معرفی و دانلود کتاب نبرد در الوک + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نبرد در الوک
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب نبرد در الوک

خاطرات سردار جعفر جهروتی‌زاده

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
محمود جوانبخت

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نبرد در الوک

جعفر جهروتی‌زاده سال‌ها فرمانده یکی از یگان‌های پارتیزانی بود. او چندین عملیات مهم و خطرناک را در پشت جبهه عراقیها فرماندهی کرده است. «نبرد در الوک» خاطرات این سردار هشت سال دفاع مقدس از دوران جنگ است. نبردهای پارتیزانی در دوران دفاع مقدس که بیشتر در کوهستان‌ها و شهرهای مرزی عراق در شمال رخ می‌داد، کمتر در خاطرات رزمندگان آن دوران دیده می‌شود؛ به همین دلیل، خاطرات جهروتی‌زاده از این حیث یک استثنا است. نگارش نبرد درالوک پس از گفت‌وگوی حضوری با این رزمنده کهنه‌کار انجام شده است. جعفر در شش جلسه به بیان خاطرات خود پرداخته و در مجموع پانزده ساعت نوار کاست، حرف‌های او را در دل خود جای داده است: «چند روزی از پیروزی انقلاب اسلامی نمی‌گذشت و من نیز مثل بسیاری از جوانان در پوست خود نمی‌گنجیدم. رؤیاهای ما به واقعیت پیوسته بود و بساط حکومت ستمگر برچیده شده بود. شب و روز نداشتیم و هر جا که فکر می‌کردیم انقلاب به ما نیاز دارد، حاضر می‌شدیم و همچنان که طعم خوش پیروزی را زیر زبانمان مزه مزه می‌کردیم، برای محکم کردن پایه‌های حکومت تازه تأسیس ایران اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی از جان نیز دریغ نداشتیم. روزهای خوشی بود. گویی در ابرها راه می‌رفتیم، به خصوص وقتی که در حیاط مدرسه علوی، فریادِ «روحِ منی خمینی، بت شکنی خمینی» را سر می‌دادیم تا امام بیاید و برایمان حرف بزند و رهنمودهای تازه‌اش را به گوش جان بشنویم. امّا هنوز یکماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که خبر رسید عدّه‌ای در کردستان قصد برپا کردن آشوب دارند. بدون هیچ درنگی من نیز به گروهی از جوانان انقلابی پیوستم که برای آرام کردن اوضاع، عازم کردستان بودند. با اینکه هیچ شناختی از کردستان نداشتم امّا تلاش کردم خیلی زود با فضا و جریانهای سیاسی ـ نظامی فعّال در منطقه آشنا شوم. در واقع ما افراد نظامی نبودیم که برای جنگ و سرکوب آشوبگران به منطقه رفته باشیم، ما مدافعان انقلاب مردمی سرزمین‌مان بودیم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نبرد در الوک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نبرد در الوک
عنوان دیگر:خاطرات سردار جعفر جهروتی‌زاده
موضوع:دفاع مقدس
نویسنده:محمود جوانبخت
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۱/۰۷/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۴۵ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۲۸۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۹۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

قافله
۱۳۹۷/۰۸/۲۷

سردار جعفری جهروتی زاده سالها فرمانده یکی از یگان های پارتیزانی بود. و چندین عملیات مهم و خطرناک را پشت جبهه عراق فرماندهی کرده است . محوریت کتاب عملیات تصرف شهر درالوک در عمق خاک عراق است سیر کتاب شروعی آرام...بیشتر

۰
فکه (بهرام درخشان)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۹

خیلی جذاب آدم نترس و شجاع خستگی ناپذیر همجا حضور

۰
کاربر ۳۱۴۷۸۳۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۳

چون خاطرات خودم در این کتاب هست این را دوست دارم

۰
sina
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۸

یکی از بهترین کتابهای دفع مقدس به شدت توصیه میکنم بخوانید و لذت ببرید

۰
کاربر ۲۶۹۹۷۵۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۴

جنگ =جنگ پارتیزانی نگاهی متفاوت به جنگ کمتر به ان پرداخته شده

۰
کاربر 7149047
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۴

بسیارعالی کتاب خیلی خوب وپرمحتوامن به کتاب‌های دفاع مقدس خیلی علاقه دارم این کتاب درجه یک از نظر من انشاالله سردار عزیز جعفرجهروتی زاده هرکجاهستند سالم تندرست باشند خیلی مشتاق دیدار ایشون شدم کاش میشد ببینمشون، مینی کاتیوشا دستسازشون خیلی...بیشتر

۰
فرهاد
۱۴۰۲/۰۳/۱۶

سلام در نبرد دیرالوک که اسم درست ان شهر است کاش تمام ماجرا و درست گفته میشد من خودم انجا بودم .روح حاج رسول شاد

۰
حمید
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۲

این کتاب برای عزیزانی که بدنبال جزئیاتِ وقایع و جذابیتهای خاطراتِ جنگ هستند اصلن مناسب نیست،چون نویسنده بسیار سَرسری و گذرا از تمامیِ حوادث و اتفاقات مهم گذر میکند و به جزئیات اصلن اشاره نمیکند!

۱
عمار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۶

عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

حمید
۲
اکبر حاجی‌پور یک روز به من گفت: فلانی من می‌خواهم یک مانور برای گردان اجرا کنید که بیست تا شهید داشته باشد. گفتم: حالا اگر مانوری گذاشتیم که شهید نداشت چی؟ گفت: منظورم این نیست که حتما شهید داشته باشد، بلکه دلم می‌خواهد مانور طوری باشد که نیروهای من بعد از آن، دیگر شب عملیات زیر آتش دشمن کم نیاورند. اگر شهید هم داد بالاخره فرقی نمی‌کند. ما که می‌خواهیم مثلاً در عملیات ۱۰۰ تا شهید بدهیم، چهار تا شهید در مانور می‌دهیم در عوض موقع عملیات خیلی کمتر شهید می‌دهیم.
حمید
۲
مانور گردان عمار هم، تنها مانوری بود که در آن از خمپاره استفاده کردیم. خود حاجی‌پور قبضه خمپاره را در دست گرفته بود و می‌زد و من و بچه‌های تخریب هم انفجارات را می‌زدیم. چند گلوله خمپاره اطراف بچه‌ها به زمین خورد. به حاجی‌پور گفتند دیگر نزن، چند تا از بچه‌ها مجروح شدند. حاجی‌پور گفت ایرادی ندارد، ده گلوله دیگر بیشتر نمانده و بدون توقف به شلیک ادامه داد.
Husain Gh
۰
این‌گونه رایج است که عراق در ماجرای بمباران شیمیایی حلبچه، برای اولین بار به خاک و مردم خودش حمله شیمیایی کرد. در صورتی‌که خیلی پیش‌تر از حلبچه، بر سر مردم بی‌دفاع کردستان عراق، در منطقه بالیسان بمب شیمیایی ریخت و یک عده در جا شهید شدند و عده‌ای هم بعدها و به مرور زمان. به همین خاطر، مردم این منطقه از رژیم عراق کینه عمیقی در دل داشتند.
کتیبه ای بر آسمان
میرعمادالدین فیاضی
آسمان مال من بود؛ خاطرات سرهنگ خلبان صمدعلی‌ بالازاده
ساسان ناطق
سنگ‌ریزه‌هایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)
فاطیما فاطری
گزارش یک بازجویی
مرتضی بشیری
کالک‌های خاکی: خاطرات شفاهی سرلشکر پاسدار محمدعلی (عزیز) جعفری (از تابستان 1335 تا تابستان 1361)
محمدعلی (عزیز) جعفری
پرواز با آتش
زهره علی‌عسگری
تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر: خاطرات ناخدا یکم هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران در خرمشهر
سیدقاسم یاحسینی
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعی
محمد نبی ابراهیمی
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
خاطرات فاطمه پاکروان
فاطمه پاکروان
جاده‌های سربی؛ خاطرات سردار سرلشگر شهید دکترحاج احمد سوداگر
محمدمهدی بهداروند
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
مجتبی جعفری
مهمان صخره‌ها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی
راحله صبوری
قطعه‌ای از آسمان؛ جاده‌ی اهواز ـ خرمشهر
گل‌علی بابایی
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
عماد جبار زعلان کنعانی
زیر پوست جنگ
وحید خضاب
سر گروهبان
محمود رنجبر
خلبان وارسته
احمد مهرنیا
رمل‌های تشنه
جعفر ربیعی