معرفی و دانلود کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
گلستان جعفریان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان

«او نگاهش را به ارث گذاشت» داستان‌واره‌ای است از زندگی پرفراز و نشیب شهیدحسن آب‌شناسان. سرلشکر شهید حسن آب‌شناسان، به سال ۱۳۱۵ در تهران، محلهٔ نازی‌آباد چشم به جهان گشود. او در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکدهٔ افسری شد و در سال ۱۳۳۹ با درجهٔ ستوان دومی تحصیلاتش را به پایان برد. وی در سال ۱۳۴۰ دورهٔ مقدماتی را به پایان رساند و جزء شاگردانی بود که نخستین دورهٔ چتربازی و تکاوری را در داخل و خارج از کشور پشت سر گذاشت. حسن آب‌شناسان به کسب علوم و فنون نظامی علاقهٔ بسیار داشت، به طوری که تا سال ۱۳۵۶ دوره‌های عالی و فرماندهی «دافوس» را با موفقیت به پایان رساند. با پیروزی انقلاب اسلامی حسن آب‌شناسان به تعلیم نیروهای ارتش و سپاه پرداخت و شاگردان چریک زبده‌ای را تربیت کرد. شاگردانی که با توجه به درگیری‌های اوایل انقلاب در کردستان، در برقراری آرامش در این منطقه نقش به‌سزایی ایفا کردند. با آغاز جنگ عراق علیه ایران، آب‌شناسان به منطقهٔ جنوب اعزام شد و در ستاد جنگ‌های نامنظم به فعالیت پرداخت و در همان روزهای آغازین جنگ توانست اولین گروه اسرای عراقی را روانهٔ اردوگاه‌های ایران کند. این مرد باتجربه، توانست با آوردن موتورسیکلت‌سواران به میدان‌های جنگ به پشت جبههٔ دشمن دست پیدا کند. او برای نفوذ به پشت جبههٔ نیروهای عراقی، از افراد بومی دوره‌دیدهٔ مسلط به زبان عربی استفاده می‌کرد و با کمک آن‌ها اطلاعات ارزشمندی را از وضعیت نیروهای عراقی به دست می‌آورد. اهالی دشت عباس، لقب شیر صحرا را به این فرمانده چریک داده بودند که رادیو عراق هم کم‌کم با همین لقب از او نام می‌برد. وقتی مدت زمانی از آغاز تهاجم عراق به ایران گذشت، جنگ حالت کلاسیک و رسمی پیدا کرد و نیروهای ایران در مقابل دشمن متجاوز صف‌آرایی کردند. حسن آب‌شناسان به فرماندهی قرارگاه حمزهٔ سیدالشهدا منصوب شد و توانست با تلفیق نیروهای ارتش و سپاه و عقد پیوند برادری بین خودش و محمد بروجردی که بی‌نهایت به شخصیت او عشق می‌ورزید، پیروزی‌های بزرگی در منطقهٔ کردستان به دست آورد. آخرین مسئولیت شهید آب‌شناسان، فرماندهی لشکر ۲۳ نیروهای مخصوص بود که بیش از چهار سال طول کشید. این مرد بزرگ که چریک پیر هم لقب گرفته بود، در تاریخ هشتم مهرماه سال ۱۳۶۴ طی عملیات قادر ـ که طراحی و فرماندهی آن را نیز خودش بر عهده داشت ـ در منطقهٔ سرسول به شهادت رسید.

درباره گلستان جعفریان

گلستان جعفریان نویسنده‌ای ایرانی است که آثارش تأثیر گسترده‌ای بر ادبیات جنگ و پایداری گذاشته است. او با نگاهی انسانی، عاطفی و روزمره به جنگ بُعد دیگری از انسانیت و فداکاری را به رشته‌ی تحریر درآورده است. آثار او همیشه منتقدانی جدی داشته‌اند که گاهی موافق و گاهی مخالف سبک روایت او بوده‌اند.

گلستان جعفریان در مشهد به دنیا آمد؛ شهری که تأثیرات فرهنگی عمیقی بر تربیت او گذاشت. خانواده‌اش در سال‌های ابتدایی زندگی، به کرج نقل مکان کردند. این تغییر مکان، تجربه‌ای غنی از تنوع فرهنگی و اجتماعی برای او فراهم کرد که بعدها در آثارش بازتاب یافت.

او در دانشگاه در رشته الهیات و تمدن ملل اسلامی تحصیل کرد. این رشته، دیدگاه‌های او را درباره‌ی تاریخ، فرهنگ و روایت‌های مذهبی غنی‌تر کرد. علاقه‌مندی او به تاریخ و تمدن باعث شد تا در آثارش روایت‌هایی را در پیش بگیرد که جنبه‌های انسانی و فرهنگی را در جنگ و مقاومت برجسته می‌کند.

بیوگرافی گلستان جعفریان را در صفحه این نویسنده می‌توانید بخوانید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباو نگاهش را به ارث گذاشت؛ براساس زندگی سرلشگر شهید حسن آبشناسان
موضوعدفاع مقدس
نویسندهگلستان جعفریان
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۰۳-۰۲۱۶-۰
تعداد صفحه‌ها۱۴۰ صفحه
قیمت کتاب۹۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سعیدرضا
۱۴۰۰/۰۴/۲۷

کتاب تاثیر گذاری بود اما حق شهید آبشناسان را ادا نمی کرد. به دوستان توصیه میشود

۰
Hamid Mousazadeh
۱۳۹۷/۱۲/۰۴

با اینکه خودم از علاقه مندان به تاریخ ارتش هستم واقعا از خرید پشیمون شدم نویسنده یه افسانه از زندگی شهید درست کرده و صحنه بستن بند کفش رو در سه صفحه توضیح داده، این کتاب رو مقایسه کنید با...بیشتر

۰
حمید
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۸

کتاب بصورت کاملن خلاصه شده است و برای کسانی که مثل من دنبال جزئیات در خاطره ها هستند مناسب نیست

۱
mmd :)
۱۴۰۲/۰۲/۲۷

شهید حسن ابشناسان فرمانده بسیار پر افتخاری بوده؛ اما این کتاب میتونست خیلی واقع بینانه تر به زندگی و افتخارات این شهید بپردازد. خیلی از افتخارات این شهید جاودان، با یک سرچ ساده در اینترنت با اسناد و مدارک زیادی قابل...بیشتر

۰
کاربر ۲۶۹۹۷۵۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۶

عالی بود شهید فردی خستگی ناپذیر بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

گل پری
۱۳
پروردگار مهربان، همهٔ بندگانش را دوست دارد. ما توکلمان ضعیف است.
گل پری
۵
تنها انتظارم این است که به من اجازهٔ خدمت در جایی داده شود که از تمام توانایی‌هایم در راه دین و میهنم استفاده کنم.
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۴
این مرد بزرگ پس از شهادتش میراثی نداشت جز چهار هزار جلد کتاب و انبوهی از یادداشت‌های عرفانی که از روح زیبای او سخن می‌گفت. به پسرش افشین گفته بود: «پسرم، من برای تو پول، ملک و فرش به ارث نگذاشته‌ام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل، وسایل زندگی یا پس‌انداز پول‌هایم در بانک نبوده‌ام. من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم.
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۴
«تا می‌توانی بخوان، پسرم! فرصت خیلی کمی داری! فرصت‌ها آن‌قدر به‌سرعت از دست می‌روند که نمی‌توانی تصورش را هم بکنی. بخوان و به آموخته‌هایت عمل کن. اگر این کار را نکنی، آنچه آموخته‌ای از میان می‌رود و تو به سستی و بی‌انگیزگی کشانده می‌شوی.»
گل پری
۴
«دعا بهترین کاری است که بندگان خدا در حق همدیگر انجام می‌دهند، گروهبان. برو در پناه خدا. حتماً جواب نامه‌های دخترت را بده!»
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۲
احساس غرور و برتری‌جویی نسبت به انسان‌های دیگر که لباسی معمولی پوشیده‌اند، بد است. این حالت یعنی هوای نفس، یعنی آن چه تو باید بر آن غلبه کنی.
parimah
۲
ـ خب، به نظر تو می‌شود در روز سه وعده غذا نخورد و بعد از بدن کار کشید؟ روح هم همین‌طور است. من چطور می‌توانم به مغزم غذا ندهم و بعد انتظار داشته باشم که فکرم درست کار کند و درست تصمیم بگیرد؟
parimah
۲
تو باید بخوانی و عمل کنی، وگرنه خوانده‌ها و دانسته‌هایت ضایع می‌شود و می‌تواند ذهنت را هم ضایع کند.
parimah
۲
پروردگارا! از آنچه می‌ترسم، نیرومندم ساز و از آنچه هراسانم نگهم دار و از جان و دینم محافظت نما.
گل پری
۲
او معتقد بود که در میدان نبرد، علاوه بر توکل به خدا، دانش، معلومات، جسارت، لیاقت و ابتکار عمل در فرماندهی نیروها هم لازم است
همه چیز درباره جنگ (جلد اول)
مرتضی سرهنگی
با چشم‌هایم جنگیدم؛ خاطرات دیدبان و دیده‌ور هرمزگانی جانباز شهید مراد هنرمند
زهرا اسپید
آزادگی در اسارت
سید حبیب حبیب‌پور
آن روز سه و نیم بعد از ظهر
سیدسعید غیاثیان
اروند ما را با خود می برد
ساسان ناطق
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچی
عبدالعظیم الشکرچی
جنایت‌های ما در خرمشهر؛ خاطرات افسران عراقی از خرمشهر
محمدنبی ابراهیمی
او سلیمان بود
محمد شقاقی
بابانظر: خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد
سیدحسین بیضایی
سالار تکریت
مصطفی زمانی‌فر
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
عماد جبار زعلان کنعانی
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)
احمد عبدالرحمن
تک آور گردان یکم
اکبر پیرپور
اردوگاه عنبر
غلامحسین کهن
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
مجتبی جعفری
خاطرات فاطمه پاکروان
فاطمه پاکروان
وری وقت جنگه؛ خاطرات شفاهی اکبر کمالی
سیدقاسم یاحسینی
رجز یک پیشمرگ
جعفر کچویی
شیرین‌تر از عسل
اعظم بیگلری
آزادی خرمشهر
احمد دهقان