معرفی و دانلود کتاب خداحافظی با نقش قربانی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خداحافظی با نقش قربانی

کتاب خداحافظی با نقش قربانی

زندگی خودت را زندگی کن

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۳۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خداحافظی با نقش قربانی

کتاب خداحافظی با نقش قربانی نوشته ورنا کست است که با ترجمه سعیده قاضی منتشر شده است. در کتاب خداحافظی با نقش قربانی، ورنا کاست بر اساس دو افسانه رابطه میان قربانی و مهاجم را در زندگی روزانه مطالعه کرده است. این کتاب، هر خواننده‌ای را نه‌تنها از چگونگی شکل‌گیری تعامل میان این دو نقش آگاه می‌کند، بلکه به او راهکارهایی برای خروج از این دو نقش ارائه و سرانجام به‌سوی واکنشی آگاهانه در قالب دو نقش قربانی و مهاجم سوق می‌دهد.

درباره کتاب خداحافظی با نقش قربانی 

ورنا کاست در این کتاب ضمنِ روایت دو افسانه، با روانِ شما از امروز به زمان‌های دور سفر می‌کند و هر آنچه را که چشمان شما «قادرند» ببینند برایتان معنا می‌کند. او با شما از رؤیاهایتان سخـن می‌گوید، از خواسته‌هایتان، از داشته و نداشته‌هایتان. او همراه با شما از میانه «سایه» هایتان به «عقده» هایتان سفر می‌کند. و درست همین جا با شما وارد یک بازی می‌شود. در این بازی بارها و بارها حس غرورآفرین پیروزی سراغتان خواهد آمد، اما ممکن است پیش از آنکه پیروزیتان را جشن بگیرید، شکست بخورید! او یک همبازی معمولی نیست. نیت او از این بازی، تحلیلِ روانِ بازی است. ورنا کاست با جزئیات دقیق، بازی روانی قربانی با مهاجم را تحلیل می‌کند. او با شرح این دو افسانه به شما نشان می‌دهد: در این بازی شما یک قربانی یا یک مهاجم نیستید، بلکه هم قربانی و هم مهاجم هستید! و شما آن‌قدر ناخودآگاه از قالب یکی در دیگری فرو می‌روید تا سرانجام درمانده از تکرار، اما با امید پیروزی برای آگاهی قیام کنید. او تک‌تک صحنه‌های بازی را روبه‌روی چشمانتان ترسیم می‌کند، عواطف شما را هنگام بازی بیدار و معنا می‌کند و دست آخر قاعده بازی را کف دستتان می‌گذارد و شما را در این میدان با خودتان تنها می‌گذارد. او راه عبور از نقش یک منفعل به فاعل را نشانتان می‌دهد. راهی که از دل «عقده» می‌گذرد.

خواندن کتاب خداحافظی با نقش قربانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به یک زندگی شاد پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب خداحافظی با نقش قربانی

در زندگی روزانه همیشه شاهد قربانیان و مهاجمان هستیم. قربانیان نمی‌توانند بدون مهاجمان به‌وجود بیایند، مهاجم هم بدون قربانی وجود ندارد. همیشه همین‌طور بوده است. حتی در افسانه‌های قدیمی هم با این موضوع مواجه می‌شویم. گاهی این مهاجمان خدایان و الهه‌ها هستند و قربانیان آدم‌ها. افسانه سیزیف را به یاد بیاوریم که در آن سیزیف محکوم شد یک تکه سنگ را تا بالای کوه ببرد که هر بار ذره‌ای مانده تا به قله کوه برسد دوباره به پایین می‌غلتید. 

مسئله قربانی و مهاجم بیش از هر چیز به رابطه قدرت و ناتوانی معطوف می‌شود و این خود ارتباط زیادی با ترس، خشونت و تعدیل احساس ارزشمندی دارد. مایلم خاطرنشان کنم که از رابطه روزانه قربانی ـ مهاجم حرف می‌زنم که همه آدم‌ها آن را تجربه می‌کنند، و نه از قربانیان صدمه‌های روحی شدید و تروما و از مهاجمانی که در آن سهم داشته‌اند. برای من حائز اهمیت است که روی مسئله روزمره قربانی ـ مهاجم و غلبه بر آن متمرکز شوم تا این مبحث را با حساسیت بیشتری مدنظر قرار دهیم و بتوانیم تغییراتی در زندگی روزانه خود ایجاد کنیم. و این شاید در ادامه تأثیری بر درک ما از تروما و صدمه‌های شدید روحی نیز داشته باشد.

از طرفی قصد من این نیست که مسئله قربانی ـ مهاجم را فقط شرح بدهم و روی آن در زندگی روزمره حساس شوم، بلکه می‌خواهم روشن کنم، چگونه می‌توان خود را از بند قربانی و مهاجم رها کرد. اما آیا می‌توان کاملاً خود را از این بند رها کرد؟ راه خروجی از این چارچوب وجود دارد؟ آیا وضعیت سومی در کنار این دو وضعیت موجود است؟ یا سومی وجود ندارد؟ آیا فردی وجود دارد که در وضعیت قربانی ـ مهاجم قرار نگرفته باشد؟

تمامی این سؤال‌ها را بر مبنای افسانه‌ها و به کمک تئوری عقده و تأثیرات عقده‌ها بر ما در زندگی روزانه دنبال خواهم کرد، و در این میان نیز اشاره‌هایی به تجربه شخصی خواهم کرد. بدیهی است که این تجربه‌ها می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند و یا بی‌اهمیت واقع شوند. پذیرفتن این نکات خیلی دلپذیر نیست. و البته این موضوع مرتبط است با اینکه:

قربانی بودن ناخوشایند است، و مهاجم بودن نیز چندان خوشایند نیست. با این همه سؤال‌های ما در مورد قدرت و ناتوانی چنان در زندگی‌مان با اهمیت‌اند و همه جا پررنگ حضور دارند که نمی‌توانیم آنها را به سادگی نادیده بگیریم و یا به آدم‌های دیگر، «مهاجمان» و «قربانیان» نسبت دهیم. ما همچنین باید در مورد شخص خودمان بررسی کنیم، کجا کدام بخش را بازی کرده‌ایم. حتی وقتی این بازی به موضوعی برمی‌گردد که در سایه قرار دارد، و ما نمی‌توانیم آن را به سادگی با خود ایده‌آل‌مان ارتباط دهیم. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خداحافظی با نقش قربانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخداحافظی با نقش قربانی
عنوان دیگرزندگی خودت را زندگی کن
موضوعموفقیت و خودیاری، روان‌شناسی عمومی
نویسندهورنا کاست
مترجمسعیده قاضی
انتشاراتبنیاد فرهنگ زندگی دیجیتال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۷/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۱۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۰۱۴۱۲۰
تعداد صفحه‌ها۱۹۸ صفحه
قیمت کتاب۶۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

sam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۴

این کتاب به خوبی روشن میکنه در شکل گیری یک الگوی ناصحیح، چطور دو طرف رابطه سهم پررنگی دارند: حتی خود فرد قربانی.. و این را اینقدر واضح نشان می‌داد که نمیشد انکار کرد و این برای من تلخ بود...بیشتر

۰
کاربر ۳۶۱۹۷۱۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۰

ده بار خوندنش هم کمه..برای من خیلی تاثیرگذار بود

۰
SZA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۵

ایده اصلی کتاب خیلی خوب بود. خیلی عمیق موضوع مثلث دراما بین قربانی، مهاجم و حامی رو بررسی می کرد. بعد از خوندن این کتاب درک من از رابطه قربانی مهاجم خیلی بالاتر رفت. الان موقعیت های رابطه ام و...بیشتر

۰
کاربر ۶۸۱۰۵۸۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۴

فکر میکنم برای مطالعه این کتاب باید با مفاهیم مکتب یونگ آشنا بود تا بتونید لذت کافی رو از قلم نویسنده ببرید من که خیلی دوست داشتم

۰
ستاره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۱۱

شناخت موضوع مورد بحث این کتاب، برای هر شخصی بسیار لازم است...

۰
نازنین صالحی راد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

💜 وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ (شوری - ۳۰) (هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند!) 💜 إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ...بیشتر

۰
کاربر 12015625
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

کتاب بسیار عالی مفید واموزنده است به همه ی انها که میخواهند در جهت رشد قدم بردارند خواندن ان را توصیه میکنم.انقدر کتاب را دوست داشتم که دلم میخواست نسخه چاپی اش را داستم

۰

بریده‌هایی از کتاب

helena
۱۹
کسانی‌که از اختلالات ناشی از ترس رنج می‌برند، فرد هدایت‌گر اغلب همسر آنها خواهد بود و بخش اعظمی از خشم درونی آنها نیز متوجه همسران آنها می‌شود. اینجا منظور از خشم تخریب نیست، بلکه خشم به مفهوم جرأت اقدام، انجام کار و یا چیزی را باعث شدن است. حاصل این انتقال خشم یک رابطه ناامن و متزلزل است، زیرا کسی که خیلی می‌ترسد، از یک‌سو نیاز دارد یک نفر او را هدایت کند، تصمیم‌گیری‌ها را به‌عهده بگیرد وغیره، و از سوی دیگر خشم خود را روی همین شخص که به دلیل ترس درونی به او وابسته شده است، فرافکنی می‌کند. این یعنی فرد هدایت‌گر همواره از سوی طرف مقابل خود با بدبینی تحت نظر گرفته می‌شود و باید پاسخگوی این سؤال باشد که آیا دارد کاری برخلاف منافع او انجام می‌دهد؟ به‌طور مسلم فردی که می‌ترسد، از ظن خود هم حرفی نمی‌زند و بدگمانی‌اش را صریح نشان نمی‌دهد، چرا که او به طرف مقابل خود وابسته است!
helena
۱۶
فردی که به احساسات درونی خود پشت می‌کند، در معرض خطر قربانی شدن قرار دارد.
Elizee
۱۵
فرد با عقده حقارت اغلب انتظار دیده نشدن دارد و حتی طوری رفتار می‌کند که سرانجام دیده نمی‌شود.
athenaeum2
۱۲
نتیجه می‌گیریم که فرد بیش از همه زمانی خطر قربانی شدن تهدیدش می‌کند که به احساسات شخصی خود اهمیت نمی‌دهد و یا اینکه با ارزش‌های جذاب ظاهری مهاجم هویت‌پنداری می‌کند. در واقع این به معنای آن است که فرد خودش را به‌قدر کافی شایسته و تأثیرگذار نمی‌بیند و به این دلیل فکر می‌کند باید هویت خود را با قدرت فردی دیگر تعریف کند.
Elizee
۹
اندیشه قربانی کردن جایی وضوح می‌یابد که فرد خودش را به امید معجزه در خدمت چیزی قرار می‌دهد. آنچه که در این میان خیلی مهم است ازخودگذشتگی تمام و کمال است، درحالی‌که هنگام پافشاری بر حفظ جایگاه قربانی حرف از واگذاری بدون چون و چراست!
hrz1313
۷
شخصیت مهاجم این مدل شخصیتی اغلب به‌عنوان کسی که «نه» می‌گوید، دیده می‌شود. او به خودش می‌گوید: «من خوبم و تو خوب نیستی.» و اینجا هم در ناخودآگاه این جمله گفته می‌شود: «دیگران همه خوب هستند، اما من خوب نیستم. ولی من همه کار برایش انجام می‌دهم تا هیچ‌کس بویی از آن نبرد.»
leili L
۵
در اینجا امیدواری به چالش کشیده می‌شود. تخریب‌گری تنها در صورتی ناپدید می‌شود که در لحظه‌ای معین و دقیق با خشم و جدیت روبه‌روی آن بایستیم. همچنین روبه‌روی تخریب‌گری خودمان.
Elizee
۵
فردی که به احساسات درونی خود پشت می‌کند، در معرض خطر قربانی شدن قرار دارد.
Elizee
۵
به خود همان ارزشی را بدهند که باید از بیرون به آنها داده شود
کاربر ۲۱۰۷۱۲۱
۴
همیشه نباید در منطقه عقده توقف کرد، بلکه دقیقاً باید جایی توسعه یافت که عقده آنجا نیست. گاهی بهتر است بدانیم داریم مشکلی را با خود حمل می‌کنیم، اما به این هم واقف باشیم که در حال حاضر توانایی برخورد و حل مشکل را نداریم. مهم این است که بدانیم این مشکل حل‌نشده را داریم، در تلاش باشیم احساس ارزشمندی خود را در منطقه‌ای دیگر متعادل کنیم. به این ترتیب روزی قادر خواهیم بود این مسئله را نیز خودمان حل کنیم. گاهی زندگی مسئله را ناگهانی پیش پای ما می‌گذارد. اکنون مسئله‌ای را که مدت‌هاست به حال خود رها شده است نمی‌شود رها گذاشت.