاش‌ها، وقتی از آن‌ها می‌پرسیم چند وقت است که با چالش‌شان دست به گریبانند، ممکن است جواب بدهند ده سال، بیست سال، یا حتی از دوران کودکی!

از قرار معلوم آن تکنیک‌ها جواب نداده است ـ در حقیقت، تحقیقات متعدد نشان داده‌اند تلاش برای به حداقل رساندن یا نادیده گرفتن افکار و احساس‌ها، فقط به آن‌ها دامن می‌زند! در تحقیق مشهوری که توسط مرحوم دانیل وِگنر، استاد هاروارد انجام شد، شرکت‌کنندگانی که از آن‌ها خواسته شده بود به خرس‌های سفید فکر نکنند، به‌سختی می‌توانستند جلوی خودشان را بگیرند. بعداً، وقتی که این ممنوعیت برداشته شد، آن‌ها به‌مراتب بیشتر از گروه گواه به خرس‌های سفید فکر می‌کردند. هر کس که، حین دنبال کردنِ رژیم غذایی سخت، خوابِ کیک شکلاتی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده را دیده، این پدیده را درک می‌کند!

رهبران کارآمد اما، نه تسلیم تجربه‌های درونی‌شان می‌شوند و نه آن‌ها را سرکوب می‌کنند؛ بلکه به شیوه‌ای ذهن‌آگاهانه، ارزش‌محور و سازنده به سراغ آن‌ها می‌روند و چیزی را درون خود پرورش می‌دهند که ما چابکی عاطفی (یا چابکی احساسی) می‌خوانیم. در اقتصاد پیچیدهٔ به‌سرعت در حال تغییرِ امروزی، چنین تواناییِ اداره کردن افکار و احساس‌ها، لازمهٔ رسیدن به موفقیت در کسب و کار است. تحقیقات متعددِ فرانک باند، استاد دانشگاه لندن و دیگر پژوهشگران نشان می‌دهند که چابکی عاطفی می‌تواند به آدم‌ها کمک کند استرس‌شان را فرو بنشانند، خطاهایشان را کاهش دهند، نوآورتر شوند، و عملکرد شغلی‌شان را بهتر کنند.

نظرات کاربران

Hassan Manshouri
۱۴۰۰/۰۶/۰۳

مزایای ذهنآگاهانه بودن یا در لحظه بودن رو شرح کاملی با ذکر مثال و تحقیقات انجام شده میگه. البته تمریناتی اجمالی هم در چند بخش توضیح داده. ولی برای تمرینات کاملتر باید کتاب دیگری پیدا کرد بنظرم.

علیرضا
۱۴۰۰/۰۹/۲۳

خیلی مهم و مفید👌

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۸)
این دستورالعمل‌ها ساده هستند: ۱.      مکان خلوت ساکتی پیدا کنید، که به مدت چند دقیقه کسی مزاحمتان نشود. برای مثال، درِ اتاق کارتان را ببندید و تلفن‌تان را روی حالت بی‌صدا بگذارید. ۲.      راحت بنشینید با پشتِ صاف، ولی در حال ریلکس. ۳.      توجه‌تان را روی نفس‌تان متمرکز کنید، به حسی که موقعِ دم و بازدم دارید توجه کنید و با نفسِ بعدی، این روند را از نو شروع کنید. ۴.      نگاه مثبت یا منفی به نفس کشیدن‌تان نداشته باشید، یا سعی نکنید به هر شکلی تغییرش دهید. ۵.      هر چیز دیگری را که به ذهن‌تان می‌آید، به چشم عاملی حواس‌پرت‌کُن ببینید ـ افکار، صداها ... هر چیزی. آن‌ها را رها کنید و توجه‌تان را به نفس‌تان برگردانید. بعد از هشت هفته و متوسط ۳۰ دقیقه تمرینِ ذهن‌آگاهی در روز، گرایش از نیمهٔ راستِ استرس‌زا به نیمهٔ چپِ بهبودپذیر در کارکنان تغییر کرد.
کاربر ۷۱۲۷۶۱
وقتی کسی می‌گوید: «این راهِ انجام فلان کار است»، حقیقت ندارد. همیشه راه‌های بسیاری وجود دارد و راهی که شما انتخاب می‌کنید به شرایطِ موجود بستگی دارد. نمی‌توانید مشکلات امروز را با راه‌حل‌های دیروز حل کنید. بنابراین، وقتی کسی می‌گوید: «چنان این روش را یاد بگیر که ملکهٔ ذهنت بشود»، گوش‌به‌زنگ شوید، چون معنای این حرفش ذهن‌ناآگاهی است. قانون‌هایی که به شما آموخته می‌شوند، قانون‌هایی هستند که برای خالق‌شان جواب داده است و هرچه از آن فرد متفاوت‌تر باشید، برای شما بدتر عمل خواهند کرد. وقتی ذهن‌آگاه باشید و در لحظه حضور کامل داشته باشید، قانون‌ها، روندها و هدف‌ها راهنمایی‌تان می‌کنند، اما بر شما حاکم نمی‌شوند.
احسان رضاپور
اشتباه اکثر آدم‌ها این است که تصور می‌کنند تلاش برای حضور در لحظه استرس‌زا و خسته‌کننده و از این جور چیزهاست. ولی آنچه که استرس‌زاست، تمام ارزیابی‌های ذهن‌ناآگاهانهٔ منفی ماست و این نگرانی که از پس مشکلات برنخواهیم آمد.
sh kh
ذهن‌آگاهی دیگر نباید به چشمِ «چیز خوبی که بد نیست مدیران داشته باشند» به شمار آید. بلکه باید آن را به چشم یک «ضرورت» دید: به عنوان شیوه‌ای برای سالم نگه داشتن مغزمان، برای پشتیبانی از خود  تنظیمی و توانمندی‌های تأثیرگذار در تصمیم‌گیری و برای محافظت کردن از خودمان در برابر استرسِ سمی
سید مهدی موسوی
همهٔ ما این گرایش را داریم که ذهن‌ناآگاهانه بر دیگران برچسب بزنیم: فلانی انعطاف‌ناپذیر است؛ فلانی آدمی ویری است ... ولی وقتی شما کسی را به چنین شیوه‌ای منجمد می‌کنید، شانس لذت بردن از رابطه با او، یا بهره بردن از استعدادهایش را از دست می‌دهید. حضور در لحظه به شما کمک می‌کند چرایی رفتار آدم‌ها را درک کنید. رفتار هر کسی در لحظه‌ای که آن را بروز می‌دهد در نظرش معقول می‌آید، وگرنه این کار را انجام نمی‌داد.
احسان رضاپور
۱.      مکان خلوت ساکتی پیدا کنید، که به مدت چند دقیقه کسی مزاحمتان نشود. برای مثال، درِ اتاق کارتان را ببندید و تلفن‌تان را روی حالت بی‌صدا بگذارید. ۲.      راحت بنشینید با پشتِ صاف، ولی در حال ریلکس. ۳.      توجه‌تان را روی نفس‌تان متمرکز کنید، به حسی که موقعِ دم و بازدم دارید توجه کنید و با نفسِ بعدی، این روند را از نو شروع کنید. ۴.      نگاه مثبت یا منفی به نفس کشیدن‌تان نداشته باشید، یا سعی نکنید به هر شکلی تغییرش دهید. ۵.      هر چیز دیگری را که به ذهن‌تان می‌آید، به چشم عاملی حواس‌پرت‌کُن ببینید ـ افکار، صداها ... هر چیزی. آن‌ها را رها کنید و توجه‌تان را به نفس‌تان برگردانید.
faezehswifti
«ترجیح می‌دهم آدم‌ها کار درست را به دلیل اشتباهی انجام دهند، تا اینکه اصلاً کار درست را انجام ندهند!»
faezehswifti
دادن هدیه‌های کوچک به کارکنان، دعوت آن‌ها به ناهار یا شام در یک رستوران خوب، برگزاری مراسم «کارمندِ منتخب ماه»، و برپا کردن «دیوارهای قدردانیِ» مجازی یا واقعی، که روی آن‌ها همکاران می‌توانند از یکدیگر بابت کمک‌شان تشکر کنند.
faezehswifti
جلوی همه از ارزشی که هر فردی برای تیمتان دارد حرف بزنید
faezehswifti
تلاش برای ذهن‌آگاه بودن و حضور در لحظه، به معنای گذران زندگی با ریتم کُند نیست؛ بلکه معنایش افزایش تمرکز و آگاهی، هم در کار و هم در زندگی، است. ذهن‌آگاهی، عامل‌های حواس‌پرت‌کُن را از بین می‌برد و کمک می‌کند در مسیرِ رسیدن به هدف‌هایتان ـ چه هدف‌های شخصی و چه کاری ـ بمانید.
faezehswifti