
٪۵۰
کتاب پنجره های تشنه
روزنوشتهای انتقال ضریح امام حسین علیهالسلام از قم به کربلا
پدیدآورندگان:
مهدی قزلیانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
معرفی کتاب پنجره های تشنه
مهدی قزلی، نویسنده و اکنون رییس بنیاد ادبیات داستانی است.
سال ۶۱ قمری، «کاروان حسین علیهالسلام» از «مدینه» به سمت «کربلا» راه افتاد و در بین راه در منزلهای متعددی توقف کرد. آن روز جز خانواده و بستگان سیدالشهدا علیهالسلام و معدودی از یارانش که به مرور بر تعدادشان اندکی اضافهتر شد، فرد دیگری همراه او نبود. شاید اگر آن روزها، راویان بیشتری همراه کاروان حسین علیهالسلام میبود، اطلاعات و جزئیات بیشتری در اختیار داشتیم.
سال ۱۳۹۱ شمسی، «کاروان ضریح امام حسین علیهالسلام» از «قم» به سمت «کربلا» راه افتاد و اتفاقاً در منزلهای متعددی توقف کرد.
این بار اما توقف، به دلیل استقبال بینظیر مردمان دیار مختلف ایران از این کاروان بود. این رخداد اگرچه ممکن است در هر قرن فقط یک بار اتفاق بیفتد، بخت با ما یار بود که دستاندرکاران انتقال ضریح تدبیر کردند و «راوی»ای همراه کاروان فرستادند تا لحظه به لحظه ماجرا را آنگونه که «هست» بر روی کاغذ بیاورد.
نثر «پنجرههای تشنه»ساده است، اما ابعاد جامعهشناسانه و روانشناسانه آن ساده نیست. نویسنده بهطور غیرمستقیم، سیمای واقعی «مردم ایران» را «آنچنان که هست» به نثر کشیده است.
شخصیتهای کتاب همانهایی هستند که هر روز دور و برمان میبینیم؛ با این تفاوت که حالا در موقعیت خاصی قرار گرفتهاند که «منِ درونشان» بهتر رخ مینمایاند.
درست مانند «مرد تعمیرکار» صفحه ۱۰۵ کتاب:
«اطراف ضریح کاملاً خلوت بود. مرد تعمیرکاری، که مغازه مکانیکیاش همانجا بود با تعجب بیرون آمد و مات مات کمی نگاه کرد و وقتی فهمید ماجرا چیست، دوید توی خیابان. صورتش را شش تیغه کرده بود و تمام لباسهایش روغنی بود. خواست دستهایش را بگذارد روی شیشههای جلوی ضریح که خودش هم متوجه سیاهی و روغن روی دستهایش شد. دستهایش را پشت کمرش برد و صورت خیسش را گذاشت روی شیشه. آنطرفتر دو آشپز از رستوران کنار خیابان بیرون آمده بودند، با لباسهای سفید کار و یکیشان فرصت نکرده بود کلاهش را هم بردارد.
کمکم مردم جمع میشوند. تعمیرکار برای اینکه مردم به لباسهایش برخورد نکنند و روغنی نشوند، عقبتر ایستاده بود. حال خوبی پیدا کرده بود. روزیِ تعمیرکار از خیلیها مثل من بیشتر بود آن روز».
«پنجرههای تشنه» پر است از آدمهای اینجوری. واقعیِ واقعی. در کنار نمایش چنین شخصیتهایی، قزلی اما از تحولات سیاسی-اجتماعی روز جامعه هم غافل نشده و فیالمثل «بازنمایی رسانهای» و «برساختهای ذهنی» برخی اتفاقات محیطی را هم بهطور غیرمستقیم به نقد کشیده است:
« پیرمردی بسیجی از اهالی سیاهمنصور گریه میکرد و میگفت: امشب را همینجا بمانید. هیچکس هم نا نداشت به پیرمرد بگوید به چه دلیل نمیتوانیم بمانیم. از یکی از مسئولان استان خوزستان شنیدم که دو شبکه ماهوارهای وهابی به نامهای «صفا» و «نور» بهشدت دارند روی مردم خوزستان و بخصوص عربها کار میکنند و در شش ماه گذشته ۲۶ هزار تماس با آنها گرفته شده است. البته همان مسئول خیلی خوشحال بود و میگفت آمدن این ضریح کاسه و کوزه همه وهابیها را به دور ریخته است».
این روزها که مصادف است با روزهای سنت پیادهروی اربعین، خواندن این کتاب برای کسانی که از قافله عزاداران اربعین جاماندهاند لطفی مضاعف دارد.
از ۶۱ قمری تا ۱۳۹۱ شمسی، اگر چه فاصلهای هزار و چهارصدساله است، اما حسین علیهالسلام همچنان محور کون و مکان است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پنجره های تشنه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | پنجره های تشنه |
|---|---|
| عنوان دیگر: | روزنوشتهای انتقال ضریح امام حسین علیهالسلام از قم به کربلا |
| موضوع: | تاریخ اسلام |
| نویسنده: | مهدی قزلی |
| انتشارات: | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۱.۰۳ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۱۷۵۶۵۰۴ |
| تعداد صفحهها: | ۳۳۱ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۳۳۷۵۰۰ تومان |
| برچسب: | عاشورا، اربعین |
| نسخۀ صوتی: | خرید کتاب صوتی پنجره های تشنه |
احضاریه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
علی موذنی
ماه به روایت آهابوالفضل زرویی نصرآباد
پس از بیست سالداوود حیدری
وقتی مهتاب گم شدحمید حسام
آب هرگز نمیمیردحمید حسام
گلستان یازدهم: خاطرات زهرا پناهیروا ، همسر سردار شهید علی چیتسازیانبهناز ضرابیزاده
نه آبی نه خاکیعلی موذنی
شماس شامیمجید قیصری
اجاره نشین خیابان الامینعلیاصغر عزتی پاک
فصل شیدایی لیلاهامصطفی رحماندوست
درگاه این خانه بوسیدنی استاعظم کیانی
کتاب یحیاامیرحسین معتمد
فرنگیسمهناز فتاحی
عصرهای کریسکان: خاطرات امیر سعیدزادهکیانوش گلزار راغب
زن آقازهرا کاردانی
اربعین طوبیسیدمحسن امامیان
موکب آمستردامبهزاد دانشگر
خداحافظ سالارحمید حسام
مستوریصادق کرمیار

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
قرارهست همسفر بشیم با سفر بیست روزه ی کاروان سفینه النجات و ضریح جدید امام حسین (ع) رو ببریم کربلا. آقای قزلی زحمت نگارش وقایع سفر رو بر عهده داشتند والحق و الانصاف که سنگ تمام گذاشتند. روایت کتاب صادقانه و بی...بیشتر
اینک کتاب عالی بود.......باخواندنش تشنه کربلا می شوید(حضرت آقا هم تقریظ نوشته اند براین)
بسیار عالی👌 سفرنامه ای با متن روان، زیبا و جذاب. بعضی جاها نویسنده روضه خونده و اشک به خواننده امان نمیده و بعضی جاها از اتفاقات طنز سفر میخندید.
با لحظه لحظه اش زندگی کن
از بهترین کتاب هایی که خوندم. حتما بخونید! درباره ساخت و انتقال ضریح جدید امام حسین از قم به کربلاست
بسیار شیرین و دلنشین نوشته شده، هم با کتاب خندیدم و هم گریستم... آخ که حسین جان چه کردی با دل ها... واقعا حسین (علیه السلام)کیست؟؟
خاطرات چند سال گذشته م جلوی چشم هام اومد و البته اگر اون موقع چند دقیقه کنار ضریح قدم گذاشتم الآن تا کربلا باهاش همراه شدم، این کتاب علاوه بر نثر روان و گیراش، جواب خیلی از سوال ها رو...بیشتر
در نوع خودش فوق العاده جذاب قبل از خوندن، توقع یه سفرنامه مذهبی طور داشتم. اما بعضی جاها واقعا خندیدم باهاش. جدا دلچسب بود.
عالی بود ... فکر نمیکردم سوژه این کتاب خیلی جذاب باشد ولی روایت آقای قزلی بسیار خواندنی و دلچسب بود
خیلییییییی جذابه .من از اول که شروع کردم اصلا احساس خستگی نکردم.در حالیکه خوندن بعضی کتاب ها کسل کننده است اما این اصلا اینطوری نبود.همراه بودن با ضریح امام حسین خیلی شیرینه.پیشنهاد میکنم حتما بخوانید 🌹
من نسخه چاپی این کتاب رو چند سال پیش خوندم خیلی حال کردم باهاش الان هم می خوام هدیه بدم هر کی می خواد پیام بده
عالی بود! متن روان و خیلی جذابی داشت. قلم قوی نویسنده در توصیف دقیق لحظات فوق العاده بود. امیدوارم تو همه ی اتفاقات تاریخی ایران، نویسنده ها و مستندسازها حضور فعال داشته باشند تا تاریخ رو دقیقا همان طور که...بیشتر
وای باورم نمیشه انننقدددر ادم بتونه یک صحنه تکراری رو با ظرافت متفاوت تعریف کنه. آنقدر صادق باشه و انقدر شوخ طبع. ممنون ازنوشتن این کتاب زیبا و خواندنی. دلم میخواد برای این کتاب هزار کامنت بذارم تا تشکرم رو...بیشتر
اول از همه ممنونم از نویسنده که کاملا ملموس و واقعی بدون اغراق، احساسات اضافی و... این سفرنامه رو نوشتن. تو این سفرنامه خنده و گریه باهمه . این که همه جانبه نوشتن و از مردم، مسئولین، هماهنگی ها، اتفاق های...بیشتر
خیلی خوب بود. خیلی لذت بخش بود. چقدر خوب بود که نویسنده نظرات واقعی اش را نوشته بود نه نگاه رسمی کاروان را. حتی دعواها را نوشته بود. نقدها را نوشته بود. اختلافها بین کاروان یا با ستاد عتبات را...بیشتر