
کتاب مسافر بی نام و نشان
معرفی کتاب مسافر بی نام و نشان
کتاب مسافر بینامونشان نوشتهی ژان آنوی و با ترجمهی آیدا شیرینی، توسط نشر مهراندیش منتشر شده است. این اثر نمایشی، یکی از برجستهترین نمایشنامههای قرن بیستم فرانسه بهشمار میآید و به موضوعاتی چون هویت، حافظه و تأثیرات جنگ بر فرد و جامعه میپردازد. داستان حول محور گَستون، کهنهسرباز جنگ جهانی اول که دچار فراموشی شده، شکل میگیرد و تلاش او برای بازیابی گذشته و هویت خود را روایت میکند. آنوی با نگاهی فلسفی و روانشناختی، بحرانهای درونی شخصیتها و تضادهای اخلاقی و اجتماعی را در قالبی دراماتیک به تصویر کشیده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مسافر بی نام و نشان
کتاب مسافر بینامونشان اثر ژان آنوی، نمایشی است که در سال ۱۹۳۷ نوشته شده و بهواسطهی پرداختن به بحران هویت و تأثیرات جنگ، جایگاه ویژهای در ادبیات نمایشی فرانسه دارد. آنوی در این نمایشنامه، داستان مردی به نام گَستون را روایت کرده است که پس از جنگ جهانی اول، حافظهاش را از دست داده و هیچ نشانی از گذشتهی خود ندارد. او در آسایشگاه نگهداری میشود و سازمانهای خیریه تلاش میکنند خانوادهی واقعی او را بیابند. خانوادهای بورژوا به نام رونو مدعی میشوند که گَستون همان پسر گمشدهشان، ژاک، است. اما با پیشرفت داستان، گَستون درمییابد که گذشتهی ژاک سرشار از خشونت و اعمال غیرقابلبخشش بوده است. ساختار کتاب مبتنی بر گفتوگوهای عمیق و صحنههایی است که بهتدریج لایههای شخصیتها و روابط خانوادگی را آشکار میکند. آنوی با استفاده از طنز تلخ و شخصیتپردازی دقیق، تصویری انتقادی از جامعهی بورژوا و ارزشهای آن ارائه داده و بحران هویت را بهعنوان مسئلهای جهانی و همیشگی مطرح کرده است.
خلاصه کتاب مسافر بی نام و نشان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با ورود گَستون، مردی که پس از جنگ جهانی اول دچار فراموشی شده، به خانهای روستایی و مجلل آغاز میشود. او هیچ خاطرهای از گذشتهی خود ندارد و تنها با نامی موقت شناخته میشود. سازمانهای خیریه و پزشکان تلاش میکنند با معرفی او به خانوادههایی که فرزند گمشده دارند، هویت واقعیاش را کشف کنند. خانوادهی رونو، از طبقهی بورژوا، مدعی میشوند که گَستون همان ژاک، پسر گمشدهی آنهاست. در جریان ملاقاتها، گَستون با گذشتهی ژاک روبهرو میشود؛ گذشتهای که پر از خشونت، بیرحمی و رفتارهای غیرقابلبخشش است. او با روایتهای اعضای خانواده و خدمتکاران، کمکم تصویری از ژاک به دست میآورد که با شخصیت فعلی خود تفاوت دارد. گَستون در نهایت با تردید و بحران هویت مواجه میشود و تصمیم میگیرد گذشتهی تاریک و هویت تحمیلی را نپذیرد. او استقلال و انتخاب هویت جدید را به بازگشت به گذشته ترجیح میدهد و این انتخاب، پیام اصلی نمایشنامه را شکل میدهد: هویت انسان نهتنها محصول گذشته، بلکه نتیجهی انتخابهای اکنون اوست.
چرا باید کتاب مسافر بی نام و نشان را بخوانیم؟
مسافر بینامونشان با روایتی چندلایه و شخصیتپردازیهای دقیق، به موضوعاتی چون بحران هویت، تأثیرات جنگ، و نقش خانواده در شکلگیری شخصیت میپردازد. این کتاب با طرح پرسشهایی دربارهی ماهیت گذشته و امکان رهایی از آن، مخاطب را به تفکر دربارهی انتخاب و مسئولیت فردی دعوت میکند. استفاده از طنز تلخ و فضای انتقادی نسبت به جامعهی بورژوا، اثر را از یک روایت صرفاً روانشناختی فراتر برده و آن را به اثری اجتماعی و فلسفی تبدیل کرده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با پرسشهای بنیادین دربارهی هویت، اخلاق و معنای زندگی، آن هم در قالبی نمایشی و جذاب.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان نمایشنامه، دوستداران ادبیات فرانسه، پژوهشگران حوزهی هویت و روانشناسی، و کسانی که دغدغهی تأثیرات جنگ و بحرانهای فردی و اجتماعی را دارند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب مسافر بی نام و نشان
«گَستون: (مردی که دچار فراموشی است) ... دوشس: گَستون، احتمالاً شما اهمیت چیزی که من میگم رو درک نمیکنید؟ بعضی وقتها فراموش میکنم دارم با آدمی حرف میزنم که حافظهش رو از دست داده و یادم میره که واژههایی هستن که هجده ساله نتونستین آنها رو تو ذهنتون بیارین. میدونید مَرمَر چیه؟ گَستون: سنگه. دوشس: درسته. اما میدونید چهجور سنگیه؟ سختترین سنگیه که وجود داره، گَستون. میفهمید چی میگم؟ گَستون: بله. دوشس: و اصلاً براتون اهمیتی نداره، که قلبتون رو به سنگی تشبیه میکنم که سختترین و مقاومترینه؟ گَستون: (معذب.) خب، نه … (درنگ.) بیشتر باعث میشه خندهم بگیره. دوشس: هوسپَر، شنیدید چی گفت؟ هوسپر: (برای اینکه اوضاع را سروسامان دهد.) بچهست. دوشس: (قاطع.) دیگه بچه نیست: نمکنشناسه. (به گَستون.) شما یکی از نگرانکنندهترین موارد در عالم روانشناسی هستید؛ یکی از هراسانگیزترین معماهای باقیمونده از جنگ جهانی ـ و اگه تعبیر درستی از حرف شما کرده باشم، گفتین که این موضوع باعث میشه خندهتون بگیره؟ همونطور که یه خبرنگار خبره بهدرستی اشاره کرد: تو یه سربازِ گمنام هستی که از جنگ زنده بیرون اومده ـ و خب این موضوع باعث میشه خندهتون بگیره؟ یاد نگرفتید محترمانه رفتار کنین، گَستون؟ گَستون: اما خب من همینم …»
حجم
۹۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه
حجم
۹۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه