
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان)
معرفی کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان)
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) نوشتهی برندون سندرسون و با ترجمهی یاسمن میرزاپور ادامهی ماجراهای حماسی مجموعهی استورم لایت است که نشر آذرباد آن را منتشر کرده است. این کتاب خواننده را از دل برج اوریتیرو تا شهر محاصرهشدهی کولینار و دربار پیچیدهی آزیر میبرد و همزمان روی نبرد با خلأسازان، سیاست، ایمان و هویت تمرکز دارد. در این بخش از مجموعه، نقش تابناکها، دروازههای سوگند و اسپرنهای مرموز پررنگتر میشود و شخصیتها با تصمیمهایی روبهرو میشوند که سرنوشت جهان را تغییر میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان)
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) داستان را درست از میانهی بحران ادامه میدهد؛ جایی که شالان، کالادین، الوکار و آدولین در شهر آشفتهی کولینار بهدنبال نفوذ به قصر و کشف حقیقت اسپرن سیاه هستند و همزمان دالینار در اوریتیرو تلاش کرده است اتحاد ملتها را شکل دهد. برندون سندرسون در این کتاب، جهان استورم لایت را از سطح نبردهای دشت هزارتکه فراتر میبرد و آن را به شبکهای از شهرها، دروازههای سوگند و دربارهای سیاسی گره میزند. کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) در چند خط روایی موازی پیش میرود: خط نفوذ و جاسوسی در کولینار با تمرکز بر شالان/ویل/لاین و اسپرنهای معیوب شهر؛ خط دالینار در اوریتیرو که با پدر طوفان گفتوگو میکند، قدرتهای تازهاش را میشناسد و برای مذاکره از طریق دروازهی سوگند به آزیر میرود؛ و خطی که به وضعیت ارتشها، پل چهارم و شمشیر شرافت میپردازد. در این کتاب به موضوعاتی مانند کارکرد فابریالها، قطعشدن نیهای دورنگار، نقش پارشمنها در اقتصاد شهرها و پیامدهای طوفان ابدی پرداخته شده است. کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) در فصلهای متعددی تنظیم شده که هرکدام با یادداشتهای رمزآلودی از «کشوها» و سنگهای گوناگون آغاز میشود؛ این یادداشتها سرنخهایی دربارهی منادیان، برج، و تاریخ پنهان جهان میدهند. در بخشهایی از کتاب، عنوان فصلها بهروشنی به مضمون آنها اشاره دارد؛ مانند «تحقیقات»، «درون آینه»، «پیونددهندهی خدایان» و «قضاوت» که هریک لایهای از معماهای اسپرن، پیمان منادیان و نقش دالینار را آشکار میکند.
خلاصه داستان استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان)
در استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) تمرکز اصلی روی دو جبهه است: شهر فروپاشیدهی کولینار و برج اوریتیرو. در کولینار، شالان با هویتهای مختلفش، همراه کالادین و الوکار، در دل شهری پر از شورش، آیینهای تازه و اسپرنهای معیوب، سعی کرده است بفهمد چه بر قصر و ملکه گذشته، چرا فابریالها اسپرنهای خطرناک را جذب میکنند و دروازهی سوگند شهر در چه وضعی است. او برای جذب اسپرنهای درد و شرم، خود را عمداً در موقعیتهای دردناک و خجالتآور قرار میدهد تا بتواند آنها را ببیند و ثبت کند. در اوریتیرو، دالینار با پدر طوفان گفتوگو میکند و میفهمد قدرتش چیزی فراتر از یک تابناک عادی است؛ او «پیونددهندهی خدایان» است که میتواند انسانها و دنیاها را به هم متصل کند. همزمان، شمشیر شرافت به دست پل چهارم میرسد تا بهعنوان ابزاری برای تمرین و شفا استفاده شود و دالینار از طریق دروازهی سوگند به آزیر میرود تا با امپراتور و وزیرها دربارهی اتحاد، دانش فابریالها و استفاده از دروازهها گفتوگو کند.
چرا باید کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) را بخوانیم؟
استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) همزمان هم ماجرای نفوذ، جاسوسی و بقا در شهری فروپاشیده را روایت کرده است و هم مذاکرات سیاسی و کشف قدرتهای تازه را. این کتاب برای کسانی که دنبال گسترش جهان استورم لایت، شناخت عمیقتر اسپرنها، منادیان و نقش دالینار در اتحاد ملتها هستند، بخش مهمی از پازل کلی مجموعه بهشمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان) به دوستداران فانتزی حجیم، کسانی که دو جلد قبلی مجموعه را دنبال کردهاند، علاقهمندان به داستانهای چندخطی با ترکیب سیاست، جادو و روانشناسی شخصیتها و همچنین خوانندگانی پیشنهاد میشود که از جهانسازی دقیق و پیچیده لذت میبرند.
بخشی از کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت دوم، سوگندستان)
«شالان مشتاقانه خاطرهای ثبت کرد، هنوز دامن هاوایش را بالا نگهداشته بود تا خونی نشود. پترن که روی دیوار رفته بود، پرسید: «درد نمیکنه؟» اشک در چشمان شالان حلقه زد و پاسخ داد: «معلومه که درد میکنه. هدف هم همین بود.» پترن با نگرانی وزوز کرد: «هووووم...» ولی لازم نبود نگران باشد، چون شالان آنچه میخواست را بهدست آورد. دختر با رضایت کمی استورملایت به درون کشید و التیام یافت، سپس با دستمالی که از کیسهاش درآورد، خون روی پایش را پاک کرد. دستانش و پارچه را در سینک دستشویی شست. از دیدن آبلولهکشی تعجب کرد؛ فکر نمیکرد کولینار چنین چیزی داشته باشد. دفتر نقاشیاش را درآورد و به درگاه اتاق عقبی برگشت، آنجا به چارچوب تکیه داد و طرحی سریع از اسپرن درد عجیب و غیرعادی کشید. اگر یسنا اینجا بود به او میگفت دفترش را پایین بگذارد و برود کنار بقیه بنشیند؛ ولی شالان در اغلب مواقع، وقتی یک دفتر نقاشی در دست داشت بهتر توجه میکرد. کسانی که نقاشی نمیکردند، هرگز این را نمیفهمیدند. ... شالان گفت: «اینجا من تنها کسی هستم که قبلاً مستقیم با یه مخرب رودررو شده. احتمال اینکه بتونم تأثیرش رو تشخیص بدم بیشتره... و بیشترین امکانات رو برای خروج از قصر دارم. با اعلیحضرت موافقم. درنهایت، یه نفر باید به قصر بره و ببینه اونجا چه خبره. قول میدم اگه حس کنم اتفاقی داره میافته، سریع عقبنشینی کنم.» پترن هیجانزده از روی دامنش گفت: «هووووم. من تماشا میکنم و هشدار میدم. مراقب خواهیم بود.» اسپرن معمولاً ترجیح میداد در نزدیکی دیگران ساکت بماند. پادشاه گفت: «ببین میتونی وضع دروازهٔ سوگند رو بسنجی یا نه. سکوش بخشی از مجموعهٔ قصره؛ اما راههایی بهجز گذر از قصر برای رفتن به اونجا وجود داره. ممکنه بهترین کار برای شهر این باشه که بیسروصدا بری، دروازه رو فعال کنی و نیروهای پشتیبان بیاری، بعد تصمیم بگیریم چطور خونوادهام رو نجات بدیم؛ ولی فعلاً فقط وضعیت رو بسنج.»»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۷۴ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۷۴ صفحه
نظرات کاربران
میشه بخش سوم کتاب اول هم اضافه کنید نمیشه آخه ناقص باشه کتاب
خواهشاً قسمت اول کتاب رو در طاقچه قرار دهید نمیشه کتاب ناقص باشه
واااااا، چرا کتاب رو ناقص گذاشتید /: