با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دفتر خاطرات قنبر (غلام امیر المؤمنین‌علیه السلام‌)

دانلود و خرید کتاب دفتر خاطرات قنبر (غلام امیر المؤمنین‌علیه السلام‌)

۴٫۳ از ۱۹ نظر
۴٫۳ از ۱۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دفتر خاطرات قنبر (غلام امیر المؤمنین‌علیه السلام‌)  نوشته  محمدرضا انصاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دفتر خاطرات قنبر (غلام امیر المؤمنین‌علیه السلام‌)

محمدرضا انصاری( -۱۳۶۶)، پژوهشگر دینی است. در مقدمه کتاب می‌خوانیم: «در این مجموعه، داستان‌هایی که درباره قنبر غلام و خدمتگزار امیرالمؤمنین‌علیه السلام به ما رسیده، جمع آوری شده است. در مرحله بعد، این داستان‌ها به عنوان دفتر خاطرات از زبان قنبر به صورت متکلم و اول شخص مفرد برگردان شده است، به گونه‌ای که گویا داستان‌ها را خود قنبر نقل می‌کند و لحظات زندگی خویش را برای ما بازگو می‌نماید. در نگاه دیگر، داستان‌ها به ترتیب زمانی چینش شده که جهت گیری دفتر خاطرات در آن معنادار شود و حالت روز شمار پیدا کند. در شیوه ترجمه، اصل داستان و محتوای آن به طول کامل حفظ شده، و در بعضی از فرازها که نیاز به توضیح بوده جملاتی - بدون تغییر در معنی - اضافه شده است.» در بخشی دیگر از کتاب به نام «مردم پست» می‌خوانیم: « پس از پیروزی مولایم در جنگ جمل وارد شهر بصره شدیم. همراه حضرت در کوچه‌ها قدم می‌زدیم که جمعیت بسیاری را در مکانی دیدیم؛ خاطره‌ای که از سخن مولایم درباره آنان درس گرفتم. امیرالمؤمنین‌علیه السلام فرمود: «ای قنبر، اینان چرا گرد هم آمده‌اند»؟ من رفتم و نگاهی کرده و خبر آوردم: بر مردی حد جاری می‌کنند و اینان ایستاده می‌نگرند. حضرت به سوی آنها نگریست و فرمود: مبارک مباد صورت‌هایی که در هیچ جا دیده نمی‌شوند مگر آنکه خبر بدی باشد. اینان پست ترین مردمند! اینچنین روزهایم می‌گذشت؛ با یادآوری لحظه‌هایی که هر کدام دریایی از معرفت برایم به ارمغان می‌آورد. لحظه‌هایی که پس از مولایم علی‌علیه السلام هرگز مانند آن را نیافته و نخواهم یافت. »

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
حسین
۱۳۹۵/۰۲/۲۸

خیلی کتابجالب و دوس داشتنی ای بود اگه میتونید ویه کم همت خرج بدین و یه کتاب درباره زندگی پیامبر از نگاه سلمان رو هم بنویسید خیلی جالب ومخصوصا خوندنی میشه بازم تشکر .یا علی و با علی

زهرا جاویدی
۱۳۹۸/۰۵/۱۵

خیلی کتاب خوب و جالبیه، از اون کتابهایی هست که دوست دارم بارها و بارها داستانهاش رو مرور کنم، کاش این خاطرات رو به صورت فیلم کوتاه در میاوردند یا انیمیشن می ساختند تا همه با مولایمان بیشتر انس بگیرند

کاربر ۲۱۳۸۰۹۸
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

کتاب خوبی بود قصه های نشنیده از امام علی علیه السلام

مهربانو
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

سلام خیییییلی کتاب قشنگیه جوری همه چیز توصیف شده انگار خود آدم اونجا حضور داره! با شور و اشتیاق بگیرین بخونینش چون در غیر این صورت از دستتون رفته!! من که خیلی دوستش داشتم❤️❤️❤️

کاربر ۲۱۳۳۸۱۷
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

کتاب با نثری روان و جذاب

حسینی
۱۳۹۸/۱۰/۰۷

اصلا نتونستم ادامه بدم به خاطر مطالبی که نمیتونستم به سندیتشون اعتماد کنم، چون خیلی جدید بودن و کلا هم خاطرات قنبر مثل خاطرات فضه چندان جذابیتی نداشت برای ادامه...

Neda.R.R
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی بن ابی طالب

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۴)
لَوْ لا عَلیٌّ لَهَلَک عُمَر
F313
از عمق جان گفتم: «حمد خدایی که ما را توفیق خدمت گزاری مولایمان امیرالمؤمنین را داد».
khademeReza
من نیز پشت سر امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام از منزل عثمان خارج شدم و دیدم حضرت زیر لب این شعر را زمزمه می‌نماید: اگر به او جواب می‌دادم از انتقاد و حاضر جوابی من ناراحت می‌شد، اما من بر سوزش درون صبر می‌کنم. اگر می‌خواستم پاسخ بدهم خشم برانگیخته می‌شد.
khademeReza
یا علی، دستمان را بگیر که با تقوا و جهاد و عمل، تو را یاری کنیم و باعث افتخار تو باشیم؛ و همه جا ما را نشانی از اسوه انسانیت بدانند و بگویند: «اینانند شیعیان علی بن ابی‌طالب‌علیه‌السلام»
F313
روزگار را به خاطر رسمی که در پیش گرفته کوچک مشمار، زیرا هر کس پاداش عملی را که انجام داده خواهد دید
F313
ای قنبر، خداوند تبارک و تعالی ولایت ما را بر اهل آسمان و زمین از جن و انس و میوه‌ها و همه چیز عرضه نمود. هر کدام قبول کردند خوش طعم و خوشبو و مرغوب و گوارا شدند، و هر کدام که نپذیرفتند بد مزه و بد بو و پست و نامرغوب گشتند.
khademeReza
محمد فرزند امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام فهمیده بود حضرت هر شب برای سرکشی یتیمان و بیچارگان می‌رود. این بود که روزی از آن حضرت پرسید: ای پدر، چرا هنگام روز نزد آنان نمی‌روید؟ حضرت فرمود: پسرم، صدقه پنهانی آتش غضب پروردگار را خاموش می‌کند.
khademeReza
امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام رو به آسمان عرض کرد: پروردگارا، او چهار بار اقرار کرد. تو در دینی که بر محمدصلی الله علیه وآله نازل کرده‌ای چنین گفته‌ای: «ای محمد، هر کس یکی از حدود مرا تعطیل کند با من دشمنی کرده و ضدیت نموده است». خدایا، من حدود تو را تعطیل نخواهم کرد و ضدیت با تو را نیز نمی‌خواهم و مطیع احکامت هستم؛ بلکه مطیع تو و پیرو سنت پیامبرت هستم. سپس با غضب فرمود: چقدر قبیح است که بعضی از شما گناهی انجام دهد و خویش را در پیشگاه مردم مفتضح کند. آیا نمی‌توانست در خانه‌اش توبه کند؟ به خدا قسم توبه او بین خود و خدا افضل از برپایی حد من بر اوست. اینجا بود که فهمیدم این تأخیر چهار باره در اجرای حد برای آن بوده که شاید آن زن بین خود و خدایش توبه کند و نزد حضرت بازنگردد. آری، معامله خدا با گناهکاران آبروداری است مگر آنکه دیگران او را شناسایی کنند و بر علیه او شهادت دهند.
s✒
مردم پست پس از پیروزی مولایم در جنگ جمل وارد شهر بصره شدیم. همراه حضرت در کوچه‌ها قدم می‌زدیم که جمعیت بسیاری را در مکانی دیدیم؛ خاطره‌ای که از سخن مولایم درباره آنان درس گرفتم. امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام فرمود: «ای قنبر، اینان چرا گرد هم آمده‌اند»؟ من رفتم و نگاهی کرده و خبر آوردم: بر مردی حد جاری می‌کنند و اینان ایستاده می‌نگرند. حضرت به سوی آنها نگریست و فرمود: مبارک مباد صورت‌هایی که در هیچ جا دیده نمی‌شوند مگر آنکه خبر بدی باشد. اینان پست ترین مردمند!
s✒
«من در شگفتم از کسانی که بردگان را با دارائی خود می‌خرند، ولی انسان‌های آزاده را با احسان و نیکی خویش نمی‌خرند».
khademeReza

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۸۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۱۲/۰۱
دسته بندی
تعداد صفحات۱۸۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۱۲/۰۱