عشق را از «عَشَقَه» گرفتهاند و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت، اول بیخ در زمین سخت کند، پس سر بر آرد و خود را در درخت میپیچد و هم چنان میرود تا جمله درخت را فراگیرد، و چنان اَش در شکنجه کشد که نَم در میان رگِ درخت نماند، و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت میرسد به تاراج میبرد، تا آن گاه که درخت خشک شود.