با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دفتر روشنایی

دانلود و خرید کتاب دفتر روشنایی

از میراث عرفانی بایزید بسطامی

۳٫۹ از ۷ نظر
۳٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دفتر روشنایی  نوشته  محمدرضا شفیعی کدکنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دفتر روشنایی

«دفتر روشنایی» که از مجموعه میراث عرفانی استاد شفیعی کدکنی است به سرگذشت و احوال بایزید بسطامی، عارف نامی قرن سوم هجری می‌پردازد. اصل این اثر با نام «کتاب‌النور» نوشته محمدبن علی سهلگی، از علمای بزرگ قرن پنجم هجری است که شفیعی کدکنی آن را ترجمه کرده و مقدمه‌ جامعی در معرفی نویسنده و فصلی هم در معرفی اصطلاحات عرفانی و سرگذشت بایزید بسطامی بر آن افزوده است. 

خلاصه کتاب «دفتر روشنایی»

متن اصلی «کتاب النور» یا «دفتر روشنایی» عبارت است از مجموعه روایاتی درباره بایزید بسطامی از زبان نزدیکان و مریدان او و مشایخ نامدار صوفیه. در این اثر هم با احوالات و سخنان بایزید بسطامی آشنا می‌شوید و هم اطلاعات جالبی درباره شکل‌گیری مجموعه بایزید بسطامی که در شهر بسطام، کنار مزار او واقع است، به دست می‌آورید.

جملاتی از کتاب «دفتر روشنایی»

«از بعضی خویشاوندان بایزید شنیدم که گفت از پیشینیان خویش شنیدیم که گفتند مادرش او را در محلّه‌ای به نام محله موبدان بزاد، و موبدان نیاکان او بودند. سپس به محله وافدان بازگشتند و وافد نامِ آن اعرابیی بود که ساکن آن محله بود و آن محلّه بدو منسوب است. و همان است که امروز به نام محله بویزیدان خوانده می‌شود.
در آن محلّه مسجدِ کوچکی بود که بایزید بدان رفت و آمد می‌کرد و به مسجد ابی‌الحسنان که در جوارِ او بود نمی‌رفت. گویند، و خدای داناتر است، که ازاین روی بود که چون می‌خواست بدان مسجد درآید راهش بر تازیانی بود که در پیرامون آن مسجد می‌نشستند و به احترام او بر پای می‌خاستند و این کار بر او سنگین می‌آمد. یک شب از خاطرش چنان گذشت که ای کاش آن مسجد که در آن نماز می‌گزارد فراخ‌تر از این بود و خدای در دلِ وافِد چنان افکند که انبارِ کاهی که در جوار مسجد داشت ضمیمه آن مسجد کند.»

کتاب «دفتر روشنایی» برای چه کسانی مناسب است

مخاطب این کتاب همه علاقه‌مندان به تاریخ عرفان اسلامی و شرح حال عرفا هستند.

درباره محمدرضا شفیعی کدکنی

محمدرضا شفیعی کدکنی ادیب، نویسند، شاعر و استاد دانشگاه ایرانی و خراسانی و متولد ۱۳۱۸ است. او پژوهش‌ها، کتاب‌ها و مقالات زیادی در عرصه ادبیات، نظریه ادبی و عرفان و مجموعه اشعار کلاسیک و نوی زیادی منتشر کرده است. او از جوانی شعر می‌‌سرود و با انتشار دفتر شعر «در کوچه‌باغ‌های نیشابور» نام‌آور شد. 

زمزمه‌ها، شبخوانی، از زبان برگ، بوی جوی مولیان، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، هزاره دوم آهوی کوهی، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، با چراغ و آینه (در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران)، تصحیح اسرارالتوحید نوشته محمدبن منور، تصحیح تاریخ نیشابور نوشته حاکم نیشابوری، تصحیح آثار عطار نیشابوری، تصحیح مختارنامه، تصحیح مصیبت‌نامه، تصحیح منطق‌الطیر، تصحیح اسرارنامه، تصحیح دیوان عطار و ترجمه آفرینش و تاریخ نیز از جمله آثار محمدرضا شفیعی کدکنی است.






نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
آروین
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

خیلی گرونه

دریا
۱۳۹۹/۰۱/۱۶

شاهکاری بی نظیر از استادی بی نظیر

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
بایزید گفت: «اگر سیصد سال روزه بگیری و سیصد سال به نماز ایستی و بر آنچه من تو را بران می‌بینم، باقی باشی، از این علم ذرّه‌ای نصیب نخواهی بُرد.» گفت چرا ای استاد؟ بایزید گفت: «زیرا تو در حجابِ نَفْس خویشی.»
noir
و هم ازو شنیدم که می‌گفت: «نخستین حج که گزاردم خانه را دیدم. دیگر بار حج گزاردم، صاحبْ خانه را دیدم و خانه را ندیدم. سه دیگر بار حج گزاردم نه خانه را دیدم و نه صاحب خانه را.»
pockethead
اگر مرا گویند فردا در قیامت که: چرا نکردی؟ دوست‌تر از آن دارم که گویند: چرا کردی؟ یعنی طاعت زیادتی نیاوردن بهتر از آنک معصیت کردن.
شهاب
علامت آنک حق تعالی او را دوست دارد آن بودکه سه خصلت بدو دهد: سخاوتی چون سخاوت دریا و شفقتی چون شفقت آفتاب و تواضعی چون تواضع زمین. (۶b)
Ali Yeganeh
از بایزید شنیدم که می‌گفت: «سی سال خدای را جُستم. پس دانستم که من اویم. پنداشتم که من او را می‌جویم و او بود که مرا می‌جُست.»
شهاب
مرا دلی‌ست که هروقت کان غمین نشود به غمگنان شود و غم فراز گیرد وام.
Ali Yeganeh
شطح کلمه‌ای است که تعریف علمی آن محال است. «گزاره‌ای» است «هنری و عاطفی.» این گونه گزاره‌های هنری و عاطفی ظاهری غامض و پیچیده دارند و معنای آن برای بعضی قابل قبول است و برای بعضی دیگر غیرِ قابل قبول. همه کسانی که در طولِ تاریخ ستایشگرانِ «اَنا الحقِّ» حلّاج و «سبحانی» بایزید بوده‌اند، کسانی بوده‌اند که این گزاره‌ها ایشان را اقناع کرده است و تمامی کسانی که به کشتنِ حلّاج و آواره کردن بایزید کوشیده‌اند، و در طولِ تاریخ منکرانِ ایشان بوده‌اند، کسانی بوده‌اند که این گزاره‌ها آنان را اقناع نکرده است.
مروارید ابراهیمیان
ردّ و قبولِ «شطح» ردّ و قبول «علمی و منطقی» نیست. ردّ و قبولِ «هنری» و «اقناعی» است.
مروارید ابراهیمیان
چنان که جنید گفته است: «بایزید در میانِ ما چون جبرئیل است در میان ملائکه» و هم او گفت: «نهایتِ میدانِ جمله روندگان ــ که به توحید روانندــ بدایتِ میدانِ این خراسانی است.»
مروارید ابراهیمیان
بایزید یک چند محضر امام جعفر بن محمد صادق (ع) را دریافته و مفتخر به سقّایی سرای او شده است
مروارید ابراهیمیان

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۰۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۶/۲۱
شابکundefined
تعداد صفحات۴۰۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۶/۲۱