با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مونس العشاق (رساله عشق یا رساله فی حقیقه العشق)

دانلود و خرید کتاب مونس العشاق (رساله عشق یا رساله فی حقیقه العشق)

۲٫۵ از ۲ نظر
۲٫۵ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مونس العشاق (رساله عشق یا رساله فی حقیقه العشق)  نوشته  صادق نیک‌پور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب مونس العشاق (رساله عشق یا رساله فی حقیقه العشق)

«مونس العشاق (رساله عشق یا رساله فی حقیقه العشق)» اثر جاودانه شیخ شهاب الدین سهروردی به تصحیح صادق نیک‌پور است. «رساله عشق سهروردی» با نام‌های «مونس العشاق» و یا «رساله فی حقیقت العشق» یا «رساله در حقیقت عشق» با وجود حجم مختصرش در میان آثار فارسی شیخ اشراق بیش از دیگر آثار شهرت پیدا نمود و چندین شاعر و نویسنده تا به امروز تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند، بسیاری از محققان معتقدند که مهم‌ترین دلیل تاثیر و جاذبه رساله عشق برای ادبا و شعرا و نویسندگان موضوعیت عشق در این رساله است، این کتاب سهروردی نه‌تنها یکی از نمونه‌های اعلای ادب فارسی است، بلکه شامل پاره‌ای از عمیق‌ترین آرای فلسفی او نیز هست. هم چنین نظریه فلسفه سیاسی اشراقی سهرودی به نام «فلسفه حکیم متاله» در آن به وضوح نمود دارد و در لایه غیر واضح آن سهروردی فلسفه سیاسی طغیان‌گر و عصیانی اشراقی خود را علیه غاصبان حکومت به مردم عرضه می‌دارد: چون خبر آدم صلوات الله و سلامه علیه در ملکوت شایع گشت، اهل ملکوت را آرزوی دیدار خاست، این حال بر حُسن عرض کردند. حُسن که پادشاه بود گفت که اول من یک سواره پیش بروم، اگر مرا خوش آید روزی چند آن جا مقام کنم، شما نیز بر پی من بیایید. پس سلطان حُسن بر مرکب کبریا سوار شد و روی به شهرستان وجود آدم نهاد، جایی خوش و نزهت گاهی دلکش یافت، فرود آمد، همگی آدم را بگرفت چنانک هیچ چیز آدم نگذاشت. عشق چون از رفتن حُسن خبر یافت، دست در گردن حُزن آورد و قصد حُسن کرد. اهل ملکوت چون واقف شدند یک بارگی بر پی ایشان براندند. عشق چون به مملکت آدم رسید، حُسن را دید تاج تعزز بر سر نهاده و بر تخت وجود آدم قرار گرفته، خواست تا خود را در آن جا گنجانید، پیشانی اش به دیوار دهشت افتاد، از پای در آمد. حُزن حالی دستش بگرفت، عشق چون دیده باز کرد اهل ملکوت را دید که تنگ درآمده بودند...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
nicol825
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

متاسفانه ویرایش خیلی ضعیف هست و دائما موجب حواس پرتی و جدایی از اصل مطلب می‌شود. چنین کتبی که غنی از فلسفه، عرفان و تامل و تفکر هستند باید عاری از اشکالات نگارشی باشند. کاش ناشر تنها یکبار از روی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
و به حُسن که مطلوب همه است دشوار میتوان رسیدن زیرا که وصول به حُسن ممکن نشود الا به واسطه ی عشق، و عشق هر کسی را به خود راه ندهد و به همه جایی مأوا نکند و به هر دیده روی ننماید، و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بود، حُزن را بفرستد که وکیل او است تا خانه پاک کند و کسی را در خانه نگذارد
آلیوشا کارامازوف
عشق را از «عَشَقَه» گرفتهاند و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت، اول بیخ در زمین سخت کند، پس سر بر آرد و خود را در درخت میپیچد و هم چنان میرود تا جمله درخت را فراگیرد، و چنان اَش در شکنجه کشد که نَم در میان رگِ درخت نماند، و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت میرسد به تاراج میبرد، تا آن گاه که درخت خشک شود.
آلیوشا کارامازوف
سهروردی در مونس العشاق معتقد است باید همه با هم در ایجاد تغییری نهادینه در جامعه خود بکوشند تا عشق حسب منشور الهی بتواند وارد مملکت آنها گردد و می گوید تا همه مردم شهر با هم خود اقدام به ذبح گاو حاکم غاصب بر خود ننمایند، عشق الهی بر آنها وارد نخواهد شد، پس انتظار هر تغییری در وضعیت اجتماعی و سیاسی و حکومتی بدون اقدام عملی همگان حسب منشور الهی عشق انتظاری عبث است. سهروردی ایجاد تغییر از «حکومت گاو» به «حکومت عشق» را به عنوان توفیق ذکر می نماید.
nicol825
ور باد نبودی که سر زلف ربودی رخساره معشوق به عاشق که نمودی؟
Ali Yeganeh
عشق جوابش داد که من از بیت المقدسم از محله روح آباد از درب حُسن. خانه ای در همسایگی حُزن دارم، پیشه من سیاحت است، صوفی مجردم، هر وقتی روی به طرفی آورم، هر روز به منزلی باشم و هر شب جایی مقام سازم. چون در عرب باشم عشقم خوانند، و چون در عجم آیم مهرم خوانند. در آسمان به مُحرک مشهورم و در زمین به مُسکن معروفم، اگرچه دیرینهام هنوز جوانم و اگر چه بی برگم از خاندان بزرگم. قصه من دراز است، «فی قصتی طول وانت ملول.» ما سه برادر بودیم به ناز پرورده و روی نیاز ندیده، و اگر احوال ولایت خود گویم و صفت عجایبها کنم که آن جا است شما فهم نکنید و در ادراک شما نیاید، اما ولایتی است که آخرترین ولایتهای ما آن است، و از ولایت شما به نه منزل کسی که راه داند آن جا تواند رسیدن. حکایت آن ولایت چنان که به فهم شما نزدیک باشد بکنم.
nicol825

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۵۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۴
شابک‌‫‭۹۷۸۶۰۰۹۴۴۰۰۹۲‬‬
تعداد صفحات۷۵۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۴
شابک‌‫‭۹۷۸۶۰۰۹۴۴۰۰۹۲‬‬