کتاب با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند زهرا اسپید + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند

کتاب با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند

نویسنده:زهرا اسپید
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۵از ۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند

«با چشم‌هایم جنگیدم» خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شیمیایی مراد هنرمند به قلم زهرا اسپید است. «هر خاطره برگی است از دفتر تاریخ این سرزمین. سرزمینی که مهد مهرورزی ها و انسانیت هاست. سرزمینی که جوانان غیورش، جان و مال خود را برای حفظ ارزش های اسلام عزیز در طبق اخلاص گذاشتند و امروز یادگار آن روزگار، خاطرات هشت سال ایثار و عشق است. در این میان حضور غیرتمندانهٔ جوانانی که از روستا های دورافتادهٔ شرق و غرب هرمزگان از دل محرومیت ها بیرون زدند و دل به میدان عشق سپردند، شاهدی بر این گفته است. کسانی که وجودشان دیوار محکمی شد در برابر متجاوزان. بدون تردید این خاطرهٔ ماندگار فراموش ناشدنی است. کتاب «با چشم هایم جنگیدم» خاطرهٔ یکی از همان جوانانی است که در جایی بین زمین و آسمان با چشم هایش جنگید.»

نظرات کاربران

کاربر 5261453
۱۴۰۲/۰۹/۰۱

عالی

سید مهدی
۱۴۰۲/۰۱/۰۸

جماعت یه دنیا فَرقِه بین دیدن و شنیدن برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن راز سنگرای عشق باید از ستاره پرسید... کتابی روان که خواننده را به همراه خود به دکل‌های دیده‌بانی جنگ به ویژه عملیات‌های والفجر هشت و کربلای چهار می‌برد. کتابی که به

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

سال اول ابتدایی که بودم، در کلاس ما چند تا میز و نیمکت بیشتر نبود. آن هم بچه های خان و بچه ژاندارم ها رویش می نشستند. ما روی حلب های چهارضلعی می نشستیم؛ حلب هایی که بعد از تمام شدن نفتش آن ها را به کلاس می بردیم که روی زمین ننشینیم.
قریشی
از بعضی چیزها بی نهایت وحشت داشتیم. یکی اش این بود که اگر عکس شاه، فرح و خواهر شاه که اول کتاب های درسی مان چاپ شده بود، به هر دلیلی پاره می شد و معلممان می فهمید، به سختی تنبیه می شدیم. یک روز در اثر شیطنت یکی از بچه ها عکس اشرف، خواهر شاه، در کتابم پاره شد. آن قدر ترسیده بودم که حد نداشت. آمدم خانه و گریه سر دادم: «من دیگه مدرسه نمی رم. اگه معلممون ببینه عکس خواهر شاه تو کتابم نیست، می گه خودم کندم، منو می کشه!» به شدت گریه می کردم و جرئت نداشتم پایم را در مدرسه بگذارم.
قریشی
بی عدالتی را با چشم می دیدیم، در همان کلاس درس و نداشتن میز و نیمکتی که بعضی ها باید رویش می نشستند و ما نه، در جشن های تولد ولیعهد در نهم آبان و در اینکه جرئت نداشتیم به بچهٔ یک ژاندارم بگوییم تو. بچهٔ یک ژاندارم در مدرسه حکم همه کاره را داشت.
قریشی
وری وقت جنگه؛ خاطرات شفاهی اکبر کمالی
سیدقاسم یاحسینی
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
بلدچی؛ جلد دوم
اسماعیل سپه‌وند
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانی
اسماعیل امامی
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراق
مهناز فتاحی
بچه‌های کوهستان (خاطرات سیدرضا موسوی)
احمد دهقان
حاج عمران؛ خاطرات اولین فرمانده لشکر ۲۵ کربلا سردار حاج عبدالعلی عمرانی
سیدولی هاشمی
چزابه؛ خاطرات سردار فتح‌الله جعفری
فتح الله جعفری
پی دبلیو؛ خاطرات شمس‌الله شمسینی غیاثوند
شهاب احمدپور
خلبان وارسته
احمد مهرنیا
تک آور گردان یکم
اکبر پیرپور
نام: سیدرضا
رضا جمشیدی
بازمانده: خاطرات نورمحمد کلبادی‌نژاد
سید ولی هاشمی
تاکسی سرویسی برای فاو؛ خاطرات خودنوشت محمد بلوری
محمد بلوری
صدای پاروها
صادق کیان‌نژاد امیری
گاهی به آسمان نگاه کن
گلستان جعفریان
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
عماد جبار زعلان کنعانی
مهمان صخره‌ها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی
راحله صبوری
خاکریزهای دوره‌گرد: خاطرات علی لطفی
ساسان ناطق
چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد؟
حجت شاه‌محمدی

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
۱۲۶,۰۰۰
۴۰%
تومان