کتاب مارتین هایدگر: هستی و زمان چارلز گینیون + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مارتین هایدگر: هستی و زمان

کتاب مارتین هایدگر: هستی و زمان

معرفی کتاب مارتین هایدگر: هستی و زمان

«مارتین هایدگر: هستی و زمان» نوشته چارلز گینیون (-۱۹۴۴) کتاب از مجموعه «متون محوری فلسفه‌» است که تاریخ فلسفه را از طریق بررسی و تفسیر آثار بنیادین آن روایت می‌کند.

این دفتر نگاهی به کتاب «هستی و زمان» اثر هایدگر دارد که در سال ۱۹۲۷ و ۳۸ سالگی نویسنده منتشر شده‌است. این اثر نمایانگر تلاشی عمیق برای آشتی دادنِ شماری از سنت‌های عقلانیِ ظاهراً متعارض است که تفکرات ارسطو، قدیس پُل، قدیس آگوستین، لوتر، کانت، هگل، کی‌یر کگور، نیچه، برگسون و هوسرل از آن جمله‌اند. هستی و زمان را می‌توان پاسخی به سلطهٔ نظریهٔ شناخت بر فلسفهٔ مدرن دانست که از زمان دکارت شروع شد. هرچند تأثیرگذارترین متفکران در آلمان آن روزگار، یعنی نوکانتی‌ها و پوزیتیویست‌ها، سعی داشتند تبیینی از چگونگی شناخت ما از جهان عرضه کنند، هایدگر پرسش‌ها در باب شناخت را کنار گذاشت و مستقیماً به مطالعهٔ هستی موجودات روی آورد.

تبیین هستی در این کتاب در تضاد شدید با یکی از فرض‌های اصلی جریان غالب فلسفهٔ غرب قرار می‌گیرد: این فرض که هستی را باید همچون چیزی اندیشید که پایدار و تغییرناپذیر است. درحالی‌که از زمان افلاطون اکثر فیلسوفان فرض کرده‌اند که هستیِ هر چیزی را باید بر پایهٔ آنچه سرمدی و ثابت است (مُثل، ذوات، قوانین علمی و غیره) فهمید، هایدگر معتقد است که هستیْ در زمان گشوده می‌شود؛ در واقع، هستی خودِ زمان است. از آنجا که هایدگر صرفاً نیمی از هستی و زمان را به پایان رساند، نمی‌توانیم مطمئن باشیم که او ارتباط نهایی میان هستی و زمان را چگونه تصور می‌کرد. اما بخش‌های منتشرشدهٔ این کتاب برخی از دقیق‌ترین، بصیرت‌زاترین و اصیل‌ترین تأملاتی است که تاکنون دربارهٔ اگزیستانس انسانی و فهم ما از هستی نوشته شده است.

نظرات کاربران

Peyvand
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

من چاپی اینو از نشر ققنوس خوندم یکمی برام سنگین بود ولی خوب بود ! یک سوال ! نویسنده ی این کتاب مارتین هایدگر هستش چرا چالز گینیون نوشته ؟

Tahere
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

کتاب خوبیه. معرفی مختصری از مهمترین مضامین هستی و زمان. اما ترجمه خوب نیست.

hamed
۱۴۰۰/۱۰/۲۶

خوبه متن و ترجمه به نسبت قابل قبوله و درکل دید مختصر و مفیدی به هستی و زمان هایدگر داره که برای پیش مقدمه هایدگر خوبه .

Elnaz Abdolrahimi Niari
۱۴۰۱/۰۱/۱۶

ترجمه اش چندان روان نبود.اما مفاهیمش عمیق بود و البته من رو راغب کرد که برم و کتاب اصلی رو بخونم.و اینکه زمان و هستی واقعا شگفت انگیزه. هایدگر تلاش کرده که ایده مادی و غیرمادی جهان رو در هم

- بیشتر
کاربر 4261188
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

خیلی سنگین بود ، خیلی طول کشید تا تمومش کردم

طلوع
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

کتاب هستی و زمان رو تبیین کرده بود ترجمه میتونست بهتر از این باشه و خوندن همین چند ص نیاز به تمرکز بسیار داره زبان کتاب روان نبود اگر از قبل هایدگر رو مطالعه نداشته باشید فهمش خیلی براتون سخت میشه ولی نکات خوبی

- بیشتر
ماهان
۱۴۰۳/۰۳/۱۶

ترجمه اونقدر بد بود که نتونستم تا انتهاش رو بخونم. آخه وقتی یه متن به خودی خود ثقیله ، چه اصراریه که مترجم محترم هم غریب‌ترین واژه‌ها رو برای ترجمه‌ش استفاده کنند؟

میلاد پرنیانی
۱۴۰۲/۱۰/۲۰

من فکر می‌کردم این نسخه اصلی کتاب هستی و زمان هایدگر هست ولی بعد متوجه شدم که یک تفسیر از آن است و چیزی که بیشتر ناامیدم کرد این بود که این تفسیر جای آنکه فهم اثر را آسان‌تر کند

- بیشتر
meysam babaei
۱۴۰۲/۰۱/۱۱

بنظرم کتاب مختصر و مفیدی هست .

بریده‌هایی از کتاب

این ندا به ما می‌گوید که هیچ‌چیز در سرچشمه یا بنیان هستی ما وجود ندارد که بتواند به ما تضمین دهد که در مسیر درست هستیم، و هیچ‌چیز در پایان سفر زندگی ما وجود ندارد که بتواند به ما اطمینان دهد که به‌شایستگی زندگی کرده‌ایم.
Mohammad reza Gholami
آنچه من در اضطراب با آن مواجه می‌شوم این واقعیت است که اشیاء این‌جهانی نمی‌توانند بنیانی برای اگزیستانس من فراهم کنند و در نتیجه با در-جهان-هستن خودم به‌مثابهٔ چیزی روبه‌رو می‌شوم که خودم باید آن را واقعیت بخشم و بنیان بگذارم.
Mohammad reza Gholami
هستی ما از همهٔ جوانب با هیچ‌بودگی احاطه شده است.
Mohammad reza Gholami
هایدگر در صدد توصیف اگزیستانس انسانی است، آن‌گونه که از طریق فعالیت‌های هرروزهٔ پیشانظری مانند کار در کارگاه آشکار می‌شود. فعالیت‌هایی از این دست خصلتی دارند که هایدگر آن را «در-جهان-هستن» می‌نامد. عبارتِ «در-جهان-هستن» به‌هم‌پیوسته است (در آلمانی این عبارت یک واژه است)، چرا که «مفهوم واحد» ی را بیان می‌کند که نمی‌توان آن را بر پایهٔ رابطهٔ بین خود و اجزای تشکیل‌دهندهٔ جهان فیزیکی فهمید. هایدگر می‌گوید که واژهٔ «در» در این عبارت نه به معنای مکانیِ در چیزی قرار داشتن (مانند چاقو در غلاف است)، بلکه به معنای اگزیستانسیالِ درگیر شدن به کار رفته است...، معنایی که تلویحاً در عبارت‌هایی مانند «در ارتش بودن» یا «در رابطه‌ای عاشقانه بودن» نیز وجود دارد
Ahmad
تبیین هایدگر از در-جهان-هستن بر نحوهٔ معمولِ ظهورِ اشیاءِ این جهان به‌مثابهٔ بخشی از «ما-جهانِ» مشترکْ تأکیدی خاص دارد. جهان خودش را به‌مثابهٔ جهانی همگانی عرضه می‌کند، و این امر بدان دلیل است که ما، در کُنه هستی‌مان، چیزی هستیم که هایدگر آن را «هم-هستن» یا «هستن-با» می‌نامد. انسان بودن یعنی ورود به یک بافتار فرهنگی آشنا، به‌نحوی که فرد در آن بدواً و تقریباً همواره آن‌گونه با اشیاء مواجه شود که «کسی» یا «هر کسی» با آن مواجه می‌شود. «ما همان‌گونه لذت می‌بریم و تفریح می‌کنیم که کسی لذت می‌برد؛ همان‌طور می‌خوانیم، می‌بینیم و راجع به ادبیات <و هنر> داوری می‌کنیم که کسان می‌بینند و داوری می‌کنند؛ همچنین ... ما چیزی را “تکان‌دهنده” می‌یابیم که کسی آن را “تکان‌دهنده” می‌یابد»
Ahmad
این فرض که هستی را باید همچون چیزی اندیشید که پایدار و تغییرناپذیر است. درحالی‌که از زمان افلاطون اکثر فیلسوفان فرض کرده‌اند که هستیِ هر چیزی را باید بر پایهٔ آنچه سرمدی و ثابت است (مُثل، ذوات، قوانین علمی و غیره) فهمید، هایدگر معتقد است که هستیْ در زمان گشوده می‌شود؛ در واقع، هستی خودِ زمان است. از آنجا که هایدگر صرفاً نیمی از هستی و زمان را به پایان رساند، نمی‌توانیم مطمئن باشیم که او ارتباط نهایی میان هستی و زمان را چگونه تصور می‌کرد
Ahmad
برون‌خویشی‌های زمانی را نباید به‌مثابهٔ صفات دازاین تلقی کرد، چنانکه گویی دازاین چیزی است که از سر اتفاق ویژگی‌های زمانی دارد. تمام آنچه می‌توان گفت این است که «زمان‌مندی خود را می‌زماند»؛ هایدگر می‌گوید که زمان‌مندی «نیست» یعنی چیزی نیست که کسی بتواند درباره‌اش بگوید که هست. در عوض، زمان‌مندی خود را می‌زماند (عبارت آلمانی لفظاً بدین معناست که «خودش را به ثمر می‌رساند») (BT: ۳۷۷). به نظر این مستلزم آن است که زمان نخستینی (در معنای خاصی که اغلب با واژهٔ اصالتاً لاتینیِ Temporalität مشخص می‌شود) به‌معنایی مقدم بر اگزیستانس انسانی و معرفِ آن باشد: انسان‌ها تنها به این سبب هستند که زمان‌مندی اصیل می‌زماند.
Amirreza Mahmoudzadeh-Sagheb
علاوه بر این، وقتی که به برخی از فیلسوفان پیشاافلاطونی (مثلاً هراکلیتوس) یا متفکران غیرغربی (مثلاً بودایی‌ها) می‌نگریم، درمی‌یابیم که این هستی‌شناسی جوهری هیچ نقشی در اندیشه‌های آن‌ها بازی نمی‌کند. این هستی‌شناسی جوهری که از آن سنت به ارث برده‌ایم، پس از بازاندیشی، همچون فرضی بی‌پایه از آب درمی‌آید که محصول «افلاطون‌گرایی» است، نگرشی یک‌جانبه و ساختگی که خاصِ اندیشهٔ غالب در غرب است.
علی۱۳۵۷
دازاین موجودی است که هستی‌اش برایش مسئله یا محل پرسش است.
طلوع
«زمان‌مندی خود را می‌زماند»؛
طلوع

حجم

۱۱۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

حجم

۱۱۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان