معرفی و دانلود کتاب بوی وانیل + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بوی وانیل

کتاب بوی وانیل

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۰۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
الناز پاکپور
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بوی وانیل

کتاب بوی وانیل نوشتهٔ الناز پاکپور است. انتشارات سخن این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر داستانی عاشقانه و ایرانی را در بر دارد.

درباره کتاب بوی وانیل

کتاب بوی وانیل داستانی دربارهٔ «دیار» است. او در کافهٔ کوچک خودش و در میان بوی وانیل ملاقاتی تصادفی می‌کند و داستان از همین جا آغاز می‌شود.

دیار برای شناخت خانوادهٔ پدری خود در کشوری که تا پیش از این آن را دیار خود نمی‌دانست مسیری را طی می‌کند. این تغییر، باعث شکستن دایرهٔ محدود انسان‌های اطراف او می‌شود. ورود دیار به زندگی «روزبه» و خطّ زیبای عاشقانه‌ای که دیار به زندگی روزبه می‌اندازد، از همه مهم‌تر است.

مامان‌اشرف، نرگس‌خانوم، لی‌لی، شایان و تارا از شخصیت‌های رمان بوی وانیل نوشتهٔ الناز پاکپور هستند.

خواندن کتاب بوی وانیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این رمان عاشقانه را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل بامداد خمار (فتانه حاج سیدجوادی)، رمان شب سراب (ناهید پژواک) و دالان بهشت (نازی صفوی) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

بخش‌هایی از کتاب بوی وانیل

«سرم را توی یقه ژاکت سرخابی‌ام بیشتر فرو کردم، هوا امروز سرمای نمناک و ابری داشت. کیفم را محکم‌تر توی دستم فشردم، دستکش‌های نیمه بافتنی‌ام، دستم را خیلی گرم نگه نمی‌داشت، فقط زیبا بود! راه رفتن روی سنگ فرش‌های این شهر زیبا یک جورهایی مثل راه رفتن بین قصه‌ها بود. کمی خودم را به دیواره آجری قرمز رنگ کنارم نزدیک کردم و از کنار نوازنده خیابانی هر روز رد شدم، انگشتانش روی گیتارش می‌رقصیدند، نوایی که توی خیابان از بین همهمه‌ی شهر شنیده می‌شد بیشتر شبیه معجزه‌ای بود!

روبه‌رویش ایستادم، هر دو به هم عادت کرده بودیم... او به ایستادن و من به گذر کردن... موهای قرمز رنگ هویجی‌اش به خاطر نبودن آفتاب کدر به نظر می‌آمد، چشم‌های ریز سبز رنگش با نت‌های سازش باز و بسته می‌شد، سکه توی دستم را توی جعبه سازش انداختم و آرام سمت بالا حرکت کردم.

پاییز طلایی دوست داشتنی‌ای بود، با باران... رنگ‌های طلایی و سرخ و البته عطر خوش قهوه!

از پله‌های سنگی بالا رفتم، صدای موسیقی توی راهرو پیچیده بود، یک بار دیگر آدرس را چک کردم، درست بود!

آخرین بار آدری را هشت ماه پیش دیده بودم، حالا موهایش کوتاه پسرانه بود. با پلیور آبی یقه‌ قایقی و دامن پیلی سبز رنگ زیباتر به نظر می‌آمد. با دیدنم از پشت میز بلند شد و صدای آهنگ را کم کرد و دستم را فشرد، صورتش سردی خاصی داشت که بیشتر ناشی از چشم‌های آبی روشنش بود.

کیف برگه‌هایم را روی میز گذاشتم و بند ژاکتم را باز کردم و دستی به موهایم کشیدم و شالم را باز کردم.

ــ سر موقع اومدی!

حساسیتش به وقت را می‌دانستم. لبخند خجالت‌زده‌ای زدم:

ــ تارا براتون توضیح داده؟ من خیلی تازه کارم!

لبخندی زد و بلند شد و توی لیوان‌های کاغذی پشت سرش یک قاشق سر پر قهوه ریخت و کتری برقی را روشن کرد:

ــ از شیرینی‌های تارا که می‌خوری؟

ــ زنجبیلی؟

خندید و گفت:

ــ نه خامه‌ای!

ــ پس می‌خورم، زنجبیلی‌ها کار خودمه آخه.

خنده‌ی بلندش باعث شد تا همکار پیرش که در این مدت حتی سرش را هم بلند نکرده بود، با دقت نگاهمان کند. هر دو سرمان را پایین انداختیم.

با لیوان‌های خوش عطر قهوه روبه‌رویم نشست:

ــ می‌دونم که تازه‌کاری اما می‌دونم که کارت خوبه.» 

معرفی این کتاب در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بوی وانیل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببوی وانیل
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهالناز پاکپور
انتشاراتانتشارات سخن
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۴/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۹۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۳۶۳
تعداد صفحه‌ها۵۷۶ صفحه
قیمت کتاب۱۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نگار.م
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۰

نکته ی مهمی که اینجا میخوام بگم و سوال خیلی از شماها در مورد اینکه (چرا این این کتاب اینقدر ضعیف در اومده) رو جواب میده: 👇👇 من این کتاب رو زمانی که حق عضویت بود میخوندم، البته که پدرمون در...بیشتر

۱
Negin
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

سطح توقع من از این رمان خیلی بالا بود چون رمانای قبلی خانم پاکپور یعنی زیتون و بانوی قصه رو بیش از 5بار خوندم و اصلا هم از خوندنشون خسته نشدم اما شخصیت دختر رمان خیلی ضعیف بود وغیر از این...بیشتر

۱
iren
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

برخلاف رمان پر کشش بانوی قصه با شخصیت دختر قوی که حامی دوتا بچه بود،تو این رمان با دختر بی دست و پایی طرفیم که تا حدود صفحه ششصد کتاب فقط بغض میکنه و گریش میگیره.این رمان ضعیفی بود و...بیشتر

۰
sama123
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

کتاب رو دوست نداشتم. اصلا نتونستم با شخصیت دختر قصه ارتباط برقرار کنم.دختر داستان شخصیت منفعل، ساکت و غیر جذابی داشت. معمولا آدمهایی که سختی کشیده هستند و گلیم خودشون رو به تنهایی از آب بیرون می کشن شخصیت قوی...بیشتر

۰
ml
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

شخصیت اصلی داستان خیلی آزار دهنده لوس و بچه بود بقیه کتاب های این نویسنده جذاب تره این کتاب نا امیدم کرد

۱
Josee
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۰۷/۲۰

روند آروم ،ساده و زیبایی داشت،نمیگم این کتاب عالیه ولی خواندنش خالی از لطف نیست.🍁💖

۰
azad
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

متن کاملا روان بود همین خواننده رو همراه می کرد. نسبت به بانوی قصه توقعم خیلی بالا بود. دو شخصیت اصلی به دل نمی شنن. روند عاشق شدن و عشق دو شخصیت اصلی به نظر من اصلا منطقی نبود. شخصیت...بیشتر

۰
هدایتی
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

به نظرم شخصیت اصلی رمان خیلی ضعیف و شکننده توصیف شده بود و این موضوع باعث آزار من به عنوان یه خواننده بود من چون رمان بانوی قصه از همین نویسنده رو خونده بودم انتظار داستان دلنشین تری داشتم

۰
کاربر 1263763
۱۳۹۸/۰۹/۰۶

الناز عزیز همیشه بی نظیر نوشته... بوی وانیل هم مثل همیشه، خالص و ناب و مثال زدنی بود... زمانی که زیتون رو میخوندم، میتونستم خودم رو ببینم که توی کافه ی کوچیگی تو خیابون دنجی از استانبول دارم یه خوراک...بیشتر

۰
ParilovesBooks
۱۳۹۸/۰۷/۱۷

در مقایسه با آثار دیگرشان ریتم ملویی داره. داستان خیلی قشنگ و روان پیش میره و برای اینکه یک رمان خانوادگی آروم و دوست داشتنی بخونی انتخاب خوبیه

۰
aseman
۱۳۹۸/۰۶/۱۶

داستان عالی بود داستان سیر ارومی داره به طور کلی اگه دنبال هیجان و دعوا و .. میگردید این داستان به دردتون نمیخوره خانواده و افرادش تو داستان به شدت تأثیر گذارن شما احترام کاراکتر ها به هم دیگه رو میبینید و...بیشتر

۰
a_maryam
۱۳۹۸/۰۶/۰۲

این کتاب عالیه من نسخه چاپیش رو تهیه کردم الناز پاکپور بی نظیر می نویسه این رمان هم مثل بقیه رمان هاش عالیه تو رمان های الناز پاکپور میشه روابط کاراکترها رو به خوبی لمس کرد و با شخصیت ها زندگی کرد و جلو...بیشتر

۴
کاربر ۲۰۱۸۸۱۴
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۷

واقعا از قلم خانم پاکپور انتظار نداشتم اصلا داستان پردازی خوبی نداشت و شخصیت روزبه و دیار اصلا دوست داشتنی نبودن

۰
atra.kh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۹

رمان زیتون و بانوی قصه ی الناز پاکپور برای من همیشه اون حس ناب خودشون رو به جا خواهند گذاشت اما این رمان با اینکه حس احترامم رو به لحن زیبای نویسنده حفظ کرد اما اون صلابت و حسی که...بیشتر

۰
mahsa
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۴

داستانی روون ‌، یک خطی و اروم بود . شخصیت اصلی دختر در بیشتر قصه با عکس العمل های نادرست و بچه‌گانه‌ش توصیف شده بود درست مثل بچه کوچیکی که هر چی می‌شد گریه می‌کرد یا می‌خواست فرار کنه سعی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

گلبرگ
۳۷
ــ مگه چیزی هست که ندونم؟ ــ آره. دلم ریخت: ــ چی؟ ــ این‌که چه‌قدر دوستت دارم!
Butterfly
۲۱
ــ گاهی آدم باید پاک کنه و از اول... از سر خط زندگیشو بنویسه.
zahra.s
۱۶
از روی سنگ زندگیت، خودت بپر، قبل از این‌که زندگی با لگد پرتت کنه. دردت می‌آد اون وقت! زندگی به آدم فرصت رکود نمی‌ده،
Butterfly
۱۴
ــ مگه چیزی هست که ندونم؟ ــ آره. دلم ریخت: ــ چی؟ ــ این‌که چه‌قدر دوستت دارم!
الهه کاوه
۱۳
قبل‌ترها نه خیلی قدیم، همین زمان مامان اینا... تعهد به زندگی زناشویی به قدری یه مطلب اساسی بود که کسی به خودش زحمت شک کردن بهشو نمی‌داد، اما تو روابط این روزهای آدم‌ها به سختی گیر می‌آد..
mobina
۱۳
اسمش و حسش مثل هق هق مانده در گلو بود. درد داشت وقتی نفس عمیق می‌کشیدم.
Butterfly
۱۱
گرفتار یه حس شدن هیچ جواب منطقی‌ای نداره
گلبرگ
۱۱
این را افتخار می‌دانست که حرف دل و زبانش یکی است، خب این بد نبود، اما بدی ماجرا این بود که حرف دلش تند و تیز بود و زخم می‌زد!
Butterfly
۱۰
ــ هر کسی تو یه دوره‌ای از زندگیش بی‌اعصابه
گلبرگ
۸
هرگز در زندگی‌ام با مَثَل انگلیسی بی‌خبری خوش خبری موافق نبودم. هیچ چیز بی‌خبری حس خوبی نداشت به خصوص برای من که در ذهنم همیشه غوغا بود و در دلم موج موج حرف و روی لبم هیچ!