معرفی و دانلود کتاب مرگ یک دست سفید می‌پوشد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مرگ یک دست سفید می‌پوشدsubscriptionAvailable

کتاب مرگ یک دست سفید می‌پوشد

نوع کتاب
۴.۵(از ۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ابراهیم عادل
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مرگ یک دست سفید می‌پوشد

نفس نمی‌کشی نفس نمی‌دهی گل یخ‌ها هم که دیر کرده‌اند اینطور اگر پیش برود فکر نمی‌کنم هیچ بهاری بتواند ادامه این شعر شود ...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مرگ یک دست سفید می‌پوشد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مرگ یک دست سفید می‌پوشد
موضوع:شعر نو، شعر معاصر
نویسنده:ابراهیم عادل
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۲۲ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۸۸۵-۱
تعداد صفحه‌ها:۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

jaber
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

اشعاری فوق العاده زیبا و دلنشین با قلمی قدرتمند و سرشار از احساسات عالی بود

۰
pockethead
۱۳۹۵/۰۳/۰۶

با سلام و تبریک به آقای عادل به خاطر این دفتر شعر زیبا..تصویرسازی ها و احساسات زیبایی که بعضی وقت ها من رو شگفت زده می کرد..اما به نظرم این دفتر رو باید به عنوان یک شروع یا بهتر بگیم...بیشتر

۰
رویا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

عالی بود منتظر آثار بعدیتون هستم

۰
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۸

زیبـا بود متن ادبی که ارایـه‌ها با هنرمندی ، ظریف و بجا درش بکار رفته 🍃👌🏻

۰
بلومری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۷

عالی، عالی و عالی

۰
faramarz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۶

چقد زیبا عالی بود عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

مـَه‌سـا
۵۵
متنفرم از کلماتی که زورشان به مورچه هم نمی‌رسد
مـَه‌سـا
۲۱
دریا اول دریا نبود در/یا پنجره بود می‌شد از همه سو وارد جهان شد پناه برد نگاه کرد عاشق شد تا اینکه یک سفر همه چیز را غمگنانه بهم ریخت مردی که مجبور به رفتن بود یک روز پنجره را بست و آنقدر توی خودش رفت که از غصه آب شد آب شد
phi.lo.bib.lic
۲
«12 شب» نای یک شدن ندارد...
.
۲
تنها دلخوشی‌ام عکس پرنده‌ایست ‫که می‌دانم ‫آن هم یک روز ‫از دیوار اتاق خواهد پرید
.
۲
دلخوشی‌هایم کم نیستند ‫می‌توانم به تو فکر کنم ‫یا می‌توانم به تو فکر کنم ‫یا می‌توانم به تو فکر کنم ‫یا می‌توانم به تو فکر کنم ‫یا...
.
۱
می‌روی بیرون ‫همه قایم می‌شوند ‫چشم می‌بندی ‫تا صد می‌شماری ‫باز که می‌کنی ‫قایم شده‌ها را گم کرده‌ای برای همیشه
.
۱
تقدیرمان ‫پیشانی‌نوشت كدام مسافر مغموم است ‫كه از هر سو می‌رود ‫به هیچ جا نمی رسد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
می‌روم بچه شوم و با تکه چوبی همه‌ی دنیا را به رگبار ببندم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
تقدیرمان پیشانی‌نوشت كدام مسافر مغموم است كه از هر سو می‌رود به هیچ جا نمی رسد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
از دهان افتاده‌ام لب نمی‌توانم به کلمه‌ای بزنم رویاها دست‌نخورده در بشقابی می‌آیند و دست‌نخورده برمی‌گردند