دوست باهوش من
۴٫۳از ۱۲۷ نظر

دانلود کتاب دوست باهوش من

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۳از ۱۲۷ نظر
۴٫۳از ۱۲۷ نظر
۴٫۳از ۱۲۷ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دوست باهوش من

«دوست باهوش من» داستان بلندی از النا فرانته (-۱۹۴۳) یکی از محبوب‌ترین نویسندگان ایتالیا است. فرانته نام مستعار این نویسنده است. رسانه‌ها او را نویسنده‌ای منزوی دانسته‌اند که ترجیح می‌دهد نامش فاش نشود. او مصاحبه‌های رودررو را نمی‌پذیرد و تاکنون نیز عکسی از وی منتشر نشده‌است. رمان مسحورکننده و پربار دوست باهوش من، دوستی‌ای را تصویر می‌کند که عمری به درازا می‌کشد. از طریق زندگی این دو دوست، لی‌لا و لنو (النا) نویسنده با چیره‌دستی داستان تغییر تدریجی محله و شهر و کشور را نیز روایت می‌کند. فرانته با تصویر صادقانه خشونت عشق و اعتماد جاری در زندگی ثابت می‌کند از مهم‌ترین داستان‌نویسان معاصر ایتالیاست.

نوشته‌های این نویسنده از نظر درونی و نزدیکی به دنیای خصوصی آدم‌ها بسیار نیرومند عمل کرده‌اند، گویی نویسنده از دریچه لنزی، ذهن ما را می‌بیند.

النا فرانته نویسنده‌ قابل توجهی‌ در دنیاست. موفقیت چشمگیر «دوست باهوش من» در صنعت نشر، رویدادی بی‌همتا محسوب می‌شود و غیرممکن می‌توان آن را در ادبیات داستانی معاصر ایتالیا نادیده گرفت.

بخشی از داستان:

اصلاً حس نوستالژیکی نسبت به دوران کودکیمان ندارم: پر از خشونت بود. هر چیزی روی می‌داد، در خانه و بیرون، هر روز، اما به یاد نمی‌آورم که آن زمان، زندگی خود را زندگی بدی بدانیم. زندگی همان‌طور بود، انگار باید آن طور می‌بود، ما با این وظیفه بزرگ می‌شدیم که زندگی دیگران را سخت‌تر کنیم، قبل از این‌که آن‌ها زندگی ما را سخت‌تر کنند. البته، رفتارهای خوبی را که معلم و کشیش موعظه می‌کردند، دوست داشتم اما احساس می‌کردم به رغم این‌که دختر بودیم، آن روش‌ها مناسب محلۀ ما نبود. زنان بیش از مردان بین خودشان می‌جنگیدند، آن‌ها موی همدیگر را می‌کشیدند و به هم آسیب می‌رساندند. ایجاد درد برای دیگران، نوعی بیماری بود.

وقتی بچه بودم، حیواناتِ بسیار کوچکِ تقریباً نامرئی را تصور می‌کردم که شب‌ها وارد محله می‌شدند. آن‌ها از تالاب‌ها، از داخل واگن‌های متروک پشت راه‌آهن، از درون علف‌های بدبو که «متعفن» نامیده می‌شدند، از قورباغه‌ها، سمندرها، حشرات، سنگ‌ها، از درون غبار می‌آمدند و وارد آب و غذا و هوا می‌شدند و مادران و مادربزرگان ما را مانند سگان گرسنه عصبانی می‌کردند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۳)
بهار قربانی
۱۳۹۹/۰۷/۱۵

قبل از هر چیز ترجمه عالی بود. ازون کتابایی که واقعا نمیتونی بذاری زمین ،چقد خوب روابط انسانی،احساسات بخصوص احساسات دخترانه رو به تصویر کشیده، تاثیر متقابل رفتارها و افکار و حرفهای انسانها بهم، چقدر پاراگراف ؛عوام میدونی کیه؟؛ قشنگ بود،

- بیشتر
ASHAM21
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

سبک نوشتاری این کتاب واقعا زیبا و گیراست.به نظر من بسیار قوی مسائل رو توصیف کرده و اگر نمی‌دونستید این کتاب چهار جلد داره:جلد دوم داستان یک اسم جدید.جلد سوم آنان که میروند آنان که می مانند.جلد چهارم داستان کودک

- بیشتر
sana
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

داستان بسیار جذاب و عمیقی بود و من میخوام کتاب چاپ شدش را همیشه در کتابخانم داشته باشم.

sami
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

فقط میتونم بگم بد نبود!

