می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم
۴٫۰از ۱ نظر

دانلود کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم

فهم فلسفه از طریق کاریکاتور

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۰از ۱ نظر
۴٫۰از ۱ نظر
۴٫۰از ۱ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم

کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم اثر دانیل کلاین و توماس کت‌کارت، کتابی درباره‌ی فهم فلسفه از طریق کاریکاتور است. مهدی نمازیان این اثر را به فارسی ترجمه کرده است. 

درباره‌ی کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم

دانیل کلاین و توماس کت‌کارت که هر دو در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده‌اند، در کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم مفاهیم فلسفه را از طریق کاریکاتور توضیح داده‌اند. این اثر هم مانند دیگر آثارشان رگه‌هایی از طنز ظریف در خود دارد. بنابراین در کنار آموختن مفاهیم فلسفی متعدد، لبخند را هم به لبانتان می‌آورد. مولفان در کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم به مباحث مختلفی از معنای زندگی گرفته تا مرگ پرداخته‌اند. در نتیجه کتاب تبدیل به یک معرفی کامل از مباحث فلسفی شده است. آن‌ها همچنین از آثار بزرگ‌ترین و مشهورترین کاریکاتوریست‌های دوران خود برای توضیح مباحث استفاده کرده‌اند.

کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به فلسفه از خواندن کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب می‌اندیشم، پس طراحی می‌کنم

به‌طورِ کلی، پرسش دربارهٔ معنای زندگی، مهم‌ترین پرسش فلسفی محسوب می‌شود و اگر جوابی برای آن وجود نداشته باشد، هر پرسش فلسفی دیگری بی‌معنا خواهد بود.

البته در روزگار مدرن، بیشتر فلاسفهٔ تحلیلی پرسش دربارهٔ معنای زندگی را به‌کلی احمقانه می‌پندارند. آنها می‌پرسند: «هِی رفیق! معنیِ معنا چیست؟» پرسش خوبی است، فقط نکته اینجاست که استفاده از لفظ «رفیق» از طرفِ فیلسوفی تحلیلی بعید است.

اگزیستانسیالیست‌های قرن بیستم (بالاخص ژان پل سارتْر، آلبر کامو و ساموئل بکت (بر این باور بودند که زندگی نه‌تنها بی‌معنا، بلکه پوچ است. عقیده‌ای که به طنز بزرگ کیهانی شبیه است، البته طنزی که شاید خنده را از لبان آدمی محو کند.

به عقیدهٔ سارتر، انسان برخلاف اشیا از «ماهیتی ازپیش‌تعیین‌شده» برخوردار نیست. در حقیقت هیچ‌گونه معنای عینی را نمی‌توانیم برای زندگی‌هایمان متصور شویم و مثلاً نمی‌توانیم مثل زیرسیگاری باشیم که دلیل وجودی‌اش نگه داشتن خاکسترها و ته‌سیگارهاست. البته می‌توانیم خاکسترها و ته‌سیگارها را نگه داریم، اما در این کار صاحب‌اختیاریم، اینکه به انتخاب خود یک زیرسیگاری انسانی باشیم. (شاید از خود بپرسید که آخر کدام انسان است که زیرسیگاری بودن را انتخاب کند. البته در این زمینه کسی را نمی‌شناسیم، اما می‌توانیم از شخصی به نام رگی نام ببریم که به انتخاب خود تصمیم گرفت، پادری باشد.) لکن به همین نحو می‌توانیم انتخاب کنیم که هیپی یا مأمور مالیاتی باشیم. سارتر می‌گوید ازآن‌رو که «هستی ما مقدم بر ذات ماست»، معنای زندگی را درنمی‌یابیم و از همین روست که ناگزیریم تا آن را برای خود انتخاب کنیم.

این اظهارنظر که حتی به‌رغم میل خود، ناگزیر به انتخاب هستیم، بُعد منفی عقیدهٔ سارتر است. بنابراین از یک‌سو کاملاً آزاد هستیم، اما از سوی دیگر هیچ‌گونه دستورالعمل عینی برای چگونگیِ استفاده از آن اختیار نداریم. حالا چه کسی می‌تواند به‌یقین بگوید که هیپی بودن یا مأمور مالیات بودن بهتر است؟ و بااین‌حال بایستی دست به انتخاب بزنیم و مسئولیت آن انتخاب را هم به گردن بگیریم و چه‌بسا ناگهان از آن انتخاب هم چندان احساس خشنودی نکنیم.

اگر هیچ دستورالعمل عینی در اختیار نداشته باشیم، چنین انتخابی سَرسَری و من‌درآوردی از کار در خواهد آمد که مضحک و در اصل پوچ است. آیا این مسئله بدین معنا نیست که زندگی ما نیز پوچ است؟ گویا چنین است. لیکن به همین نحو پوچ است که گمان کنیم در دنیایی با ماهیت ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده‌ای، چیز مجزایی هستیم.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
هوراس فریاد می‌زد: دم را غنیمت بدان! روزت را دریاب!
Dexter
بگذارید با پرسش اصلی شروع کنیم: بهترین راه برای زندگی کردن چیست؟ به قول هدونیست‌ها زندگی باید آن‌قدر لذت داشته باشد که بتوانی آن را به‌صورت عملی پیاده کنی.
Dexter
«اگر عاملی خارجی مسبب ناراحتی شما شود، مشکل از آن عامل نیست بلکه برآورد و قضاوت شما از آن عامل اشتباه است؛ البته همواره قدرت اصلاح خود را دارید.»
Dexter
مارکوزه در کتاب «انسان تک‌ساحتی» می‌نویسد که کارگران خود را همچون اجزای محصولاتی می‌بینند که برای بشر تولید می‌کنند و ازاین‌گذشته با محصولاتی که مصرف می‌کنند نیز هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. او می‌نویسد: «مردم خود را با محصولاتشان می‌شناسند و روحشان را در ماشین، لوازم خانگی و خانه‌های چندطبقهٔ خود جست‌وجو می‌کنند...»
Dexter
اثر پروانه‌ای اشاره می‌کند که در طول زمان، واقعه‌ای جزئی می‌تواند به تغییرات بزرگی در دیگر نقاط بینجامد که همواره نیز چنین بوده است. بار دیگری که عطسه می‌کنید بیشتر حواستان را جمع کنید.
Dexter
رالز، بیش از همه‌چیز، با آزمایش فکری‌اش، «حجاب جهل»، شناخته می‌شود. او از ما می‌خواهد که وضعیتی را «نخستین» فرض کنیم که در آن چیزی از نقشمان در جامعه نمی‌دانیم و همچنان فرض کنیم که از توانایی‌ها، طبقهٔ اجتماعی یا جایگاه خاص اجتماعی خود (و حتی علایقمان) بی‌خبریم. باید از همین «وضع نخستین» نگرشمان را تعیین کنیم، دربارهٔ اینکه جامعه چگونه باید طبقه‌بندی شود؟ چه کسانی از چه حقوقی برخوردار باشند؟ چه کسانی از چه منابعی بهره ببرند؟ چه کسانی چه جایگاه اجتماعی را به‌دست آورند؟ آیا با علم به اینکه ممکن است در میان بردگان باشیم، بایستی جامعه‌ای را انتخاب کنیم که اساسش برده‌داری است؟ با اینکه می‌دانیم که احتمال دارد در میان نودوپنج درصد باشیم، آیاجامعه‌ای را انتخاب می‌کنیم که پنج درصد افرادش از ثروت بیشتری برخوردارند؟
Dexter
هوراس، هم‌میهنانش را مجاب کرد تا دست از کنترل خودشان بردارند و روز را دریابند، هرچند درمورد این حرفی نزد که چطور می‌توان این راهکار را به جایی رساند که تأثیر اجتماعی داشته باشد.
Dexter
بدوبیراه گفتن توجه افراد را جلب می‌کند و ذهن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
Dexter
هوراس در جمله‌ای مشهور گفت: «جام را از شراب لبریز کن و حکمت پیشه ساز! زندگی کوتاه است و هر امیدی برای طولانی‌تر کردنش بی ثمر! حال را دریاب و به فردا دل مبند.»
Dexter

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۶ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۶/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱۳۷۴-۳
تعداد صفحات۲۹۶صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۶/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱۳۷۴-۳