ستاره‌بخش
۳٫۹از ۲۶ نظر

دانلود کتاب ستاره‌بخش

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۳٫۹از ۲۶ نظر
۳٫۹از ۲۶ نظر
۳٫۹از ۲۶ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ستاره‌بخش

ستاره بخش یا بخشنده ستاره‌ها رمان جدید جوجو مویز، نویسنده پرطرفدار انگلیسی است. مویز این رمان را براساس یک داستان واقعی نوشته است. این اثر در سال ۲۰۱۹ نامزد بهترین رمان سال به انتخاب کاربران گودریدز شده است.

خلاصه کتاب ستاره‌بخش

داستان در زمان فشارهای اقتصادی امریکا و در ایالت کنتاکی می‌گذرد و روایت گروهی از زنان جوانی است که متفاوت فکر می‌کنند و در تلاشند تا روزمرگی‌های زندگی را کناری بزنند و دانش و بینشی تازه همراه با قدرت و امید برای مردم جامعه‌شان بیاورند. قهرمانان این کتاب ۵ زن هستند که به اندازه شخصیت لو کلارک در کتاب من پیش از تو، می‌توانند دوست‌داشتنی باشند.

قرار است از این رمان اقتباسی سینمایی به کارگردانی اول پارکر ساخته شود.

خواندن کتاب ستاره‌بخش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به آثار جوجو مویز و رمان خوانان از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.

درباره جوجو مویز

جوجو مویز نویسنده میان‌سال انگلیسی پیش از این که داستان بنویسد روزنامه‌نگار بود. او از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه رو آورد. مویز دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه شده است. اولین داستان مویز پناه‌بخش نام داشت اما او را در دنیا بیشتر با رمان من پیش از تو، پس از تو، آخرین نامه معشوق، و میوه خارجی می‌شناسند.

جملاتی از کتاب ستاره‌بخش

همهٔ کسانی که بیرون از فروشگاه یا درحالِ گذر از زیر سایهٔ درختان اوکالیپتوس بودند و با بادبزن خود را باد می‌زدند توافق داشتند که هوا برای ماه سپتامبر به‌طرزی غیرعادی گرم است. سالن جلسه در بیلی‌ویل مملو از بوی صابون قلیایی و عطر کهنه بود و همه در لباس‌های مجلسی پوپلین، و کت‌وشلوارهای تابستانی به‌تن در شلوغی تنگِ هم نشسته بودند. گرما حتی در دیوارهای چوبی هم نفوذ کرده بود و نالهٔ اعتراض و غیژغیژ چوب‌ها نیز بلند شده بود. آلیس پشت‌سر بِنت در حرکت بود و بنت در امتداد ردیف صندلی‌های پر به جلو می‌رفت. هر فرد که با آهی نیمه‌سرکوب‌شده از صندلی خود بلند می‌شد آلیس معذرت می‌خواست و می‌توانست قسم بخورد گرمای بدنِ همه به او منتقل شد.

«خیلی معذرت می‌خوام. خیلی معذرت می‌خوام.»

بنت بالاخره به دو صندلیِ خالی رسید و آلیس که از شدتِ خجالت سرخ شده بود نشست و نگاه‌های چپ‌چپِ اطرافیان را نادیده گرفت. بنت به یقهٔ کتِ خود نگاه کرد و غبارهای خیالیِ روی آن را پاک کرد و بعد متوجهِ دامنِ آلیس شد. زمزمه کرد: «لباست رو عوض نکردی؟»

«گفتی دیرمون شده.»

«منظورم این نبود که با لباس خونه بیای بیرون!»

آلیس تلاش کرده بود که پای کاتج بپزد و آنی را تشویق کند که غذایی غیراز غذاهای جنوبی سر میز بیاورد. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۷)
shabgard
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

عالی بود.. من خیلی دوست داشتم این کتابو . لذت.بردم.از.خوندنش و کلی چیز یاد.گرفتم.ازش ممنون از طاقچه ی مهربون...

love.is.books
۱۳۹۹/۰۶/۰۴

داستان کتاب خیلی زیباست. تلاش های چندزن برای اثبات خودشون در سالهایی که مردسالاری حاکم بوده. زن هایی که با اسب به مناطق دور میرفتند و کتاب امانت میدادن و کتابخونه سیاری داشتند. در کنار کتابگردونی، هرکدوم با مسائل و

- بیشتر
arqavan
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

یه کتاب فوق العاده با محتوای فمینیستی که معضلات زنان رو چه در قدیم و چه عصر حاظر بیان می کنه. و داستانی کاملا قابل لمس حس خیلی خوبی داره خوندن این رمان😍

سارا
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

جز بهترین کتابهای جوجومویز هست

Soheila Khoshroi
۱۳۹۹/۰۴/۲۳

اوایل کتاب کند وخسته کننده است ولی به مرور جذاب میشه.به خانمها پیشنهاد میکنم .زنان در هرجای دنیا ودر هر زمانی از تاریخ سختیهای زیادی رو کشیدنند تا ثابت کنند در کنار مردان برابرند وتوانمندیهای فراوانی دارند.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
از قدیم گفته‌اند ازدواج حق آدم را نصف می‌کند و مسئولیتش را دو برابر!
Aa
«می‌دونی بدترین چیز درمورد کتک‌خوردن از یه مرد چیه؟ دردش نیست. اینه که توی اون لحظه متوجه می‌شی که زن‌بودن واقعاً یعنی چی، اینه که مهم نیست چقدر باهوش باشی، چقدر بهتر بحث کنی، یا چقدر بهتر از اون‌ها باشی، همین. اون لحظه می‌فهمی که اون‌ها همیشه می‌تونن با یه مشت ساکتت کنن. به همین راحتی
Aa
وقتی اسب رو کتک بزنی، می‌تونی رامش کنی. می‌تونی وادارش کنی تسلیم بشه. اما هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنه و مطمئناً دیگه ازت خوشش نمی‌آد. پس اگه من نمی‌تونستم این کار رو با یه اسب انجام بدم، چطور می‌تونستم با همسرم، با یه انسان این کار رو بکنم؟»
میس سین
نگاهی بین آن‌ها ردوبدل شد که ترکیبی از چیزهای درهم بود: اقرار؛ از آن اقرارهایی که ممکن است آدم را به وجد بیاورد، اما از دانستن اینکه بعضی چیزها غیرممکن هستند خراب شود و قلب آدم از این آگاهی کمی بشکند.
Fateme Soltani
ناگهان صدای آوازِ نانسی را در دوردست می‌شنود: «آه، چه صلح‌ها که قربانی می‌کنیم! آه، چه دردهای نالازمی که تحمل می‌کنیم...» مک‌کالو سرِ خود را بلند می‌کند. مارجری صدای فریادِ «نه!» را می‌شنود و بخشی دوردست از وجودش با تعجب متوجه می‌شود که آن صدا از دهان خودش بیرون آمده است.
آسمان
در دنیا هرچیزی را دورانی است و زمانی: زمانی برای به‌دنیاآمدن و زمانی برای مردن، زمانی برای کاشتن و زمانی برای برداشتن، زمانی برای کُشتن و زمانی برای التیام‌یافتن، زمانی برای فروریختن و زمانی برای ساختن، زمانی برای گریستن و زمانی برای خندیدن، زمانی برای سوگواری و زمانی برای رقصیدن.‌
S.A
این تنها مشکل این کشور است: همه‌چیز، آب‌وهوا، همگی زیادی طول می‌کشد. درست مثلِ رودخانه‌هایمان، سرزمینمان. مبهم، کند، خشن. زندگیِ بشر را به آن صورتِ نرم‌نشدنی و مبهمش شکل می‌دهند و ایجاد می‌کنند.
Fateme Soltani
عاشق چیزی بودم که خودم ساخته‌ام. لباس‌های قشنگ درست کردم و عاشقِ ساخته‌ام شدم. و وقتی اِشلی سوار بر اسب از راه رسید، آن‌طور جذاب، آن‌طور متفاوت، آن لباس را تنش کردم و دیگر به این فکر نبودم که آیا برازندهٔ او هست یا نه. و من نفهمیدم که او واقعاً چطور آدمی است. فقط عاشق آن لباس‌های زیبا بودم نه عاشق او. مارگارت میچل بربادرفته
Fateme Soltani
یچ دینی بدون عشق وجود ندارد. ممکن است افراد به هر اندازه‌ای که دوست دارند دربارهٔ دین خود صحبت کنند، اما اگر دین به آن‌ها نیکی و مهربانی با انسان و حیوان را نیاموزد ساختگی است. آنا سوِل زیبای سیاه
کاربر ۱۳۰۶۴۰۲
دختر عزیزم، تو ازطریق زندگیِ خونوادگی به رضایت واقعی می‌رسی. جای زن توی خونه‌ست. "ای زنان، خود را مطابق خواست خداوند به شوهرانتان تسلیم کنید. چراکه شوهر رئیس زن است؛ درست همان‌گونه که مسیح رئیس کلیساست و او ناجی بدن است." افسسیان، باب پنجم، آیهٔ بیست‌ودوم.»
کاربر ۱۳۰۶۴۰۲

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
دسته بندی
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB