با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب پادشاهان پیاده اثر بهزاد دانشگر

دانلود و خرید کتاب پادشاهان پیاده

خرده روایت‌هایی از زیارت اربعین

۴٫۹ از ۲۳ نظر
۴٫۹ از ۲۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پادشاهان پیاده  نوشته  بهزاد دانشگر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پادشاهان پیاده

کتاب پادشاهان پیاده، نوشته بهزاد دانشگرو محمدعلی جعفری، خرده روایت‌هایی از زیارت اربعین است این کتاب با ترجمه سعید دژفر و هادی پورزعفرانی منتشر شده است.

این کتاب عرض ارادتی است به ساحت مولا و سرور آزادگان جهان، امام عشق، حسین‌بن‌علی علیهم‌االسلام و تلاشی است برای بازنمایی ارادت زائرانش در اجتماع اربعین. روایت‌ها با کمترین دخل و تصرف، بیانی ساده از این ارادت و شیدایی است که شوری در دل‌ها می‌اندازد و می‌رود که عالمی را پرشور کند.

خواندن کتاب پادشاهان پیاده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقهمندان به روایت‌های واقعی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب پادشاهان پیاده

از سال پیش که گفتند با کارت ملی هم می‌شود رفت کربلا. دلم می‌خواست بیایم. من مشمول خدمت بودم. گفتم: به‌به چقدر خوب! ما هم برویم ببینیم چه جوریه. پارسال قبل از اینکه من بیایم گفتند با کارت ملی حق ندارید بیایید. منصرف شدم. بعد شنیدم آخرهایش بچه‌ها با کارت ملی هم رد شده بودند. واقعاً حالم بد شد. حس کردم جامانده‌ام. حس عقب‌ماندن داشتم توی زندگی‌ام. نمی‌گویم روزشماری کردم، ولی دلم می‌خواست که امسال اینجا باشم.

امسال هم مشکلاتی پیش پایم بود، اما توی دلم این بود که امام حسین است و می‌شود. حالا یک مدل دیگر می‌گفتم. می‌گفتم ما می‌رویم عرض ادب کنیم. اگر تا دم مرز هم رسیدم و نشد رد بشویم، عرض ادب می‌کنیم و برمی‌گردیم. اگر طلبید هم که می‌رویم.

من قبلاً مفهوم واژهٔ «طلبیدن» را نمی‌دانستم می‌گفتم: «طلب چیه؟ پاشو برو دیگه. خودت برو!»

ولی پارسال لیاقتش را نداشتم که برسم به اینجا. با همان کارت ملی خیلی‌های دیگر آمدند، اما من نتوانستم. امسال واقعاً طلبید و الآن اینجا هستم. بدون پاسپورت و ویزا رد شدیم. البته کارمان درست نبود و ریسک بود، ولی دیگر نمی‌توانستم بنشینم توی خانه.

قبل از این خیلی منطقی بودم. تلاش می‌کردم احساساتی نباشم. هنوز هم خیلی منطقی‌ام. برای همین هم تحت تأثیر نوحه و روضه نبودم. اما بعد از حرکت از حرم حضرت علی علیه‌السلام آمدیم توی راه تا به یک موکب ایرانی رسیدیم. ستون ۲۰۱ تقریباً، از خستگی داشتم می‌رفتم تو اغما، گنگِ گنگ بودم. فقط می‌خواستم بنشینم. یک روضه شروع شد. خواننده داشت از معرفت و شناخت خودش نسبت به امام حسین می‌خواند. یکهو گریه‌ام گرفت. اشک ریختم. عمق مطلب را که پیدا کردم، حس کردم خالی شدم. از آن حس اغما درآمدم. قبلاً می‌گفتم: «خب چیه این مردم رو به گریه می‌اندازن». تو این روضه یک نفر انگار به نیابت از من خیلی از حرف‌هایم را زد. بعدازاین روضه خالی شدم، آرام شدم. نشستن پای این روضه پریشانی‌ام را گرفت. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۳)
🌟لَبَّیْكَ یَا مَهْـــــــدِي(عج)🌟
۱۳۹۹/۰۸/۰۵

با سلام و تشکر از نویسنده‌ی کتاب " پادشاهان پیاده " : بسیار بسیار عالی و تاثیرگذار بود ... هر داستانش اشک آدمو در میاره و به شدت حال و هوای پیاده‌روی اربعین به آدم دست میده ... این کتاب آدمو هوایی میکنه؛

- بیشتر
🌸فطرس🌸
۱۳۹۹/۱۱/۰۳

خاطرات دلنشین افراد مختلف، از ملل و فرهنگ ها و اقشار و دیدگاه های فکری متفاوت در پیاده روی اربعین که تنها وجه مشترک بین همه زوار، حُبُّ الحسین(ع) هست که همه زوار رو در یک مسیر واحد قرار داده

- بیشتر
هامان
۱۴۰۰/۰۵/۰۸

عاشقم بر هه عالم که همه عالم از حسین است یکی از دوستان در آستانه یک شکست بزرگ این کتاب به دستش میرسه و توسل میکنه به آنکه با نظر خاک را کیمیا کند و داستانش برمیگرده

سرباز اسلام
۱۴۰۰/۰۲/۰۳

خیلی کتاب خوبی هست ممنون از نویسنده

کرم کتاب
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

اشکم در اومد...

کاربر ۹۸۶۳۷۱
۱۴۰۰/۰۱/۱۴

عالی بود حتما مطالعه کنید

🌊
۱۳۹۹/۱۲/۰۴

کلیپای گروه وتر هم همین سبکه، آدم رو دل تنگ میکنه🥲

کاربر ۲۶۵۳۷۰۳
۱۴۰۱/۰۲/۱۱

عالی یاد خاطرات خودم افتادم و کلی حالم دگرگون شد. الحمدلله ان شالله نصیب همه آرزومندان بشه سفر اربعین

آر-طاقچه
۱۴۰۱/۰۱/۲۰

عالی و تاثیر گزار

pariya
۱۴۰۰/۱۲/۲۸

عالی بود. عاااالی.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۱)
توی این مسیر شهر دیوانیه به نجف، دو تا قبیلهٔ عشایر با هم درگیری داشتند، حدود ده سال قبل. یکی از قبیله‌ها سه‌نفر از آن قبیله را کشته بودند. این‌ها ازشان دیه نمی‌گرفتند. می‌گفتند ما حق بچه‌هایمان را ازتان می‌گیریم. باید سه‌تا از شما را بکشیم. تا اینکه زیارت اربعین امام حسین علیه‌السلام شد. هر دو عشیره موکب داشتند. یک شب عشیره‌ای که خون جوان‌هایش را طلبکار بود مهمان نداشت. پیغام فرستادند برای آن عشیرهٔ دیگر که اگر امشب زائرهایتان را بفرستید موکب ما، خون جوان‌هایتان را می‌بخشیم و از خون جوان‌هایمان می‌گذریم؛ یعنی به عشق امام حسین یک اختلاف و انتقام عشیره‌ای که می‌توانست باعث جنگ بشود، تمام شد.
هامان
رسیده بود به تربت اصل. بهش گفتم یک سنگ از پایین به من می‌دهید؟ گفت: نه. گفتم: من از طرف امام رضا آمده‌ام. تا اسم امام رضا را بردم دست کرد و یک سنگ داد به‌م. هنوز آن سنگ را دارم. گفتم: سلام تو را به امام رضا می‌رسانم. آن سنگ را داخل پارچهٔ سبزرنگ گذاشتم. واقعاً احساس می‌کنم که آن از اصیل‌ترین سنگ‌هاست. دقیقاً از کف مقتل ابی‌عبدالله بیرون آمد. فقط در روز عاشورا آن را باز می‌کنم و یک روضه‌ای می‌خوانم. مادرم هم نابینا بود و هم کر و لال. نابینایی‌اش را امام رضا شفا داد، اما کرولالی‌اش همچنان هست. از طرفی خیلی صرع شدید داشت. همیشه اذیت می‌شدیم. یک روزی که حالش بد شد آن سنگ را در شیشه گذاشتم و آبش را دادم خورد. از آن روز دیگر آن بیماری را ندارد.
ريحانه
لطفی که کرده‌ای تو به من، مادرم نکرد ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین
🌱 ehsan
شاید این حرف درست نباشد، اما اعتقادم این است که آن خاندان باز تحمل ندارند که تو داری درد این زخم را می‌چشی، می‌آیند کمک‌حال می‌شوند.
ريحانه
کربلا نه همت است نه قسمت، بلکه دعوت است
🌱 ehsan
بعد همین‌طور که داشتم قول می‌دادم و بابا می‌گفت نمی‌شود، یکهو گریه‌ام گرفت. تندتند اشک‌هایم را پاک می‌کردم که بابا فکر نکند من بچه‌ام و توی راه کربلا هم هی گریه می‌کنم. بد موقعی گریه‌ام گرفته بود. دلم می‌خواست گریه سر داشت و می‌شد سرش را بکنم. بابا بغلم کرد. گفت: یک مشکل دیگر هم هست. تو پاستور یا یک همچین چیزی نداری. تازه آن را هم داشته باشی ویزا نداری.
ريحانه
الآن هم زود برگشته‌ام که بروم سمت مهران. پیاده رفتم زیارت. می‌خواهم جا خالی کنم برای بقیه.
ريحانه
پول خرج کردن در راه حسین که هیچ قابلی ندارد. خانهٔ کوچک و بزرگ هم ندارد. این‌طور نیست که اگر کسی خانهٔ بزرگ‌تری داشته باشد به امام حسین علیه‌السلام نزدیک‌تر است. برای من فرقی ندارد خانهٔ بزرگ داشته باشم یا خانهٔ کوچک. نیّت مهم است. بزرگی و کوچکی برای امام حسین علیه‌السلام هیچ معنایی ندارد.
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
اصل این است آدم دلش با امیرالمؤمنین صاف باشد.
فاطمه
به نظر من بهترین راه برای معرفی زیارت اربعین در غرب شکلی از گفت‌وگوست که به آن می‌گوییم گفت‌وگوی میان ادیان و در کشورهای اروپایی مرسوم است. در این گفت‌وگوها افراد تجربه‌های دینی خودشان را به اشتراک می‌گذارند. یهودی، مسیحی، بودایی و مسلمان همگی دور هم جمع می‌شوند و افکارشان را برای هم مطرح می‌کنند.
فاطمه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۵۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۸۸-۲
تعداد صفحات۲۵۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۴۶-۸۸-۲