با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گزیده‌ی تذکرة‌الاولیاء

دانلود و خرید کتاب گزیده‌ی تذکرة‌الاولیاء

۴٫۸ از ۴ نظر
۴٫۸ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گزیده‌ی تذکرة‌الاولیاء  نوشته  عطار نیشابوری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب گزیده‌ی تذکرة‌الاولیاء

کتاب گزیده ی تذکرة الاولیاء را محمد‌ تفنگدار گردآوری کرده است. متن کتاب گزیده ی تذکرة الاولیاء را فریدالدین عطار نیشابوری نوشته است.  لغت عربی تذکره از ریشهٴ ذکر به معنی «یاد کردن» می‌آید و در اصطلاح مورّخان به معنی مکتوبی است که شرح احوال شعرا، ادبا، عرفا یا گروهی دیگر از شخصیت‌های برجسته در آن ثبت شده باشد. کتاب تذکرة‌الاولیاء عطار هم شرح‌حال بزرگان علم و دین و عرفان تا زمانه‌ی زندگی عطار نیشابوری است.

کتاب حاضر گزیده کوچکی از صدها حکایت و روایت تذکرة‌الاولیاء است. در این کتاب سعی شده تا با آوردن حکایاتی چند و توضیحاتی مختصر برای آن‌ها، خواننده هم با حال‌وهوای داستان‌های عطار آشنا گردد و اُنس گیرد، هم خواندن حکایات و درک مفاهیم آن‌ها بر او آسان شود.

خواندن کتاب گزیده تذکرة‌الاولیاء را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات فارسی کهن ایران پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب گزیده تذکرة‌الاولیاء

قل است که یک‌بار داود طایی  پیش صادق آمد و گفت: ای پسر رسول خدای! مرا پندی ده که دلم سیاه شده است. گفت: یا باسلیمان! تو زاهد زمانه‌ای؛ تو را به پند من چه حاجت است؟ گفت: ای فرزند پیغمبر! شمارا بر همهٴ خلایق فضل است؛ و پند دادن همه بر تو واجب است.

گفت: یا باسلیمان! من از آن می‌ترسم که به قیامت، جدّ من، دست در من زند که چرا حق متابعت من نگذاردی؟ این کار (کار دین) به نسبتْ صحیح و به نسبتْ قوی نیست (نسبت فامیلی باعث درستی و قدرت در دین نمی‌شود)؛ این کار به معاملهٴ شایستهٴ حضرت حق بُوَد. داود بگریست و گفت: بارخدایا! آنکه معجون طینت او از آبِ نبوّت است و ترکیبِ طبیعتِ او از اصل برهان و حجّت است و جدّش رسول است و مادرش بتول  است، او بدین حیرانی است؛ داود که باشد که به معاملهٴ خود مُعجِب  شود.

درباره عطار نیشابوری

از تاریخ تولد عطار اطلاع دقیقی در دست نیست. این‌قدر می‌دانیم که ولادت او در نیمه اول قرن ششم (بعد از ۵۱۲ هجری) یا اواسط آن (حدود ۵۴۰ هجری) بوده است. عطار به واسطهٴ اعتبار علمی و سخت‌کوشی در حرفه‌اش، از موقعیت اجتماعی شایسته و معیشت مناسبی برخوردار بوده، اگرچه او نیز چون دیگر اهلِ نظر، از گزند اهل‌ظاهر در امان نمانده است و بعضی محققین از تلاش ایشان برای آزار و حتی قتل عطار سخن گفته‌اند. بااین‌همه، عطار را سرِ جنگ با دشمنان نبوده و گوهر سخن خویش را صَرف مرافعه با فرومایگان یا ساختنِ مدیحه برای جلب حمایت صاحب‌منصبان نکرده است؛ به عمر خویش، مدح کس نگفتم

دُری ازبهر دنیا من نسُفتم

و شاید همین طبع بلند او بود که حسادت مدعیان را برمی‌انگیخت.

اما پیشهٴ عطّار را جمیع محققین «داروسازی و طبابت» دانسته‌اند و ظاهراً پزشک حاذق و پرکاری هم بوده است.

