با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکزoff

کتاب صد سال تنهایی

نویسنده:گابریل گارسیا مارکزمترجم:محمدرضا سحابیانتشارات:انتشارات جامیسال انتشار:۱۳۹۳تعداد صفحه‌ها:۴۱۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۷از ۲۶۵ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها۴۱۶ صفحه

دسته‌بندی
رمانبرنده نوبل۳ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز
کلمبیایی | تولد ۱۹۲۷ - درگذشت ۲۰۱۴

گابریل گارسیا مارکز در شهر آراکاتاکا در کلمبیا به دنیا آمد و هشت سال نخست زندگی‌اش را با پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش گذراند. پدربزرگ و مادربزرگ مارکز، هر دو داستان‌سرایان فوق‌العاده‌ای بودند، اما رویکرد ...

معرفی کتاب صد سال تنهایی

کتاب صد سال تنهایی، مشهورترین و به عقیده بسیاری بهترین رمان در سبک رئالیسم جادویی از گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی برنده‌ی جایزه نوبل است. این کتاب در مدتی کوتاه شهرتی جهانی پیدا کرد و به ۲۷ زبان ترجمه شد.

صدسال تنهایی را با ترجمه‌ی محمدرضا سحابی، از انتشارات جامی می‌خوانید.

درباره‌ی کتاب صد سال تنهایی

کتاب صدسال تنهایی، زندگی شش نسل از خانواده‌ی بوئندیا را نشان می‌دهد. سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، اولین فرزند اورسولا و خوزه آرکادیو بوئندیا است که در دهکده‌ی ماکوندو به دنیا میاید. جایی که تمام اتفاقات داستان رخ می‌دهند و شخصیتی می‌سازند، فاقد هر گونه احساسی، بدون ترس، نفرت یا عشق و شخصیتی که بارها و بارها از مرگ می‌گریزد تا شاهدی بر تمام تغییرات و پلی بین سنت و مدرنیته باشد. مارکز در رمان صد سال تنهایی وضعیت جغرافیایی و آداب و رسوم بومیان سرخپوست امریکای لاتین را به خوبی تصویر کرده است؛ گویی آیینه‌ای در برابر ملتش گرفته تا همه ویژگی‌های آن‌ها را بنمایاند. بنابراین کسی که این اثر را می‌خواند، اگر هم به کشورهای امریکای لاتین سفری نداشته و یا حتی درباره آن‌ها هیچ اطلاعی نداشته باشد، حس می‌کند آن سرزمین و مردمش را به خوبی می‌شناسد. مارکز از حضور کولی‌ها و اثری که از خودشان به جا گذاشته‌اند، در دهکده‌ی ماکوندو می‌گوید. اعتقادات باستانی‌‌ که گاه در اثر خیال‌پردازی‌ها و اغراق‌های بومیانش خرافات به نظر می‌رسد، همه در این اثر به خوبی آشکار است. اثبات وجود عشق و قدرت پایان‌ناپذیر آن نکته‌ای است که مضمون اصلی این رمان را رقم می‌زند و بسیار چشمگیر بیان شده است.

کتاب صد سال تنهایی را در دسته‌ی رئالیسم‌های جادویی دسته‌بندی می‌کنند. به اعتقاد بسیاری گابریل گارسیا مارکز در این کتاب سبک «رئالیسم جادویی» را ابداع کرده است؛ داستانی که در آن همه فضاها و شخصیت‌ها واقعی و حتی گاهی حقیقی است اما ماجرای داستان مطابق روابط علی و معلولی شناخته شده دنیای ما پیش نمی‌رود.

کتاب صد سال تنهایی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

اگر دوست دارید کتابی عالی از سبک رئال جادویی بخوانید، اگر به خواندن کتاب‌های برنده‌ی جایزه نوبل علاقه دارید و در نهایت اگر دوست دارید یکی از بهترین کتاب‌های چندسال اخیر را بخوانید، کتاب صدسال تنهایی گزینه‌ی خوبی برای شما است.

درباره‌ی گابریل گارسیا مارکز

گابریل خوزه گارسیا مارکِز در ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا درمنطقهٔ سانتامارا در کلمبیا متولد شده است. او رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می‌شناسند که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان است.

گابریل گارسیا مارکز

آثار مارکز در سراسر دنیا به زبان‌های زیادی از جمله فارسی ترجمه شده‌اند. پاییز پدرسالار، عشق سال‌های وبا و ساعت شوم از آن جمله‌اند.

گابریل گارسیا مارکز در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ و بر اثر ابتلا به بیماری فراموشی، درگذشت.

جملاتی از کتاب صد سال تنهایی

كولی‌‌ها در ماه مارس بازگشتند. این بار آنها یك دوربین و یك ذره‌‌بین به بزرگی یك طبل به همراه داشتند و آنها را به عنوان آخرین اختراعات یهودیان شهر آمستردام به نمایش گذاردند. آنها یكی از زنان كولی را در نقطه‌‌ی دوری از دهكده نشاندند و دوربین را در جلوی چادرها گذاشتند. هر یك از اهالی، فقط با پرداخت پنج رئاله، می‌‌توانست تصویر آن زن را درست در جلوی چشمانش مشاهده كند. ملكیادس می‌‌گفت: «علم، فاصله‌‌ها را از میان برداشته است. به زودی، بشر می‌‌تواند در خانه‌‌اش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطه‌‌ای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»

نظرات کاربران

Saeid
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

در ابتدا خاطر نشان میگردد بهترین ترجمه برای این کتاب از آقای بهمن فرزانه ست، ترجمه های دیگر دارای دخل و تصرف های بسیار می باشد. برای شرح این اثر همین بس که 15 ماه زمان نگراش آن به طول

- بیشتر
azar
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

صد ساله دارم میخونمش و هنوز تمومش نکردم😉 از اون کتاباس که یهو صفحه ۱۰۰ به خودت میایی میبینی شخصیتا رو قاطی کردی،نمیدونی کی بچه کیه،کی زن کیه،کی بابای کیه😂 اگر کسی به کتابای مارکز و به سبک رئالیسم جادویی علاقه داره،پیشنهاد

- بیشتر
🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۵/۲۴

نمیدونم چرا برای من این کتاب خیلی خسته کننده و بی مفهوم هست به هر کسی هم اینو میگم جوری حرف میزنه انگار گناه کردم که از این کتاب خوشم نمیاد وا 😠😒

Delta Forbidden
۱۳۹۶/۱۱/۱۲

۲۰ صفحه دیگه از این کتاب برام باقی مونده،از الان دلتنگم،دلتنگه،ماکوندو،اورسولا،سرهنگ آیورلیانو، خوزه آرکادیو،فرناندا،ملکیادوس،رمدیوسه خوشگل،... یاد همشون بخیر خیلی از دوستان گفتن کتاب با فرهنگ ما فاصله داره،اما عقیده شخصی من اینکه ،از مزایای آدمهای کتابخون این هستش که دارای دنیای گسترده

- بیشتر
سمیه مردانی
۱۳۹۹/۰۵/۰۲

بعد از خوندن این کتاب در یک جمله میتونم اینطور توصیه کنم که هیچ‌وقت گولِ شهرت چیزها رو نخورید! این کتاب نوبل گرفته و جذابیتی که مارکز به لحاظ ادبی برای جایزه‌دهندگانِ نوبل ادبیات ایجاد کرده به وضوح ناشی از

- بیشتر
هانی
۱۳۹۸/۰۲/۱۴

من نسخه کاغذشو خوندم.. توی بی پولی خریدمش .. و موقع خوندنش هر چند صفحه یه بار برمیگشتم، جلد کتابو نگاه میکردم.. میگفتم واقعا تو چرا نوبل گرفتیییی؟ کی به تو نوبل داده؟؟؟ اون قدری هم کتابای جورواجور خونده م

- بیشتر
novelist
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

برای دوستانی ک کتابخون حرفه ای هستن و دنبال لذت بردن در دنیای داستان ها هستند توصبه میکنم این رمان رو بخونن و با همه سانسور ها و تفصیل ها و اسامی مشابه و اتفاقات گوناگون باز هم به نظرم

- بیشتر
alefzed
۱۳۹۷/۱۲/۱۰

یکی از بدترین کتابای عمرم!(البته من صوتیشو گوش دادم)روندی به شدت کسل کننده جوری که وسطاش دیگه فقط می خوندم که تموم شه!حیف پول و وقتم.به هیییییچ عنوان به هیچکس توصیه نمی کنم...نمی دونم واقعا چرا بعضی کتابا اینجوری بلد

- بیشتر
molana
۱۳۹۷/۰۵/۲۵

کتاب صد سال تنهایی ، کتابی است که باید کتابخوان حرفه ای باشی و حافظه ی قوی داشته باشی تا بتونی ازش لذت ببری چون شخصیت های زیاد و با اسم های پیچیده و طولانی و شبیه به هم دارد

- بیشتر
سیسیل
۱۳۹۵/۱۰/۱۸

واقعا نمیدونم بگم خندم گرفت یا بگم متاسف شدم!یادمه دوران کنکور بچه بی سوادا تا 1سوال بلد نبودن میگفتن سوال کنکور اشتباه!مصداق نظراتی دال بر نویسنده صاحب سبک اگر با سلیقه شما جور نشده دلیله این نمیشه ک نویسنده و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۳)
اگر سوسك توانسته تا امروز از دست ظلم بشر جان سالم به در برد صرفاً به اين علت بوده كه به تاريكی پناه برده است و در نتيجه در آنجا شكست‌‌ناپذير باقی مانده است، زيرا بشر ذاتاً از تاريكی می‌‌هراسد و سوسك هم ذاتاً از نور می‌‌ترسد.
shogun
«زمین مثل یك پرتقال گرد است.» اورسولا دیگر به تنگ آمده، فریاد زد: «اگر می‌‌خواهی دیوانه شوی خودت تنها دیوانه شو، ولی سعی نكن افكار كولی‌‌وارت را به ذهن بچه‌‌ها هم فرو كنی.»
مـَه‌سـا
«دوستان چيزی جز يك مشت آشغال نيستند!»
امیدوارم اندکی کمکم تاثیر...
گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه می‌‌گذرد ديگر بازنمی‌‌گردد و حتی شديدترين و پرحرارت‌‌ترين عشق‌‌ها نيز حقيقتی ناپايدارند.
Babeshty rolenia
سرهنگ آئورليانو بوئنديا، ساكت و خاموش و بی‌‌اعتنا به نفس تازه‌‌ی زندگی كه خانه را به تكاپو درآورده بود، سرانجام پی برد كه راز سعادت پيری تنها پيمانی شرافتمندانه با تنهايی است.
shogun
نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت می‌‌شود.
Hassan
اما فرناندا برعكس بيهوده تمام روز را به دنبال حلقه‌‌اش در مسير كارهايی كه هر روز انجام می‌‌داد گشته بود، بی‌‌آنكه به اين مطلب توجه كند كه نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت می‌‌شود.
shogun
: «علم، فاصله‌‌ها را از ميان برداشته است. به زودی، بشر می‌‌تواند در خانه‌‌اش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطه‌‌ای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»
me
سرهنگ آئورليانو بوئنديا زمانی كه می‌‌ديد پاسبانان پا برهنه‌‌ی مسلح به باتون‌‌های چوبی از خيابان‌‌ها عبور می‌‌كنند می‌‌گفت: «چه رژيم فلاكت باری! اين همه جنگيديم فقط به خاطر اينكه نگذاريم خانه‌‌هايمان را آبی رنگ كنند.»
Babeshty rolenia
اگر آئورليانو نيز همچون رقيبش عاشقی وحشی و ديوانه بود با اين حال، اين آمارانتا اورسولا بود كه با ابتكاراتش راهشان را در آن بهشت آفت زده هدايت می‌‌كرد. گويی او نيز همان نيروی مادربزرگش را داشت. وقتی از روی لذت، آواز می‌‌خواند و از اختراعات خود به زير خنده می‌‌زد، آئورليانو ساكت می‌‌شد و بيش از پيش در خود فرو می‌‌رفت.
saraj