با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پیپ بارتلت؛ جلد اول

دانلود و خرید کتاب پیپ بارتلت؛ جلد اول

راهنمای موجودات جادویی

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیپ بارتلت؛ جلد اول  نوشته  مگی استیف واتر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پیپ بارتلت؛ جلد اول

کتاب راهنمای موجودات جادویی جلد اول از مجموعه کتاب پیپ بارتلت نوشته مگی استیف واتر و جکسون پیرس است که با ترجمه عاطفه احمدی در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است. این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

 درباره مجموعه پیپ بارتلت

 پیپ بارتلت عاشق حیوانات افسانه‌ای جادویی است و همیشه یک کتاب راهنمای حیوانات جادویی با خودش دارد. یک روز والدین دانش‌آموزان به مدرسه می‌آیند تا آنها را با شغل‌های گوناگون آشنا کنند. پدر یکی از بچه‌ها شرکت پرورش اسب تک‌شاخ دارد و با خودش چندتا اسب تک‌شاخ را برای نمایش به مدرسه آورده است. پیپ که زبان تک‌شاخ‌ها را می‌داند سوار یکی از آنها می‌شود و دور حیاط چرخ می‌زند. این باعث می‌شود تک‌شاخ‌های عاشق خودنمایی، حسادت کنند و حیاط مدرسه را بهم بریزند و به ماشین‌ها خسارت بزنند. والدین پیپ که می‌دانند او چقدر به حیوانات جادویی علاقه دارد، در تعطیلات تابستان او را به خانه خاله‌اش اِما می‌فرستند اِما یک کلینیک مخصوص موجودات جادویی دارد. رفتن پیپ به کلینیک باعث به وجود آمدن ماجراهای جالب و هیجان‌انگیز این مجموعه می‌شود.

نویسنده در این اثر هیچ فرصتی را برای خلق صحنه‌های کمدی از دست نداده است.

 خواندن مجموعه پیپ بارتلت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 بچه‌هایی که به داستان‌های ژانر فانتزی علاقه دارند از خواندن این مجموعه لذت خواهند برد.

 بخشی از کتاب پیپ بارتلت؛ جلد اول؛ راهنمای موجودات جادویی

خب آره، روز معرفی مشاغل را خراب کردم، نمایش فورتنایت را به هم ریختم، سه تا ویولون‌سل را شکستم، چهل‌تا همبرگر خوشمزه را خراب کردم، بیشتر ژئودهای بابا و عینک آقای دیاتلوف را هم درب‌وداغان کردم. واقعاً بهش افتخار نمی‌کنم و بقیهٔ سال را هم به‌خاطرش تنبیه شدم که اصلاً جالب نیست. بعد از ماجرای تک‌شاخ‌ها (اسمی بود که مامانم رویش گذاشته بود و همیشه با اخم و چشم‌های باریک‌شده درباره‌اش صحبت می‌کرد.) بابا و مامانم تصمیم گرفتند که من را برای تابستان به کلاوِرتِن بفرستند؛ شهر کوچکی در جنوب جورجیا، که خاله اِما۱۰، پزشک موجودات جادویی، آن‌جا زندگی می‌کرد.

مامان گفت: «این‌طوری می‌تونی یه عالمه موجود جادویی ببینی و... جات هم امن‌تره.» و بعد چمدان بنفشم را بست. به نظرم منظورش از امن‌تر این بود که ویولون‌سل‌های کمتری برای شکستن وجود دارد.

مامان باید برای حفاری زمین‌شناسی خیلی مهمی می‌رفت و بابا هم سخنرانی داشت؛ پس شانتل، یکی از کارآموزهای مامان، من را با ماشین به کلاوِرتِن برد. خانهٔ خاله اِما به درمانگاه چسبیده بود و درست نبود که بدون سلام کردن به او یک‌راست برویم توی خانه؛ به همین دلیل اول با شانتل رفتیم درمانگاه.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
💕Adrien💕
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

😁😃😇😘😍😊✔🌷🌈💛 (یعنی حرف نداشت) من اینو به صورت الکترونیکی در عرض 2ساعت خوندم فوق العادست📚حتما بخونید پشیمان نمی شوید✔✔✔

ketab_chon
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

بسیار جذاب و غیر قابل پیش بینی و اتمام خوب.

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۳۸-۷
تعداد صفحات۱۶۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۳۸-۷