معرفی و دانلود کتاب طا، سین، میم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب طا، سین، میمsubscriptionAvailable

کتاب طا، سین، میم

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدجواد آسمان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب طا، سین، میم

«طا، سین، میم» مجموعه‌ای از سروده‌های محمدجواد آسمان( -۱۳۶۱)، شاعر معاصر ایرانی است. این کتاب مجموعه‌ای از سروده‌های نو و کهن این شاعر را در برمی‌گیرد. در یکی از اشعار این کتاب به نام «گاوخونی» می‌خوانیم: «بیهوده انتظار مکش مهربانِ من! از خوابِ تو نمی‌گذرد مادیان من گُم... مثل خواب‌های تو، گُم... مثلِ راه، گُم... این است سرنوشت من و مادیان من شکلِ کی‌ام؟ شوالیه، اما مجسمه! تکراری‌اند منظره‌های جهانِ من میدان، جزیرۀ برهوتی‌ست زیر آب ناآشناتر از همۀ دوستانِ من بر بال خود ندارد پیغامی از کسی ساری که رد نمی‌شود از آسمان من! چشمان بی‌سوی من و تاریکی افق... بادِ سکوت و کشتی بی‌بادبانِ من... از خوابِ تو نمی‌گذرد مادیان من بیهوده انتظار مکش مهربان من! با رودِ خوابگرد به دنبال من نگرد بگذر از اینکه بگذری از اصفهان من با ریشه‌های روشن، نبض مرا نگیر نیلوفر شناور مرداب جانِ من! □ از خواب می‌پریم و از آغوش هم پُریم طاقت ندارد اشک تو را داستان من»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب طا، سین، میم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابطا، سین، میم
موضوعشعر کهن، شعر نو، شعر معاصر
نویسندهمحمدجواد آسمان
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۷/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۷۵۱۰۴۲
تعداد صفحه‌ها۱۶۴ صفحه
قیمت کتاب۲۲۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه شعر امروز سوره مهر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

چڪاوڪ
۱۱
باز پا می‌کوبد به زمین سینه‌خیز چنگ می‌زند بر خاک چهره می‌خراشد می‌درَد، تکه‌تکه، نابود می‌کند خود را یادِ تو در سینۀ من...
ponio
۶
باز پا می‌کوبد به زمین سینه‌خیز چنگ می‌زند بر خاک چهره می‌خراشد می‌درَد، تکه‌تکه، نابود می‌کند خود را یادِ تو در سینۀ من...
محدثه
۳
از این لب‌های همیشه‌خشک، تا حالا بوسه‌ای زنده نشده
کاربر ۲۴۰۶۷۹۶
۲
دلم برای تو تنگ است... تنگ، مثل دهانت چه حرف‌ها نرسید از دلم، لبم به دهانت چه حرف‌های زبان‌بسته‌ای که ماهی تنگت نگفت یا گفت و غرق شد در آب دهانت امید بوسه نرفت و نوید بوسه نیامد چه از پرندۀ پرکندۀ دلم، چه دهانت نخواست بلبل لالِ مرا به خندۀ سردی از این قفس بپراند به بوی غنچه، دهانت نگاه کردی و دیدی نه صبر مانده نه هوشم به گوش جان من ‌آمد حکایتی ز دهانت نه صبر ماند و نه هوشم... نبود بر سرِ آتش میسرم که نجوشم؛ بر آتشی که دهانت بر آتشی که خیال لبت، گذشتَنَت از من بر آتشی که مرا زد به جای بوسه، دهانت ۳ تیر ۱۳۸۲
محدثه
۲
گفتی تنهاییم تنهاییم و باید تنها طی کنیم راه را
محدثه
۲
رودخانه، هرگز به عقب برنگشت و پس نیاورد تصویر ماه را...
محدثه
۱
بهتر است چشم از این دفتر نقاشی برداریم خانم! ببریم شهر تو... که در آن، باران، خشک نمی‌بارد که خون غزل در رگ‌های توست که در آن دفتر هم آن‌ قدرها بزرگ هستی که حق داشته باشی با من مهربان نباشی... من را کنار خودت نکشی من را نکشی کنار خودت کنار بکشی... ۷ آذر ۱۳۸۱
محدثه
۱
بهتر است چشم از این دفتر نقاشی برداریم خانم! ببریم شهر تو... که در آن، باران، خشک نمی‌بارد که خون غزل در رگ‌های توست که در آن دفتر هم آن‌ قدرها بزرگ هستی که حق داشته باشی با من مهربان نباشی... من را کنار خودت نکشی من را نکشی کنار خودت کنار بکشی...
ایران
۰
وقت‌هایی هست که در آغوش رختخوابِ پس از خواب با چشمِ خیس، لبخند تو را می‌شنوم که برخاسته‌ای و رفته‌ای و از آشپزخانه به من صبح به‌خیر می‌گویی... ۳ فروردین ۱۳۸۳