معرفی و دانلود کتاب آنتیگون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آنتیگون
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب آنتیگون

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژان آنوی، داریوش سیاسی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آنتیگون

کتاب آنتیگون نوشته ژان آنوی است با ترجمه داریوش سیاسی است. آنتیگ.ن یک نمایشنامه قدیمی مربوط به سوفوکل است که داستانی غم‌بار را روایت می‌کند اما این اثر یک بازآفرینی تازه از داستانی کهن است.

درباره کتاب آنتیگون

این نمایشنامه در زمان حال و در حال اجرای نمایشنامه آنتیگونه روایت می‌شود. بازیگران روی صحنه می‌روند و راوی داستانی دیگر را برای مخاطبان روایت می‌کند. داستانی جذاب از اتفاقاتی متفاوت. این نمایشنامه در زمان جنگ جهانی نوشته شد و داستانی عجیب است. این کتاب زمان منتشر شدن نظر منتقدان را به خود جلب کرد. بسیاری بر این باورند که آنوی شخصیت آنتینگون را بر الگوی رزمندگان فرانسوی درون سرزمین اشغالی آفریده است.

خواندن کتاب آنتیگون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب آنتیگون

دایه: وقتی بلند شدم هوا هنوز تاریک بود. آمدم به اتاقت ببینم لحافت پس نرفته باشد، دیدم از تو خبری نیست!

آنتیگون: باغ هنوز خاموش و آرام بود. من سرزده واردش شدم. بدون این‌که بفهمد دیدمش. نمی‌دانی اول صبح باغی که هنوز پای آدم بهش نرسیده چقدر قشنگ است.

دایه: تو از باغ بیرون رفته بودی. من حتا تا ته باغ رفتم، لای در را هم باز گذاشته بودی.

آنتیگون: تمام کشتزارها نمناک بود و انگار انتظار چیزی را می‌کشید، همه چیز در حال انتظار بود. من تک و تنها بودم و روی جاده صدای زیادی راه می‌انداختم. این صدا ناراحتم می‌کرد چون می‌دانستم این انتظار برای من نیست. آن وقت کفش‌های صندلم را درآوردم و بدون این‌که کشتزار متوجه شود آهسته سریدم توش... .

دایه: پس قبل از این‌که دوباره بخوابی، برو پاهایت را بشوی.

آنتیگون: دیگر نمی‌خوابم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آنتیگون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآنتیگون
موضوعنمایشنامه، سینما و تئاتر
نویسندهژان آنوی
مترجمداریوش سیاسی
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۰۸۴-۵‬‬‬
تعداد صفحه‌ها۸۴ صفحه
قیمت کتاب۷۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۵۵۰۵۷۶۵
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۲

سلام صفحه صدو هشت کتاب موجود نیست لطفاً اضافه کنید. ممنونم

۰
مبینا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۵

قشنگ بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

javadazadi
۴
آنتیگون: واقعآ که آدم بدی هستید! کرئون: آره، طفل من. آدم بدی هستم، باید بد باشم. مسئله قابل بحث این است که آیا باید این کار را انجام داد یا نه. ولی اگر کسی آن را قبول کرد، باید این‌طور بکند. آنتیگون: برای چه این کار را قبول کردید؟ کرئون: یک روز صبح، وقتی پا شدم شاه تب شده بودم... فقط خدا می‌داند که من به چیز دیگری هم جز این قدرت علاقه داشتم یا نه. آنتیگون: پس، نباید قبول می‌کردید! کرئون: می‌توانستم قبول نکنم. فقط یکدفعه حس کردم که مثل کارگری هستم که از کار خویش خودداری کند. و این کار به نظرم شرافتمندانه نیامد و گفتم قبول.
کاربر ۳۰۵۱۸۸۳
۲
آنتیگون: کرئون بیچاره! با این ناخن‌های شکسته و خاک‌آلود و لکه‌های کبودی که سربازان تو، روی بازوانم گذاشته‌اند، با این همه ترسی که دلم را می‌ریزد، با همه این‌ها من از تو تواناترم.
bita shokri
۲
‫کرئون: نه برای مردم، نه برای برادرت؟ پس برای کی؟ ‫آنتیگون: برای هیچ کس، برای خودم
javadazadi
۰
آنتیگون: بفهمم... از روزی که یادم هست، شماها همه فقط این کلمه ورد زبانتان است. بایستی می‌فهمیدم که نمی‌توان به آب، آب روان و خنک دست زد، چون که پاشویه خیس می‌شود، به خاک نباید دست زد چون لباس را لک می‌کند. بایستی می‌فهمیدم که غذاها را با هم نباید خورد، نباید همه پول توی جیب را به گدای رهگذر داد. نباید دوید، نباید آن‌قدر در میان باد دوید تا زمین خورد. بایستی می‌فهمیدم در حال گرما نباید آب خورد، نباید به دلخواه آب‌تنی کرد، چون ممکن است زود یا دیر باشد! بایستی می‌فهمیدم. همه‌اش فهمیدن، من نمی‌خواهم بفهمم. وقتی پیر شدم خواهم فهمید. (کلامش را به آرامی تمام می‌کند) اگر پیر شدم، نه حالا.
javadazadi
۰
تراژدی واقعآ تسکین‌دهنده است، زیرا می‌دانیم که دیگر امید، این امید چرکین وجود ندارد؛ می‌دانیم که گرفتار شده‌ایم، مثل موش به تله افتادیم و آسمان رویمان سنگینی می‌کند، می‌دانیم که فقط می‌توانیم فریاد بکشیم ـناله سودی ندارد، نه، از شکوه و شکایت سودی حاصل نیست‌ــ باید آنچه گفتنی است و تاکنون بر زبان نیاورده‌ایم و شاید هنوز هم از آن بی‌خبریم، هر چه رساتر بیان بداریم. و آن هم برای هیچ: فقط برای این‌که به خود گفته باشیم، برای این‌که به خود حالی کرده باشیم. در درام، مبارزه می‌کنیم زیرا امید به نجات داریم. این احمقانه است، سودپرستی است. در تراژدی این رایگان است. برای شاهان است. و خلاصه، کوشش بیهوده است!
کاربر ۳۰۵۱۸۸۳
۰
آنتیگون: نه، شما گفته‌اید قبول. حالا دیگر باید دائمآ تقاص پس بدهید!
willow
۰
آنتیگون: شما پادشاهید، به همه کاری قادرید، اما در این مورد، هیچ کاری از شما ساخته نیست. کرئون: این‌طور خیال می‌کنی؟ آنتیگون: بله، نه می‌توانید من را نجات بدهید و نه متقاعدم بکنید. کرئون: خودخواه از خودراضی! بچه اودیپ! آنتیگون: فقط می‌توانید دستور دهید مرا بکشند. کرئون: و اگر دستور بدهم شکنجه‌ات بکنند؟ آنتیگون: برای چه؟ برای این‌که گریه بکنم، تقاضای عفو بکنم، برای این‌که قسم بخورم که دیگر نمی‌کنم و وقتی خلاص شدم، کارم را از سر بگیرم؟