دانلود و خرید کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد روح‌اللّه شریفی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد اثر روح‌اللّه شریفی

کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

انتشارات:نشر صاد
امتیاز:
۵.۰از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد مجموعه ده داستان از روح‌ الله شریفی است. داستان‌هایی که از زندگی مردم عادی می‌گوید و قهرمان‌هایش را از دل جامعه انتخاب کرده است. 

درباره کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

روح‌الله شریفی در کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری‌فرد، ده روایت مختلف از زندگی مردم عادی نوشته است. داستان‌هایی که از دل مردم کوچه و بازار بیرون آمده است و با زبان طنز خود، نقدی به تمام رنج‌هایی که مردم کشیده‌اند، دارد. او با جملاتی کوتاه، صریح و شوخ‌طبعی که قلم جلال آل احمد را به یاد می‌آورد، از قهرمان‌هایش که مردم عادی جامعه هستند نوشته است. 

کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

دوست‌داران ادبیات داستانی و داستان کوتاه را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

سر فلکه سپه، مردان و زنان زیادی ایستاده بودند. بیشتر یا به آن دوردست چشم می‌انداختند و یا ساعت سیکوی روی دستشان را چک می‌کردند. با اینکه نظم نداشتند؛ اما بی‌نظم هم نبودند. همه این مردان و زنان منتظر را از نگاه گذراندم. خیابان سپه روز عادی را نمی‌گذراند. معلوم بود که قزوین، چون پابه‌ماهی است که به درد افتاده و باید فرزندی به دنیا بیاورد. مادرم تا فلکه با من آمد. وقتی خواست خداحافظی کند؛ گفت: «می‌روی سر سلامگاه. زیر بید مجنون می‌مانی. با هیچ‌کس هم حرف نمی‌زنی تا خودش بیاید دنبالت. نبینم بروی قاتی راه‌پیمایی. هر روز می‌آیی بس است. امروز تکلیف زندگی‌ات را مشخص کن. نمی‌خواهی که برایت حرف دربیاورند؟ فکر آن پسره را هم از سرت بیرون کن»

آمدم در برابر این قطار جملات چیزی بگویم؛ گفتی: «احترام مادر واجب است.»

تا سر سلامگاه چیزی نمانده بود. گفتم: «آخر این‌هم شد زندگی؟ مادر آدم برود بگوید دختر مرا به عروسی خودتان بگیرید؟»

گفتی: «خب چه اشکالی دارد؟ می‌خواهد دخترش زجری که خودش کشیده؛ نکشد!»

گفتم: «بله. می‌خواهد مثل او تنم همیشه بوی هیمه و تاپاله ندهد. دائم زیر شکم گاوها شیر ندوشم و تا آخر عمر هشتم گروی نهم نباشد. آخر به چه قیمتی؟»

گفتی: «حالا آرام باش. یک خواستگاری است دیگر. خودت لب تر کردی؛ گفتی بدت نمی‌آید شوهر کنی!»

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۷۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

حجم

۷۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
۱۷,۵۰۰
۵۰%
تومان