کتاب زنده میری بهاء‌الدین خرمشاهی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب زنده میری

کتاب زنده میری

انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب زنده میری

چل سال گذشته است زین دفتر شعر او در بر من نشسته من در بر شعر هر چند که خواب دیده‏ام گوهر شعر از خواب و خیال است برون جوهر شعر این شعرواره‏‌ها که بخش نخست آن گزینه‏‌ای از کتیبه‌‏ای بر باد برگرفته شده (شعرهای سال‏های ۴۶ تا ۱۳۵۱ / ۲۲ تا ۲۷ سالگی) و حتی شعرهای دهه‌‏های بعدی خود می‌‏دانم اهمیت چندانی ندارد. در آن ایام، حتی در این ایام هم، برای من گاهی حالی به‏‌هم می‏‌رسد در چنین حالی مهم شعر سرودن است، نه شعر مهم. مگر شعر ماندگار و ماندنی و خواندنی سرودن کار آسانی است؟ با سخت‏کوشی و «به زور و زر میسّر نیست این کار». شاید بتوانم صمیمانه اقرار کنم که برخلاف ضرب‏‌المثل یا قول مشهور عربی که می‏‌گوید: «المرء مفتون بابنه و شعره» (هر کسی دل بسته به شعر خود و فرزند خویش است) هیچ‏گونه مفتونی بدخیم و خودخواهانه‏‌ای نسبت به شعرهای خود و چاپ و نشر آن‏ها ندارم. امّا این پدیده جادویی غریب رهایی‏‌بخش را دوست دارم. به قول حافظ: ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را دمی ز وسوسه عقل بی‏‌خبر دارد باری شیفته خود شعرم ــ و در اغلب قوالب (ژانرهای) کهن، نو و فرا نو شعر سروده‏‌ام ــ که نوابغی چون فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ و چند تن دیگر در ادب فارسی آن را به اوج رسانده‏‌اند.
نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

برخی ای ماه برون تاب از ابر شمع این‌سوتر گیر تا شماری گیریم: «که شهیدان که‌اند این همه خونین‌کفنان؟»
M.
بسان دانه‌ای در خاک می‌جویم حیات از مرگ بهار جلوه‌ات آخر گریبان می‌زند چاکم
M.
وقتی که بیم آسمان آشوب و مه‌بانگ آرام جانم می‌شود، یعنی خدا هست بانگ جرس می‌آید از آن دوردستان دیگر مسلم می‌شود، یعنی خدا هست گهگاه طبعی از تجلی بار گیرد مانند مریم می‌شود، یعنی خدا هست
M.
مکن خیالِ گرانجان من که می‌ترسم خطور هم به چنان خاطری گران آید
M.
ما گریزان در حال زیستنیم گویی از آتش پیراهن داریم زندگی را مثل ذرت نجویده می‌بلعیم مرگ هم ما را، نجویده می‌بلعد غزل حافظ مستانه به من یک شب گفت مرگ مانند زمان از هنر می‌ترسد.
M.
نعلین زمان ز پایم افتاد بی‌مرزی و بی‌زمانی آمد تا وادی سایه سارِ حیرت کوچیدم و بیکرانی آمد از سایه به ذات راه بردم بی‌نامی و بی‌نشانی آمد
M.
از زبان‌آوری چشمت دانستم راز، بی‌حرف توان گفت به‌آسانی
M.
زمینگیرم بسان ریشه اما در غم برگم فراوان برگ غم می‌روید از هر شاخ ادراکم
M.
فلاخن شد مرا اندوه عشقی آسمان آشوب که خواهد لاجرم افکند زآنسوتر از افلاکم
M.

حجم

۱۹۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

حجم

۱۹۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

قیمت:
۱۰۷,۰۰۰
۵۳,۵۰۰
۵۰%
تومان