«هفتخوان موفقیت (جلد ۱)» داستانهای کوتاه و شگفتانگیز درباره موفقیت از سعید گلمحمدی (-۱۳۶۳) است.
تغییر درونی:
زنی مهربان و پرهیزگار، پسری داشت که اهمیت چندانی به حسن اخلاق و دستورهای پروردگار نمیداد. خواهشها و هشدارهای مادر هم تغییری در خلقیات ناخوشایند او بهوجود نیاورده بود. به همین دلیل وقتی پسر تصمیم گرفت که سفری زیارتی به چشمههای مقدس بکند، زن بسیار متعجب شد. شاید هم این سفر، موقعیتی مناسب برای فرار از نظارتهای مادر بود. پسر گمان میکرد که گوشهای از دنیا را خواهد دید و اگر حمام کردن در آب مقدس گناهان او را بشوید، منفعت بزرگی هم کرده است. مادرش به او گفت: «پسرم، تو با این سفر زیارتی به رستگاری نخواهی رسید. البته چنین سفرهایی بسیار جالباند، اما اگر عقیدهای درونی به آنها نداشته باشی، ارزشی جز پول خرج کردن نخواهد داشت، چراکه حتی اگر در تمام چشمههای مقدس هم حمام کنی، تا زمانیکه عقاید و تصورات خود را در مقابل فرمانهای خداوند و انسانها تغییر ندهی، نمیتواند آلودگی گناهان و اشتباهات تو را بشوید.»
اما پسر مثل همیشه به این هشدارها گوش نکرد و مادر نتوانست او را از تصمیم خود منصرف کند. هنگام خداحافظی، مادر کدویی غیرقابل خوردن به پسر داد و از او قول گرفت کدوی کوچک را همراه خود به داخل تمام آبهای مقدسی ببرد که در آنها حمام میکند.
بهنظر پسر، این درخواستی ناچیز بود و قول داد به عهد خود وفا کند. بهراستی هم بر سر عهد خود ماند و هر بار کدوی کوچک را همراه خود به داخل چشمهی مقدس برد. پس از چند هفته با طلسمهای متعدد، نزد مادر خود بازگشت و برای او تعریف کرد که کجا بوده و کدام ماجراها را با موفقیت پشت سر گذاشته است. این را هم گفت که هر بار هنگام شستشو در چشمههای مقدس، کدو را با ریسمانی به گردن خود آویزان کرده است. مادر گفت: «باید گرسنه و خسته باشی. کمی استراحت کن تا غذایی برایت آماده کنم.»
سپس کدو را برداشت و با آن غذایی درست کرد و نزد پسر خود برد...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب هفت خوان موفقیت (جلد اول) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
«فریاد زدن بر سر موجودات زنده باعث کشته شدن روح آنها میشود.» چوب و سنگ ممکن است استخوانهای ما را بشکند؛ اما یادمان باشد که کلام ناگوار قلب و روح انسان را میشکند.
آدمی میتواند با عوض کردن کلامش، وضع خود را دگرگون سازد، زیرا انسان بیخبر از نفوذ کلام همواره از زمان عقب است.
مادربزرگ💝
۴۲
در جزایر سلیمان واقع در اقیانوس آرام، برخی روستاییان روشی منحصربهفرد برای قطع درختان برگزیدهاند. اگر درختی بسیار بزرگتر از آن باشد که بتوان با تبر قطعش کرد، آنها با داد و فریاد و دعوا، درخت را بر زمین میاندازند!
فقط با سروصدا؟! اینکه غیرممکن است! اما این اتفاق افتاده و گزارش آن هم چاپ شده است. هیزمشکنان در بامداد با تلاش بسیار از درختان بالا میروند و ناگهان شروع به فریاد از ته دل میکنند. این کار تا سی روز بهطول میانجامد. درخت میمیرد و روی زمین واژگون میشود. بهموجب این نظریه، دادوفریاد زدن، جان درخت را میگیرد و روستاییان اعتقادی راسخ به این نظریه دارند.
مردم هم بر سر همسر، فرزندان و حتی ماشین و تلفنشان فریاد میزنند! ساکنان جزیرهی سلیمان از این کار خود منظوری دارند: «فریاد زدن بر سر موجودات زنده باعث کشته شدن روح آنها میشود.»
مادربزرگ💝
۳۵
نیمکیلو باش، ولی عاشق باش!
پسر ابن حارث که به بُشر حافی نیز شهرت داشت، از عارفان بنام قرن دوم بود. وی اهل مرو بود و گویند در ابتدا روزگار خود را به گناه و خوشگذرانی صرف میکرد و ناگهان به زهد و عرفان گرایید. علت شهرت او به «حافی» آن است که همواره با پای برهنه میگشت. از او حکایات بسیاری نقل کردهاند، از جمله:
در بازار بغداد میگشتم که ناگهان دیدم مردی را تازیانه میزنند. ایستادم و ماجرا را پی گرفتم. دیدم که آن مرد ناله نمیکند و هیچ حرفی نمیزند که نشان درد و رنج باشد. پس از آنکه تازیانهها را خورد، او را به حبس بردند. از پیِ او رفتم. در جایی با او روبهرو شدم و پرسیدم: «این تازیانهها را به چه جرمی میخوردی؟»
گفت: «شیفتهی عشقم.»
