
کتاب مسافر بی نام و نشان
معرفی کتاب مسافر بی نام و نشان
کتاب مسافر بی نام و نشان (Le Voyageur sans bagage) نمایشنامهای پنج پردهای از ژان آنوی است که حول محور گَستون، کهنهسرباز جنگ جهانی اول که دچار فراموشی شده، شکل میگیرد و تلاش او برای بازیابی گذشتهی خود را روایت میکند. آنوی با نگاهی فلسفی و روانشناختی، بحرانهای درونی شخصیتها و تضادهای اخلاقی و اجتماعی را در قالبی دراماتیک به تصویر کشیده و به مضمامینی همچون هویت، حافظه و تأثیرات جنگ بر فرد و جامعه پرداخته است. آیدا شیرینی این متن نمایشی را برای نشر مهراندیش ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مسافر بی نام و نشان
کتاب مسافر بی نام و نشان، متنی نمایشی است که ژان آنوی آن را در سال ۱۹۳۷ نوشته و به واسطهی پرداختن به بحران هویت و تأثیرات جنگ، جایگاه ویژهای در ادبیات نمایشی فرانسه پیدا کرده است. آنوی در این نمایشنامه، داستان مردی به نام گَستون را روایت کرده که پس از جنگ جهانی اول، حافظهاش را از دست داده و هیچ نشانی از گذشتهی خود ندارد. او در آسایشگاه نگهداری میشود و سازمانهای خیریه تلاش میکنند خانوادهی واقعی او را بیابند. کتاب پنج پرده دارد و بهتدریج لایههای شخصیتها و روابط خانوادگی را آشکار میکند. آنوی با استفاده از طنز تلخ و شخصیتپردازی دقیق، تصویری انتقادی از جامعهی بورژوا و ارزشهای آن ارائه داده و بحران هویت را به مثابهی مسئلهای جهانی و همیشگی مطرح کرده است.
خلاصه داستان مسافر بی نام و نشان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با ورود گَستون، مردی که پس از جنگ جهانی اول دچار فراموشی شده، به خانهای روستایی و مجلل آغاز میشود. او هیچ خاطرهای از گذشتهی خود ندارد و تنها با نامی موقت شناخته میشود. سازمانهای خیریه و پزشکان تلاش میکنند با معرفی او به خانوادههایی که فرزند گمشده دارند، هویت واقعیاش را کشف کنند. خانوادهی رونو، از طبقهی بورژوا، مدعی میشوند که گَستون همان ژاک، پسر گمشدهی آنهاست. در جریان ملاقاتها، گَستون با گذشتهی ژاک روبهرو میشود؛ گذشتهای که پر از خشونت، بیرحمی و رفتارهای غیرقابلبخشش است. او با روایتهای اعضای خانواده و خدمتکاران، کمکم تصویری از ژاک به دست میآورد که با شخصیت فعلی خود تفاوت دارد. گَستون در نهایت با تردید و بحران هویت مواجه میشود و تصمیم میگیرد گذشتهی تاریک و هویت تحمیلی را نپذیرد.
چرا باید کتاب مسافر بی نام و نشان را بخوانیم؟
این نمایشنامه با طرح پرسشهایی دربارهی ماهیت گذشته و امکان رهایی از آن، مخاطب را به تفکر دربارهی انتخاب و مسئولیت فردی دعوت میکند. استفاده از طنز تلخ و فضای انتقادی نسبت به جامعهی بورژوا، اثر را از یک روایت صرفاً روانشناختی فراتر برده و آن را به اثری اجتماعی و فلسفی تبدیل کرده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با پرسشهای بنیادین دربارهی هویت، اخلاق و معنای زندگی.
خواندن کتاب مسافر بی نام و نشان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مسافر بی نام و نشان را به دوستداران نمایشنامه، تئاتر و ادبیات فرانسه، و کسانی که دغدغهی تأثیر جنگ بر بحرانهای فردی و اجتماعی را دارند، پیشنهاد میکنیم.
درباره ژان آنوی
ژان آنوی (Jean Anouilh) (۱۹۱۰-۱۹۸۷)، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس فرانسوی و از چهرههای جریانساز تئاتر قرن بیستم بود. او در خانوادهای هنرمند متولد شد و در جوانی با مهاجرت به پاریس، زندگی خود را به طور کامل وقف نمایش کرد. آنوی با نخستین آثار جدیاش همچون «سمور»، توانایی خود را به اثبات رساند و بهسرعت به یکی از محبوبترین نویسندگان فرانسه تبدیل شد. شاخصترین ویژگی آثار آنوی، درآمیختن اسطورههای کهن با مسائل معاصر و بررسی مفاهیمی چون معصومیت، فساد و مسئولیتپذیری است. مشهورترین اثر او، «آنتیگون»، که در سال ۱۹۴۴ و در دوران اشغال فرانسه توسط نازیها اجرا شد، به دلیل خوانش سیاسی خاصش از تقابل فرد با قدرت، به نماد مقاومت ملی بدل گشت. آنوی در طول دوران فعالیت حرفهای خود بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشت و دستهبندیهای منحصربهفردی همچون «نمایشنامههای سیاه»، «صورتی» و «درخشان» را برای آنها برگزید تا تفاوت لحن میان کمدیهای گزنده و تراژدیهای تلخ خود را آشکار سازد.
اقتباسها از کتاب مسافر بی نام و نشان
ژان آنوی خود از این نمایشنامه اقتباس کرد و در سال ۱۹۴۴ فیلمی با همین نام بر اساس آن ساخت. در این فیلم پیر فرنه نقش گستون را ایفا میکرد و بلانشت بورونوا در نقش ولنتین حضور داشت.
بخشی از کتاب مسافر بی نام و نشان
«سرپیشخدمت: مادام، باید بگم چه کسانی تشریف آوردن؟
دوشس: دوشس دوپون ـ دوفور، آقای هوسپَر' مشاور حقوقی، و موسیو ...
(تردید میکند.)
موسیو گَستون.
(به هوسپَر.)
تا اطلاع ثانوی ناچاریم با این اسم صداش کنیم.
سرپیشخدمت: (که به نظر میرسد در جریان است.) آه! مادام لا دوشس باید موسیو و مادام رو ببخشن، اما موسیو و مادام انتظار نداشتن که مادام لا دوشس قبلاز قطار ساعت ۱۱:۵۰ به اینجا برسن. فوراً به موسیو و مادام اطلاع میدم که مادام لا دوشس تشریف آوردن.
دوشس: (درحالیکه دور شدن سرپیشخدمت را نظاره میکند.) این سرپیشخدمت معرکهست! ... آه! پسرکم، من بینهایت خوشحالم. اطمینان داشتم شما فرزند یک خانوادۀسرشناس هستید.
هوسپر: اجازه ندید هیجان بهتون غلبه کنه. فراموش نکنید که بهغیراز خانوادهٔ رونو هنوز پنج تا خانوادهٔ دیگه داریم که احتمال داره خانوادهٔ گَستون باشن.»
حجم
۹۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه
حجم
۹۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه