با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب هر روز موهبتی است اثر جان کری

دانلود و خرید کتاب هر روز موهبتی است

۲٫۵ از ۲۰ نظر
۲٫۵ از ۲۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هر روز موهبتی است  نوشته  جان کری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب هر روز موهبتی است

در کتاب هر روز موهبتی است، جان فوربز کری، وزیر امور خارجه دولت باراک اوباما و سناتور دموکرات ایالت ماساچوست مجلس سنای امریکا سرگذشت خود را از کودکی تا سال ۲۰۱۸ روایت کرده است. او یک‌بار هم در سال ۲۰۴ نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری شده که از جورج بوش شکست خورد.

درباره کتاب هر روز موهبتی است

جان کری در این کتاب به شرح زندگی خودش پرداخته و از کودکی‌اش دوران تحصیلش و حضورش در جبهه‌های جنگ ویتنام گفته است. او نام کتابش را از هر روز موهبتی است گذاشته چون عقیده دارد پس از نجات‌یافتنش از جنگ هر روزی از زندگی که به وی داده شده، موهبتی از سوی خدا است.

او در مقدمه کتابش نوشته است: 

«در آن به منش و شیوهٔ زندگانی مردانی پرداخته‌ام که هر روز می‌توانست روز آخر زندگی‌شان باشد و چنین نشد و در کنارشان بودند انبوهی از مردان بزرگ که در آنی جان باختند و فرو مردند. این کتاب ادای دینی است به آن جانی که من به‌در بردم و دیگران نه. عهدنامه‌ای است که در آن سوگند یاد می‌کنم تا زندگانی‌ام را مفید و سودبخش سپری کنم. و باز در این کتاب می‌خواهم به این نکته بپردازم که از میان ما، آنانی که زنده ماندند تمامی این روزهایی که چون موهبتی الهی به آن‌ها اعطا شده را همیشه با یاد برادرانشان سپری کرده‌اند؛ برادرانی که دست غدار تقدیر رشتهٔ عمرشان را برید و دریغ و افسوس‌اش را برای ما گذاشت. سر آخر این کتاب هر روز موهبتی است برای این نوشته شده که نشان دهد همیشه حقایقی تلخ‌تر و سخت‌تر از باختن یک بحث یا یک جدال انتخاباتی وجود دارند: از این بدتر این است که بنشینی و موهبت یک روز تمام را نادیده بگیری و از به دوش کشیدن مسئولیت و دشواری شانه خالی کنی.»

خواندن کتاب هر روز موهبتی است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به خواندن سرگذشت‌نامه‌ها به ویژه سرگذشت سیاست‌مداران و شخصیت‌های تاریخی را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیم.

جملاتی از کتاب هر روز موهبتی است

«جورج بوش دست راست و چپش رو نمی‌شناسه مرتیکهٔ بی‌عرضه!»

این‌ها نخستین کلماتی بود که در آن روز تاریخی در زندگی‌ام، سحرگاه روز سوم ژانویهٔ سال ۱۹۸۵ و در بدو ورودم به طبقهٔ همکف مهم‌ترین نهاد قانون‌گذاری جهان شنیدم. تازه این‌ها نقل‌قول از یک روزنامه بود و از حرف‌های خود آدم‌ها بهتر است چیزی نگویم.

همان روز اول، تد کندی دست مرا گرفت و توی ساختمان برد و به سه‌چهار نفری معرفی کرد. این‌ها سرگرم بحث داغی در مورد لوایح جدید ریگان بودند و پافشاری او برای گرفتن رأی مثبت کنگره آن‌ها را از کوره در برده بود. می‌دانستم که باید انتظار هر چیزی را در این روز اول داشته باشم اما آنچه شنیدم فراتر از این حرف‌ها بود.

در کل، سناتور شدن اتفاقی غریب است. من نفر صدم بین این خیل سیاستمدار کارکشته بودم و تازه با کنار رفتن پل سانگس و در سن ۴۲ سالگی پایم به آنجا می‌رسید. جای آدم بزرگی را گرفته بودم و همه می‌دانستند که اگر سرطان گریبان پل را نمی‌گرفت ای بسا تا مدت‌ها حضور اثرگذار خود را در این نهاد ادامه می‌داد و در کنارشان می‌ماند. او در همان مجال شش ساله، نشان داده بود چقدر بر دیدگاه‌های آزادیخواهانهٔ خود مصر است و در مسائل و بحران‌های گوناگون تا چه حد می‌تواند در باز کردن گره‌های قانونی راهگشا باشد.

پیش از پل، اد بروک نمایندهٔ شهر لوول بود: یکی از آخرین بازمانده‌های سیاه‌پوستان جمهوری‌خواه نیوانگلند و نخستین کسی که از میان این حزب به‌پا خاسته و خواهان استعفای نیکسون در سال ۱۹۷۳ شده بود. سیاههٔ نام نمایندگان سنای ماساچوست با در نظر گرفتن اد و پل (و حالا من) همگی به سررشتهٔ درازی از خانواده‌های قدیمی و کهنهٔ منطقه می رسید که یا سری در میان سرداران جنگ‌های استقلال داشتند و یا از افراد تأثیرگذار در منطقه بودند. بیشتر جمهوری‌خواه و کمتر دموکرات که نام‌هایی از این قبیل در آن‌ها فراوان بود: استرانگ، سدویک، دکستر، فاستر، پیکرینگ، راکول، هور، کرین، کولیج، لاج و سالتونستال. من هم که به تاریخچهٔ خاندان خودم نگاه می‌کردم این حس را داشتم که به هردوی این فرهنگ‌ها تعلق دارم و نمی‌توانم خودم را صددرصد متعلق به یکی از این نحله‌ها بدانم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۱)
mjavad akbari
۱۳۹۸/۰۹/۱۵

قیمت واقعا بالاست

علی
۱۳۹۹/۰۶/۰۸

چرا در طاقچه بی نهایت نمیگذاریدش؟؟؟؟؟

جواد
۱۳۹۸/۰۹/۱۲

منتظرم این کتاب قیمتش بیاد پایین بگیرمش

مروارید ابراهیمیان
۱۳۹۹/۰۵/۲۴

کتاب‌هایی که علی مجتهد زاده ترجمه میکنن خیلی عالیه. اینم الان خیلی گرونه، یه تخفیفی بگذارید که بخریم ش

علی بخشی
۱۴۰۰/۰۲/۲۹

کجای دنیا اینقدر قیمت کتاب غیر کاغذی گرونه؟ آدم نمیدونه دیگه چی بگه

amir ras
۱۴۰۰/۰۶/۳۰

ترجمه کتاب خوب و روان است . من بعد از مدتی گفتگو با خودم برای اطلاع بیشتر از مذاکرات و نگاه طرف مقابل تهیه اش کردم ولی به طرز شگفت انگیزی یک فصل مربوط به ایران و مذاکرات کوتاه است

- بیشتر
کرم کتاب
۱۴۰۰/۰۲/۱۸

لطفاً بذارید تو طاقچه بی نهایت

محمد حسن اَمین زادگان
۱۴۰۰/۱۱/۳۰

اقای مجتهدزاده از وکلای دادگستری نزدیک به طیف موسوم به "اصلاح‌طلبان" است که صد البته از ایشان متشکریم بابت آشکار ساختن تفکر و گرایشات خود با ذکر جمله‌ی انتهای روی جلد کتاب.اینکه شدت و حدیت علاقه‌ی خود را به دموکرات‌ها

- بیشتر
Mohsem M.P.
۱۴۰۰/۰۵/۱۰

چه خبره این قیمت؟!

کاربر ۱۵۸۵۱۶۸
۱۴۰۱/۰۲/۲۶

با سلام من قبل از خواندن کل کتاب، پی دی اف بخش ایران را خوندم، به نظرم جالب اومد، نکات خوبی داشت. اما وقتی همه کتاب را مطالعه کردم: بسیار طولانی و ملال آور شده بود به ویژه فعالیت هایی که در کنگره

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵)
گفتم: «از اینکه این شغل را پذیرفته‌ام بسیار خرسندم چون دلم می‌خواهد برای برقراری صلح تلاش کنم.» در مراسم ورودم به وزارت امور خارجه، شخص معاون اول رییس‌جمهور، جو بایدن حضور پیدا کرد و این ماجرا پنج روز پس از انجام مراحل رسمی بود. من شصت و هشتمین وزیر امور خارجهٔ تاریخ آمریکا شدم و در آن سالن مجلل طبقهٔ هشتم وزارتخانه که نام بنجامین فرانکلین را بر خود داشت همه حضور داشتند: از خانواده و رفقای نزدیک بگیرید تا همهٔ کسانی که در این سالیان دراز با آن‌ها حشر و نشر داشتم، رفقای دوران دبیرستان، هم‌قطارانی که زمانی در نیروی دریایی با من بودند و حالا برخی در FBI خدمت می‌کردند، دوستان اهل ماساچوست، همکاران کارزارهای انتخاباتی از ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۴ و ۲۰۰۸، سناتورها و کارکنانی که در این ۲۸ سال یارم بودند. از آن لحظه‌ها بود که آدم به اطرافش نگاه می‌کند و یکدفعه تمام زندگی‌اش را در برابر خود می‌بیند.
esrafil aslani
از سویی ایرانی‌ها می‌خواستند ما را مجاب کنند که باید تضمین بدهیم این ایرانی‌ها پس از آزادی از زندان‌های آمریکا به ایران برمی‌گردند که ما با این درخواست موافقت نکردیم و کار را به خودشان واگذاشتیم و بعداً فهمیدیم هیچ‌کدام به این کشور برنگشتند.
شیدا
خیلی‌ها دلشان می‌خواهد آمریکا نسبت به تحولات جهانی بی‌تفاوت باشد و به مشکلات خودش برسد. این کار ناممکن است. ما این کار را پیش‌تر کرده و ثمره‌اش را دیده‌ایم. مدیریت هرگز به این معنا نیست که کنار بمانی و فقط وقتی کار به جاهای باریک رسید دکمه‌ای را فشار بدهی. برای مدیریت و راهبری باید همیشه و همه‌جا حی و حاضر بود.
شیدا
کاتن سناتور آرکانزاس برداشت و نامه‌ای برای دولت ایران فرستاد و ۴۶ امضا هم برای آن جمع کرد و تویش نوشت که دولت اوباما سخنگوی آمریکا نیست. در این نامه، ایرانی‌ها را از اعتماد به ما برحذر داشته و این نکته را آورده بودند که رسیدن به هرگونه توافق با دولت اوباما، پس از رفتن او از کاخ سفید به چرخش قلمی بی‌اعتبار خواهد شد.
شیدا
از ظریف دعوت کردیم که به سالن بزرگ کنفرانس بیاید که آمد و نشست و طرحی که به آن رسیده بودیم را نشانش دادیم اما به ۳۰ ثانیه نکشید که کل طرح را رد کرد. از جا پا شد و برافروخته گفت: «این توهین است. شما می‌خواهید تهدیدم کنید. هیچ‌وقت یک ایرانی را تهدید نکنید.» لختی سکوت شد و این وقفه را سرگی لاوروف شکست و گفت: «روس‌ها را هم همین‌طور!»
شیدا
گسترش فساد امری اجتناب‌ناپذیر است
شیدا
با اینکه نتانیاهو و چندی از اطرافیانش از آنچه می‌گذشت و کاری که ما می‌کردیم خشنود نبودند اما بیشتر اعضای رده‌بالای رهبری سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل اقدامات ما را مثبت ارزیابی کرده و از نتایج این مذاکرات حمایت می‌کردند و آنچنان که می‌دانم این حمایت آن‌ها تا پس از پایان دورهٔ ریاست‌جمهوری اوباما هم ادامه داشت.
شیدا
چنین حرکتی ما را هم از چشم ایرانی‌ها انداخت و تحقیر کرد
شیدا
گاهی در دلم آرزو می‌کردم کاش آمریکایی‌ها هم می‌توانستند برخی از این نقدهای ظالمانه‌ای را که بر ظریف و گروه او روا شده بود بخوانند و بشنوند و شاید از این رهگذر بهتر درک می‌کردند که ما در لوزان چه کار بزرگی کردیم.
شیدا
کریس این را گفت اما یادآوری کرد که: «ایرانی‌ها خیلی باهوش‌اند و به این راحتی گول نمی‌خورند. شاید این برایشان کافی نباشد.»
شیدا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۳۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۲
شابکundefined
تعداد صفحات۷۳۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۲