کتاب در وضعیت کوانتوم بهزاد خواجات + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب در وضعیت کوانتوم

کتاب در وضعیت کوانتوم

انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۸ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب در وضعیت کوانتوم

«در وضعیت کوانتوم» مجموعه شعری از شاعر معاصر، بهزاد خواجات است. خواجات متولد آذر سال ۱۳۴۷ و دانش آموخته‌ی دکترای زبان و ادبیات فارسی است. او عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ماهشهر و مدرس دانشگاه شهید چمران اهواز است.اشعار او عموما مضامینی مدرن و پست‌مدرن دارند و ترکیبی از موضوعات فلسفی، اجتماعی و عرفانی‌ عصر حاضرند. بهزاد خواجات پیش‌تر، مجموعه‌ شعرهایی از قبیل «چند پرنده مانده به مرگ»، «جمهور»، «مثل اروند از در مخفی» و «حکمت مشاء» را منتشر کرده است. او همچنین در حوزه‌ مباحث نظری ادبی آثاری همچون «منازعه در پیرهن» و «زبان و ادب فارسی» را در کارنامه‌ خود دارد. به نظر خواجات، زبان شعر باید زبانی تازه و پویا باشد و میزان با تمام چیزهایی که ما درباره بازی‌های زبانی و درباره امکانات بالقوه و بالفعل زبان مطرح می‌کنیم. همچنین از زبان مندرس و تکراری استفاده نشود بلکه زبان تجربی باشد و در کنار آن ارتباط با مخاطب نیز فراموش نشود: مردی در باران گریه می‌کند، درست! معجزه‌ای درخت گلابی را نگه داشته برپا صحیح! اما زمین نمی‌چرخد بالله! زره‌پوشی صورتی که از لای کیک درآمد، خطوط پیشانی ما را درهم ریخت و چنان در فتوحات خود غرق شد که با ریسمانی باریک آسمان را آویختم به عدم که ناغافل نیفتد. ما تصمیمات خود را غالباً در میدان‌ها اتخاذ می‌کنیم و از این سر، مرغ تا مرغ کو تا حضرت سیمرغ؟

نظرات کاربران

humanize.raz@g
۱۴۰۵/۰۲/۱۶

شاعر خواننده را با اشعارش در وضعیت کوانتومی قرار می‌دهد. شک و تردید از ویژگی‌های مهم این وضعیت است. مثلا آنجا که می‌گوید روی صندلی که نشسته‌ام، ننشسته‌ام و یا بازی با افعال مثبت و منفی کنار هم! (که تبدیل

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

این دروازه تا آن دروازهٔ شهر نه مرد پیدا می‌شود نه نامرد این بیولوژی من است که می‌گوید دوستت دارم و تو با عصب‌های گردنت سر تکان می‌دهی و می‌خندی.
kamrang
ضامن باغ را کشیده‌ام و تاب‌بازی بچه‌ها ترکشی از انفجار است. من می‌روم چیزی که در بطن مادر جا گذاشتم بردارم و بیایم. جایی نروید، آمدم.
humanize.raz@g
از پی این‌همه سردوانی چه دیدم که خضر ندیده باشد؟
Mahta
کودکی یک‌ماهه، لج کرده شیر نمی‌خورد مردگی را بهانه آورده و جمع کرده اشک‌هایی آن‌قدر که نهنگی سفید در اقیانوس آرام از آب سر درآورد و به آب رفت
Mahta
چند دقیقه مانده به بی‌گاه با بادها عکس گرفتیم، با شرمگاهِ درخت در برگ‌ها و راهبه‌ای قفل‌شده بر دریا؛ کوچه، کشاله‌ای سریع بود که نَفَس را چگالی شب می‌کرد می‌نشاند روبه‌روی پوستری دهان‌دریده و ترک‌های دیوار در انتظار کسی با بتن‌هایی از بشارت (چنین باد!) و بالاخره پدرم که می‌گفت پدرت هستم (و حق هم داشت) کلاه را که برداشت، زیرش واقعاً هیچ نبود و پیش از همه مادرم به خنده درآمد. این وضعیت هر ماه اتفاق می‌افتد
humanize.raz@g
فرض کنید که سه‌ساله‌اید و از شما می‌خواهند استعفا دهید، می‌دهید. و می‌گویند: انابه آورید از رنگ چشم‌ها، می‌آورید. و در ادامه: کج شوید، می‌شوید. و ناگهان بادی سهمگین می‌وزد که آدم را شبیه‌تر می‌کند به آدم. می‌دانی چه‌قدر پایان برای آن آغاز ننوشتند؟ و چه‌قدر آغاز...
humanize.raz@g

حجم

۶۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۰ صفحه

حجم

۶۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۰ صفحه

قیمت:
۸۷,۰۰۰
۴۳,۵۰۰
۵۰%
تومان