
کتاب شکم
معرفی کتاب شکم
کتاب شکم، نوشته احسان فولادی فرد، نوولایی از مجموعهی هزاردستان است که نشر چشمه در سال ۱۴۰۲ آن را منتشر کرده است. این کتاب با لحنی خشن، بیپرده و ناآرام پیش میرود و زندگی مردی به نام اکبر را از خلال خاطره، خشم، گرسنگی، تحقیر و میل به بقا روایت میکند. کتاب تنها قصهی یک انسان نیست و از طریق بدن، شکم، عادت و حرص، تصویری از مناسبات قدرت و فرودستی ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شکم اثر احسان فولادی فرد
کتاب شِکم، نوشتهی احسان فولادی فرد، کتابی در قالب نوولا است؛ فرمی میان داستان کوتاه و رمان که به نویسنده امکان میدهد بر یک موقعیت فشرده، یک صدا و جهانی محدود اما پرتنش تمرکز کند. اکبر در مرکز این جهان است؛ مردی که داستان را با زبانی تلخ، پرخاشگر، آشفته و درعینحال دقیق پیش میبرد. آنچه در نگاه نخست هذیان، ناسزا یا خشم به نظر میرسد، بهتدریج به تصویری از گذشته، روابط طبقاتی، وابستگی، حسرت و خشونت تبدیل میشود. بدن در این متن موضوعی فرعی نیست؛ شکم، گرسنگی، خوردن، بو، گوشت، درد و فرسودگی بهشکلی مداوم در بافت داستان حضور دارند و شخصیت را از درون شکل میدهند.
کتابِ شکم در باغ و ویلایی متروک، اتاقک سرایداری، استخر خالی و در میان سگها، موشها و خاطرههای انباشته میگذرد. این فضا هم پسزمینهی داستان است، هم امتداد ذهن راوی است؛ جایی که گذشته و حال در هم میآمیزند و هر شیء، از صندلیهای انباشته تا گوشتهای مانده و درختهای آلبالو، معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکند. داستان پیوسته میان زمانهای مختلف رفتوآمد دارد و از خلال این جابهجاییها، زندگی اکبر، خانوادهاش، رابطهاش با قوامی و شیوهی نگاهش به آدمها روشنتر میشود.
احسان فولادی فرد در این اثر شخصیتی خلق کرده است که هم آزاردهنده است هم نمیتوان بهسادگی از او فاصله گرفت، زیرا لحن خشن و آلودهی او حاصل تجربهی تحقیر، محرومیت و میل بیمارگونه به تملک است. این اثر هم بر شخصیت تکیه دارد هم بر فضا و کشمکش میان فرودستی و سلطه.
خلاصه داستان شکم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب شکم روایت اکبر است؛ مردی سالخورده، خشمگین و فرسوده که در باغی قدیمی زندگی میکند و در ذهن خود پیوسته میان گذشته و حال رفتوآمد دارد. او در لحظهای بحرانی، همزمان با درگیری با قوامی، گذشتهی خود را مرور میکند؛ از روزهای عملگی و ورودش به باغ تا سالهای خدمت، حسرت به ثروت و رفاه دیگران، زندگی خانوادگی تلخ و وابستگیاش به عادتها، خوردن و بقا. احسان فولادی فرد بهتدریج نشان میدهد که شکم در این داستان فقط به معنای گرسنگی نیست و با حرص، ترس، میل به تصاحب و شکل خاصی از زندهماندن پیوند دارد.
چرا باید کتاب شکم را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب شکم را میتوان اینطور خلاصه کرد:
این کتاب شخصیتپردازی فشرده و ماندگاری از مردی ارائه میدهد که ذهن و زبانش بخش مهمی از کشش داستان را شکل میدهد.
خواننده با مطالعهی این اثر میتواند پیوند میان گرسنگی، تحقیر، خشونت و میل به بقا را دنبال کند.
این نوولا از طریق فضاهایی مانند باغ، استخر، اتاقک و عمارت متروک، جهان درونی راوی را بهشکلی عینی بازتاب میدهد.
خواندن این کتاب برای کسانی که به داستانهای تیره، شخصیتهای ناآرام و فضاهای فرسوده و پرتنش علاقه دارند، تجربهای متفاوت است.
در این اثر گذشتهی شخصی و مناسبات قدرت به هم پیوند میخورند.
خواندن کتاب شکم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب شکم به این گروهها پیشنهاد میشود:
علاقهمندان به نوولاهای ایرانی که بر یک شخصیت و یک موقعیت بحرانی تمرکز دارند.
خوانندگانی که به داستانهای شخصیتمحور با راوی ناپایدار و خشمگین علاقه دارند.
کسانی که میخواهند دربارهی نسبت فقر، تحقیر، خشونت و میل به تملک در ادبیات داستانی بخوانند.
مخاطبانی که از فضاهای تیره، متروک و پرتنش در داستان لذت میبرند.
خوانندگانی که به آثاری با تمرکز بر بدن، عادت، گرسنگی و فرسودگی انسانی علاقه دارند.
درباره احسان فولادی فرد
احسان فولادی فرد در آذرماه ۱۳۶۰ در سبزوار به دنیا آمد. او پیش از آغاز دورهی دبستان همراه با خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و در محلههایی چون شاهعبدالعظیم، نظامآباد، تهرانپارس و یوسفآباد زندگی کرد. جابهجاییهای متعدد باعث شد چندین بار مدرسهاش را تغییر دهد.
او پس از پایان دوران مدرسه به دانشگاه سوره رفت و در رشتهی کارگردانی سینما تحصیل کرد. فولادی فرد پس از پایان دانشگاه، سالها به ساخت فیلمهای کوتاه و مستند پرداخت، تهیهکنندگی چند اثر سینمایی را بر عهده گرفت و در کنار فعالیتهای سینمایی، به نویسندگی فیلمنامه و رمان نیز روی آورد. نخستین رمان او با عنوان «کی، کجا و چگونه آقای ایزدی دیوار صوتی را میشکند؟» در سال ۱۴۰۰ توسط نشر چشمه منتشر شد.
بخشی از کتاب شکم
««سرایدار» چه کوفتی بود؟! خوردنی بود؟! یک جور اسب بود؟! بعید میدانم محمود هم چیزی در موردش میدانست. همین که میتوانستم اسم خودم را بنویسم و آدرس خانه و نام ننه را حفظ باشم هنر کرده بودم. ته سوادم امضای سر عقد دفترخانه بود که کاش میشکستی امضا نمیکردم و این اشرف لاجان را نمیبردم خانه که تا تو را به هر جاش میزدم آخ و داد و دردش برود هوا. تو شاهدی، تو تنها کسی هستی که من با خودم بردهام توی رختخوابم خواباندهام کنار زنم. خدابیامرز، قیسی هم برایش میگرفتم نمیگذاشت آدم هر کار میخواست باهاش بکند. ولی خب، میدانی، آن روز فکرش را هم نمیکردم همین اتاقک کنار در ورودی، همین اتاقکی که وقتی ساخته بشود میشود دوتا اتاق سه در چهار با یک آشپزخانهٔ روباز پشت آن، چهل و چند سال بشود خانهام و همین جا توی تخت فنری سفتش بخوابم بغل زنم، همین جا پسرم خودش را نفله کند و دختر خرم ازش فرار کند و زن بدبختم به خاطرشان دق کند و نفله شود. تاپالهها. چهقدر حرف زدم. تو هم یک نالهای بکن، حیوان. حداقل یک صدایی از خودت دربیاور بفهمم حواست به من هست. چهجور جانوری هستی؟!»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شکم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | شکم |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | احسان فولادی فرد |
| انتشارات | نشر چشمه |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲۰.۲۴ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۰۱۱۴۰۲۴ |
| تعداد صفحهها | ۱۶۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۷۷۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه هزار دستان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب