
shogun
۲۲۱
اگر سوسك توانسته تا امروز از دست ظلم بشر جان سالم به در برد صرفاً به اين علت بوده كه به تاريكی پناه برده است و در نتيجه در آنجا شكستناپذير باقی مانده است، زيرا بشر ذاتاً از تاريكی میهراسد و سوسك هم ذاتاً از نور میترسد.
Babeshty rolenia
۱۳۹
گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه میگذرد ديگر بازنمیگردد و حتی شديدترين و پرحرارتترين عشقها نيز حقيقتی ناپايدارند.
امیدوارم اندکی کمکم تاثیر...
۱۱۲
«دوستان چيزی جز يك مشت آشغال نيستند!»
مـَهسـا
۸۶
«زمین مثل یك پرتقال گرد است.»
اورسولا دیگر به تنگ آمده، فریاد زد: «اگر میخواهی دیوانه شوی خودت تنها دیوانه شو، ولی سعی نكن افكار كولیوارت را به ذهن بچهها هم فرو كنی.»
Hassan
۳۹
نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت میشود.
shogun
۳۳
سرهنگ آئورليانو بوئنديا، ساكت و خاموش و بیاعتنا به نفس تازهی زندگی كه خانه را به تكاپو درآورده بود، سرانجام پی برد كه راز سعادت پيری تنها پيمانی شرافتمندانه با تنهايی است.
me
۲۶
: «علم، فاصلهها را از ميان برداشته است. به زودی، بشر میتواند در خانهاش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطهای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»
Babeshty rolenia
۲۰
سرهنگ آئورليانو بوئنديا زمانی كه میديد پاسبانان پا برهنهی مسلح به باتونهای چوبی از خيابانها عبور میكنند میگفت: «چه رژيم فلاكت باری! اين همه جنگيديم فقط به خاطر اينكه نگذاريم خانههايمان را آبی رنگ كنند.»
shogun
۱۴
اما فرناندا برعكس بيهوده تمام روز را به دنبال حلقهاش در مسير كارهايی كه هر روز انجام میداد گشته بود، بیآنكه به اين مطلب توجه كند كه نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت میشود.
saraj
۱۳
اگر آئورليانو نيز همچون رقيبش عاشقی وحشی و ديوانه بود با اين حال، اين آمارانتا اورسولا بود كه با ابتكاراتش راهشان را در آن بهشت آفت زده هدايت میكرد. گويی او نيز همان نيروی مادربزرگش را داشت. وقتی از روی لذت، آواز میخواند و از اختراعات خود به زير خنده میزد، آئورليانو ساكت میشد و بيش از پيش در خود فرو میرفت.
amir
۱۱
«میميريد بیآنكه دليلش را بفهميد.»
پویا پانا
۱۰
«مردهها بازنمیگردند، اين ماييم كه نمیتوانيم عذاب وجدان خود را تحمل كنيم.»
پویا پانا
۷
«ما هيچ گاه به جايی نمیرسيم. تا آخر عمر بیآنكه از فوايد علم و دانش بهرهمند شويم در اينجا خواهيم پوسيد.»
پویا پانا
۷
هيچ هدفی در زندگی ارزش اين همه خفت و خواری را ندارد.»
پویا پانا
۶
«عشق مثل طاعون است.
Hossein
۶
در طی سالهای گذشتهی عمرش، غمگينبودن برايش تبديل بهيك عادت شدهبود.
مریم قنبری
۵
آركاديو بوئنديا به حدی آرام و خونسرد بود كه حتی وقتی كه همسرش از شدت عصبانيت دوربين را بر زمين زد و شكست نه تنها وحشت نكرد، بلكه حتی دوباره يك دوربين ديگر ساخت.
elahegholipour
۵
هر جايی كه هستند هميشه به خاطر داشته باشند كه گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه میگذرد ديگر بازنمیگردد و حتی شديدترين و پرحرارتترين عشقها نيز حقيقتی ناپايدارند.
MusaMohseni
۵
اورسولا با خونسردی تمام گفت: «ما از اينجا نخواهيم رفت، ما همين جا میمانيم، زيرا ما در اينجا فرزندانمان را به دنيا آوردهايم.» خوزه آركاديو بوئنديا پاسخ داد: «اما هنوز كسی در اينجا نمرده است. وقتی كسی مردهای در جايی ندارد، به آنجا تعلق ندارد.»
پویا پانا
۵
او ديگر قانع شده بود كه خدايی وجود ندارد.
Fatmeh _h
۵
قلبش بیهيچ غمی پير میشد
jalal
۵
«بهترين دوست آدم كسی است كه در همان لحظهی دوست شدن مرده باشد.»
ستاره
۵
گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه میگذرد ديگر بازنمیگردد و حتی شديدترين و پرحرارتترين عشقها نيز حقيقتی ناپايدارند.
Hassan
۴
برای نخستين بار در طول آن همه سالهای تنهايی خود، به اين باور قطعی رسيده بود كه ادامه ندادن به جنگ تا رسيدن به نتيجهی مطلوبی كه به دنبال آن بود، اشتباهی بزرگ بوده است و اين فكر پريشان خاطرش میساخت.
نوکر آسید مهدی
۴
عشق حسی است عميقتر از شادمانی زودگذر حاصل از ملاقاتهای پنهانی شبانه.
fatemeh
۴
از درون نابود میشد و هر لحظه پايان میيافت، بیآنكه پايان يافتنش تمامی داشته باشد.
مریم قنبری
۳
ملكيادس میگفت: «علم، فاصلهها را از ميان برداشته است. به زودی، بشر میتواند در خانهاش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطهای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»
مریم قنبری
۳
معتقد بود كه پايبند بودن به تعهدات ثروتی است كه نبايد هرگز آن را از دست داد زير بار اين حرف نرفت
Gisoo
۳
دنيا آن چنان تازه بود كه بسياری از اشياء هنوز نامی نداشتند و برای نشان دادن آنها، بايد به آنها اشاره میشد.
Fatmeh _h
۳
برای توجيه همه گفتند: «آمديم، چون همه دارند میآيند
