با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چمدان

دانلود و خرید کتاب چمدان

۳٫۸ از ۲۴ نظر
۳٫۸ از ۲۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چمدان  نوشته  بزرگ علوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چمدان

بزرگ علوی از بزرگترین نویسندگان ایران در سال ۱۲۸۲ در تهران به دنیا آمد. او نوه‌ی حاج سید محمد صراف نمایندهٔ نخستین دوره مجلس شورای ملی بود. بزرگ علوی دوران دبیرستان را در آلمان سپری کرد این اولین آشنایی او با ادبیات روز جهان بود. در سال ۱۳۰۶ پدرش خودکشی کرد و یک سال پس از آن او به ایران بازگشت. مدت زیادی در مناطق مختلفی از ایران معلمی کرد و بعد‌ها در دیداری که با تقی ارانی داشت به حزب کمونیست پیوست و همراه ۵۲ نفر از اعضای حزب زندانی شد. پس از فرار شاه که همه زندانیان مشمول عفو عمومی شدند او هم آزاد شد. در این زمان دو کتاب "۵۳ نفر " و "ورق پاره‌های زندان" را منتشر کرد. مجموعه داستان "چمدان" از مهمترین کتاب‌های علوی است. او در این کتاب تا حدی تحت تاثیر نثر هدایت و روانکاوی فروید است. قهرمانان او بیشتر انسان‌های ناکامی هستند که دور از وطن در غربت و آوارگی سر می‌کنند. در داستان «قربانی» خسرو در اثر بیماری سل بستری و محکوم به مرگ است.

علوی در قسمتی از داستان چنین می‌گوید: "از استخوانهای برجسته گونه‌هایش پیدا بود که مرگ قربانی تازه‌ای پیدا کرده بود اما این فکر در مغز من به هیچ‌وجه جا نمی‌گرفت. چطور می‌شود که خسرو بمیرد؟ چطور من باور کنم؟ چقدر امید داشت. یک مرتبه فکر مرگ به شکل مهیبی در نظر من مجسم شد، بالاخره سل فقط وسیله‌ای است. ممکن است که خسرو در کوچه راه برود و آجری او را بکشد این فکر زننده است.

بدنم لرزید، خسرو به این جوانی با این همه فکر، با این همه امید، خسرو با این احساسات لطیف باید بمیرد."

بزرگ علوی به همراه جمال زاده و صادق هدایت از پیشگامان ادبیات مدرن در این هستند.

علوی قبل از کودتای ۲۸ مرداد به آلمان برگشت و به جز مدت کمی بعد از انقلاب ۵۷ به ایران بازنگشت. او در سال ۱۳۷۵ به علت سکته قلبی در برلین از دنیا رفت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۳)
shbi
۱۳۹۸/۰۶/۰۸

مثل فیلما ترکی بود🤣

مهرنوش آیرم
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

نمیدونم چرا خوشم نیومد اصلا...

فاطمه
۱۳۹۹/۱۰/۲۰

ارزش خوندن داره

دکتر فرنود میلانی
۱۳۹۶/۰۱/۰۸

بسیار زیبا ❤

marigold
۱۳۹۶/۰۱/۰۹

من وقتی چمدانو خوندم سیزده چهاردسالم بود هیچی ازش نفهمیدم برام کسل کننده بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
. پدر خدای خانه است. درست انعکاس مذهب در خانواده و یا برعکس
090909
این مصیبت را کسی نتوانسته است تصور کند که ممکن است اشخاصی باشند که نتوانند اصلاً دوست داشته باشند.
مهدیه هادی‌پور
در زندان ــ زندگی نه، زنده بگوری ــ من در این چند ساله زنده بگوری زیاد نامزد مرگ دیده‌ام. دیده‌ام که چگونه در موقع ابلاغ حکم دادگاه رنگشان پریده، زانوهایشان سست شده و نزدیک بوده است که همان جا جان از تنشان دررود، اما این حالت یک ثانیه بیش‌تر طول نکشیده و فوری امید جای آن را گرفته است، امید به نقض فرمان، امید به عفو، امید به زیر و رو شدن تمام دنیا فقط برای نجات آن‌ها، امید به معجزه، نه‌تنها امید، بلکه ایمان به پوچ‌ترین بی‌فکری‌ها و تصور این‌که ممکن است شاه دلش رحم بیاید و آن‌ها را ببخشد. من محکوم به مرگی را دیده‌ام که شب پیش از اجرای فرمان مرد.
Sepidov
من هم ترا دوست می‌دارم، من آن قدر ترا دوست دارم، که نمی‌توانم ترا بخرم. بهتر این است که همین وهم برای ما بماند. این وهم بد نیست، به آدم دلداری می‌دهد، به آدم جرأت و امیدواری می‌دهد.
hoseini.pr
چشم‌هایش قی گرفته، تریاک دارد او را می‌کشد. فقط این زن می‌تواند او را نجات دهد. من پهلوی خودم فکر می‌کنم، اگر فرضا هم بمیرد، چه تأثیری در نظام عالم دارد. این فکر در جای خود منطقی و درست است. اما... شاید کوکب هم به جای خود عضو مفیدتری برای جامعه باشد
Hamid_R_khani
دسته سوم آن‌هایی بودند که در سن پنج یا شش سالگی به زندان آمده و دزدی و جیب‌بری را در زندان از دزدهای دیگر یاد گرفته بودند و بالاخره پس از پانزده سال دزدی و ولگردی دفعه آخر با سلاح به دزدی رفته بودند و کسی را کشته بودند. این دسته که آن‌ها را جامعه «قاتلین بالذات» اسم می‌گذارد، همان کسانی هستند که خود جامعه برای دزدی و جنایت تربیت می‌کند.
مهرنوش آیرم
من خوب می‌دانم که تو همیشه مرا دوست نخواهی داشت. موجی است می‌آید و بعد می‌رود. موج می‌رود اما آب سر جای خود هست
مهرنوش آیرم
ای کاش می‌توانستم عین کلمات او را این‌جا تکرار کنم، شاید همان تأثیری که در من کرده است و یا اقلاً سایه‌ای از آن این‌جا بیفتد، تا معلوم شود که زندگی، مصائب زندگی، دردها، چطور آدم را شاعر و هنرمند می‌کنند.
مهرنوش آیرم
می‌دانست که من مخالف او هستم. می‌دانست که من فقط لب‌های او را دوست داشتم
090909
یک عمر به هدر رفته بود، حالا باید انتقام کشید... با این آهنگ دیرینگ... دیرینگ... عروس... داماد... دنگ. سه سیم پاره شده بود، او هم زد به سیم آخر.
muculus

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۱/۰۱/۰۱
شابک۹۶۴-۶۷۳-۶۱۳-۰
تعداد صفحات۱۷۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۱/۰۱/۰۱
شابک۹۶۴-۶۷۳-۶۱۳-۰