گفتم: «چرا هیچ زاری نکردی؟ اگر مینالیدی و آه میکشیدی و میگریستی، شاید به تو تخفیف میدادند و از شمار تازیانهها میکاستند.»
گفت: «معشوقم در میان جمع بود و به من مینگریست. در مرام عشق، زاریدن و نالیدن نیست.»
مادربزرگ💝
۲۰
همانگونه که اگر گرما مهار شود، به انرژی تبدیل میشود، خشم نیز در صورت مهارشدن میتواند به نیرویی مبدل گردد که جهان را به لرزه درمیآورد.
ـ گاندی
مادربزرگ💝
۱۶
او بیدرنگ نزد استادش بازگشت و گفت: «استاد، کاری که از من خواستهاید از جنبهی انسانی غیرممکن است. چگونه میتوانم چنین کاری بکنم؟ چگونه میتوانم این سوزن را با خود ببرم و در آن جهان به شما باز پس دهم؟»
آنگاه استاد نگاهی به او انداخت که تا عمق جانش نفوذ کرد و گفت: «اگر نمیتوانی حتی سوزنی کوچک را با خود ببری، اینهمه ثروت به چه کارت میآید؟»
به این ترتیب دانی چان، درسی بسیار ارزشمندتر از تمام ثروت خویش آموخت.
مادربزرگ💝
۱۵
«بکوشید رسوبات دشمنی و خصومت را از زوایا و اعماق باطنتان پاک کنید. همان هوشی که شما از آن برخوردارید، در درون دیگر انسانها نیز در جریان است. وقتی بدانید به همهچیز و همهکس مرتبط هستید، نمیتوانید به دیگران آسیب برسانید، چه رسد به اینکه دشمنیشان را به دل راه دهید.»
مادربزرگ💝
۱۴
چوب و سنگ ممکن است استخوانهای ما را بشکند؛ اما یادمان باشد که کلام ناگوار قلب و روح انسان را میشکند.
مادربزرگ💝
۱۲
اما «رژیم هفتروزه» چیست؟ این رژیم از این قرار است: زمانی را مشخص میکنید و بهمدت هفت روز، از تکتک کلمات خود مراقبت میکنید. در این مدت نباید هیچگونه عبارت منفی یا حتی نادرست به زبان بیاورید یا نشانههای افسردگی در شما مشاهده شود. یکی از دوستانم که این روش را امتحان کرده بود میگوید: «یک روز برای اولینبار آن را امتحان کردم؛ اما ناکام ماندم. دوباره امتحانش کردم و این بار پس از دو روز ناکام شدم؛ اما بدون هیچ موفقیتی همچنان آن را تکرار میکردم.» اما او کسی بود که وقتی کاری را شروع میکند تا انتها پیش میرود. او میگوید: «از خدا خواستم به من کمک کند. میدانستم باید خودم را تغییر دهم. سرانجام، توانستم یک هفته را با موفقیت بهپایان برسانم. پس از مدتی، خواستم محض تنوع کمی به روش قبلی روی بیاورم؛ اما جالب اینجاست که من دگرگون شده بودم و دیگر نمیتوانستم حتی برای مدتی اندک به روش سابق بازگردم. از آن زمان به بعد، زندگیام کاملاً متحول شده بود. اکنون ذهنم عاری از هرگونه افکاری منفی است و بهراستی از زندگی لذت میبرم.
مادربزرگ💝
۱۰
اندیشیدن در آرامش بسیار حیاتی است. وقتی مشکلی پیش میآید، پیش از هر چیز به غصه خوردن یا حتی دستپاچه شدن تمایل داریم و خشمگینانه میخواهیم مشکلمان فوری و در همان لحظه حل شود. وقتی ذهنی ناآرام و عصبی دارید، نمیتوانید راهحلی منطقی برای آن بیابید. اما هنگامیکه ذهنتان را آرام و از مشغولیات خالی میکنید، خواهید توانست معقولانه بیندیشید. باید بیاموزید که از آرامش برای غلبه بر مشکلات زندگی، بهره ببرید.
مادربزرگ💝
۱۰
نقل کردهاند روزی هنری فورد و دوستش در حال صرف ناهار بودند که ناگهان هنری فورد از او پرسید: «بهترین دوست تو کیست؟»
دوستش افراد زیادی را نام برد؛ اما هنری فورد قلمی برداشت و روی رومیزی نوشت: «بهترین دوست تو کسی است که بهترین چیزها را برایت میخواهد.»
به پشت صحنهی کارهای خود بنگرید تا خود واقعیتان را ببینید. اگر به دیگران کمک کنید تا بهترین باشند، برندهی اطمینان و اعتبار شدهاید. اگر در موقعیتها، صبر و درک عمیقی نسبت به آن شخص نشان دهید، نهتنها او، بلکه دیگران نیز شما را از ته دل دوست خواهند داشت.
نظر شما دربارهٔ این کتاب