Akbar Aghaii
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

هشتاد صفحه از کتاب رو خوندم کاش نمیخونندم ارزش مطالعه نداشت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۶)
بزرگسالانی که منتظر فردایند، در زمان حالی حرکت می‌کنند که همان دیروز یا پریروز یا حداکثر یک هفتۀ گذشته است. آن‌ها نمی‌خواهند در مورد بقیه‌اش فکر کنند. کودکان معنای دیروز یا پریروز یا حتا فردا را نمی‌دانند، همه چیز «الان» است،
helen
نان شدیدتر و عمیق‌تر از مردان آلوده می‌شدند، زیرا مردان وقتی خشمگین می‌شوند، در پایان آرام می‌شوند ولی زنان، که همیشه آرام و مطیع و فرمانبردار به نظر می‌رسند، وقتی عصبانی می‌شوند، به خشمی می‌رسند که پایانی ندارد.
Arshavir
«زیبایی ذهنی‌ای که چرولو از کودکی داشت، راهی برای بیان و ظهور پیدا نکرد، کرِگو! و همه‌اش در صورت، سینه‌ها، ران‌ها و باسنش نمود پیدا کرد، جاهایی که خیلی زود رنگ می‌بازند، طوری که انگار هیچ‌گاه آن‌ها را نداشته است.»
Marie Rostami
پرودگار: «تو از امتحان سربلند بیرون آمدی و آزادی؛ کسانی چون تو هرگز مورد نفرت من قرار نمی‌گیرند. از بین همۀ ارواح سرکش، آن‌که حیله‌گر و دلقک است، کم‌ترین مشکل را خلق می‌کند. طبیعت فعال آدمی به آرامی ضعیف می‌شود و به پایین ترین سطح می‌رسد؛ با همۀ وجود به تنبلی گرایش دارد. از آن رو، با کمال میل، همراهی به او می‌دهم که کار می‌کند، به هیجان می‌آید و اگر لازم باشد، چون شیطان می‌آفریند.»
Aria1997
«لطفاً، برای یه بار هم شده، اون‌طوری که مادرت دوست داشت رفتار کن. دنبالش نگرد.»
helen
متوجه شدم که هیچ چیزی از او ندارم، حتا یک عکس، یادداشت یا یادگاری کوچک.
helen
من به احساس دوم بودن در هر چیزی عادت داشتم، پس مطمئن بودم برای او که همیشه اول بود، همه چیز روشن است:
لیلی مهدوی
«اگه تلاشی نکنی، هیچ چیز تغییر نمی‌کنه.»
S.A
«وقتی عشقی نباشه، نه تنها زندگی مردم بلکه زندگی شهرها هم عقیم می‌شه.»
mary
وقتی هنوز بچه‌ای و دنیا را زیاد تجربه نکرده‌ای، خیلی سخت است که در دل فاجعه، آن را بفهمی و درک کنی، شاید حتا نیاز به آن را احساس نکرده باشی. بزرگسالانی که منتظر فردایند، در زمان حالی حرکت می‌کنند که همان دیروز یا پریروز یا حداکثر یک هفتۀ گذشته است. آن‌ها نمی‌خواهند در مورد بقیه‌اش فکر کنند. کودکان معنای دیروز یا پریروز یا حتا فردا را نمی‌دانند، همه چیز «الان» است، خیابان همین است، درِ ورودی همین است، پله‌ها همین است،‌ این مادر است، این پدر است، این روز است و این شب است.
Mohammad Ali Zareian

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۱۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۱/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۱۸۳-۵
تعداد صفحات۴۱۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۸,۵۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۱/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۱۸۳-۵