«پایکوبی» مجموعه ۱۱ داستان از محمد کشاورز است. کشاورز پیش از این مجموعه داستان «بلبل حلبی» و «روباه شنی» را منتشر کرده است.
داستانهای پایکوبی درباره مردم عادیاند و لایههایی هم از طنز دارند. این طنز باعث شده است این داستانها هرکدام نقدی بر اوضاع اجتماعی باشند. آدمها در این داستان ها همه گرفتار پیشامدهای عجیب وغریب میشوند.
در داستانهای «پایکوبی» میتوان به هم خوردن ناگهانی آرامش شخصیتها، فعالیت صدا و نور و حضور اشیا را دید.
شهود، آخرین تصویر، طعمه، دل گمشده، تیغ و آیینه، پرنده روشن، سرگیجه، آب و آتش، شب شغال، پایکوبی و مثل شبهای دیگر نام داستانهای این مجموعهاند.
بخشی از داستان «پایکوبی» را میخوانید:
لبخندی چروکهای صورت زن را پس راند. پا پیش نهاد و هر دو دستش را دراز کرد و دستمال را مثل پرندهٔ زیبایی از دستهای مهمان گرفت. «مبارکا باشه انشاالله، به پای همدیگه پیر بشن!»
انگار وسوسهای زن را وا داشت تا دستمال را بگشاید. بزرگ و چهارگوش بود، با همان نقشهای زیبایی که یک دستمال هفترنگ میتواند داشته باشد. رنگش آنقدر شاد و جوانپسند بود که زن کمی جا خورد. گویی حس کرد دیگر در سنوسالی نیست که بتواند آن را به پیشانی ببندد. سر که برداشت شوهرش و امانالله نگاهش میکردند.
«خودم نمیبندمش. دیگه از من گذشته، میگذارمش برای عروسم زن بهزاد. از وقتی خوبیار سازونقاره رو گذاشت کنار، آرزوی همچه دستمالی به دلم بود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پایکوبی (مجموعه داستان) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان طعمه رو خیلی دوست داشتم ♥️
خیلی خوب بود