سرانجامِ کارِ عطار نیز همچون ولادتش در ابهام است. در چگونگی وفات شیخ داستان‌هایی نقل شده که بر صحت هیچ‌یک سند محکمی وجود ندارد؛ اما قول مشهور و البته نزدیک به وقایع تاریخی، آن است که او نیز در قتل‌عام نیشابور توسط مغولان روی در نقاب خاک کشید. بر این اساس، شاید شهادت شیخ در دهم صفر سال ۶۱۸ هجری قمری باشد؛ که به‌احتمال، این تاریخِ قتل‌عام نیشابور است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
NegaraMehr
۱۳۹۹/۰۹/۱۵

چکیده ای از تذوره ست و بسیاری از نقل ها رو شامل نمیشه اما ذکر های جالب رو شرج داده و نکته به نکته بررسی کرده که به تازه کار های عرفان در فهم مطلب خیلی کمک میکنه

پیام
۱۳۹۹/۰۶/۳۰

لذت‌بخش!

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
عطار قدّیسین را در پرده‌ای از تقدّس پنهان نمی‌کند و تنها از کشف و کرامات آن‌ها دَم نمی‌زند؛ او خواننده را پابه‌پای نام‌آورانِ حکمت و معرفت، به هیاهوی بازار بغداد و بَلخ می‌برد و مراتبِ سیر و سلوک را متناسب با اطوار و کیفیاتِ زندگی انسان تعریف می‌کند؛ تا هم برای همه دست‌یافتنی باشد، هم بر مدعیانْ نکته بگیرد که: البته، دلشدگان، در کسب‌وکار هم کارِ دل می‌کنند. در نگاه عطار، حصول معرفت، بدون توفیق در تربیت نفس ممکن نیست و رسیدن به این معنی، مستلزم حضور در جامعه انسانی و تلاش برای غلبه بر همان مشکلات معمولِ اجتماعی است؛ «که مرد باید که در میان بازار، به حق مشغول تواند بود.»
پیام
د. او داستان بزرگان را از روزگارِ بزرگی ایشان آغاز نمی‌کند؛ از آن روزی می‌گوید که «بشر حافی» مست و پریشان در کوچه‌ها می‌گشت و «فضیل عیاض» تیغ می‌کشید و کاروان می‌زد؛ یعنی راه کمال بر کسی بسته نیست و آدمی نباید به مکافاتِ آنچه نکرد، خود را ازآنچه می‌تواند کرد، محروم کند؛ و بدین ترتیب، فارغ از بحث و استدلال، این حرف را به کرسی می‌نشاند که به قول مولانا: تو مگو ما را بر آن شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست
Reza
پرسیدند: یا شیخ! دل‌های ما خفته است که سخن تو در ما اثر نمی‌کند، چه کنیم؟ گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد؛ دل‌های شما مرده است که هرچند می‌جنبانی بیدار نمی‌گردد.
NegaraMehr
دیگر، مستی که افتان‌وخیزان می‌رفت، گفتمش که «قدم ثابت دار تا در گل نیفتی.» [مست] گفت: «[آیا] تو قدم ثابت کرده‌ای بااین‌همه دعوی؟ اگر من بیافتم، مستی باشم به گل‌آلوده؛ برخیزم و بشویم، این سهل باشد، اما [تو] از افتادن خویش بترس.»
NegaraMehr
[نقل است که سرّی] گفت: سی‌سال است که استغفار می‌کنم از یک شُکر گفتن! گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت؛ اما دکّان من نسوخت. مرا خبر دادند؛ گفتم: الحمدالله. از شرم آنکه خود را به (= بهتر) از برادران مسلمان خواستم و دنیا را حمد گفتم؛ از آن استغفار می‌کنم.
NegaraMehr
نقل است که یکی گفت: مرا وصیتی بکن... [ابراهیم] گفت: بسته بگشای و گشاده ببند. گفت: مرا این معلوم نمی‌شود. گفت: کیسهٴ [دینارِ] بسته بگشای و زبانِ گشاده ببند.
NegaraMehr
نقل است که ذوالنون گفت: در بعضی از سفرهای خویش زنی را دیدم. از او پرسیدم از غایتِ (= نهایت) محبّت. گفت: ای بطّال! (۹) محبّت را غایت نیست. گفتم: چرا؟ گفت: از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست!
NegaraMehr

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۶۷۹۹-۷۴-۵
تعداد صفحات۴۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۶۷۹۹-۷۴-۵