جملات زیبا از متن کتاب روایت اول شخص از شخص اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب روایت اول شخص از شخص اول

کتاب روایت اول شخص از شخص اول

روایت‌هایی از حاشیه دیدارهای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی قزلی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad Mahdi
۲۱
از روز اوّل انقلاب در نیروهای مسلّح حضور داشته و میدانند چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ هر چند به آنچه هستیم قانع نیستیم ولی قلّهٔ پیشرفت امروز، آن روزها حتّی با دست هم قابل نشان دادن نبود.
هامان
۱۴
یک روز یکی از بچّه‌ها گفت رضا من دارم گیربکس طرّاحی میکنم. رفتم پای کامپیوتر دیدم توی اتوکد چند تا دایره کشیده! ولی باور کنید خودش گیربکس را طرّاحی کرد و یک شرکت هم توی اصفهان ساخت. فقط سه چهار کشور توی دنیا میتوانند چنین گیربکسی طرّاحی و تولید کنند؛ شاهکار بود، شفت دوازده متری ساختیم. حالا دیگر هر شناوری بخواهیم میتوانیم بسازیم. الان از خوشحالی نمیدانم چه کار کنم. شاید یک مدّت بروم استراحت کنم. این یک شاهکار است. شما شاید خیلی سر درنیاورید. در خاورمیانه و خلیج فارس هیچ کس حتّی فکر ساختن چنین چیزی را هم نکرده که ما ساختیمش!»
maryhzd
۱۴
دختر جوان هم که خودش را در غرفه جا کرده بود، چفیه‌ای گرفت و قرآنی داد به آقا تا تبرّکاً چیزی در آن بنویسند. آقا نگاهی به دختر کردند و گفتند: «قرآن را من تبرّک کنم؟» بعد قرآن را بوسیدند و گذاشتند روی میز.
maryhzd
۱۲
«کتاب‌خوانی جزو کارهای اصلی زندگی است. این را باید همه‌مان بفهمیم و باور کنیم. اگر جزو کارهای اصلی بود، طبعاً در برنامه‌های اصلی زندگی خودش را جا میدهد و همچنان که در برنامه‌های اصلی، هیچ کاری مانع کار دیگر نیست، هیچ کاری آن وقت مانع کتاب‌خوانی نخواهد بود. باید با کتاب انس پیدا کرد.»
maryhzd
۱۱
آقا آخر صحبتها و موقع دعا هم چیزی گفتند که من قبل‌تر هم از ایشان شنیده بودم ولی تکرارش حسّاسم کرد: «ان‌شاءالله شما جوانها آن روزی را شاهد خواهید بود که به قلّه‌های افتخار دست پیدا کردید و همچنان که قرآن وعده کرده است: «لِتَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ»، شهیدان و گواهان مردم دنیا شُدید و در قلّه‌ها باشید، که ملّتها به شما نگاه کنند و به سمت این قلّه‌ها حرکت کنند.» این نوید آقا به آینده‌ای که جوانهای امروز حتماً آن را لمس خواهند کرد اتّفاقی نیست؛ تکرارش و تحکّم در بیانش، نشان از اطمینان قلبی ایشان میدهد. راستی این چه فرجی است که رهبر انقلاب از آن خبر دارند؟
maryhzd
۹
شب قبل با رفقا تصمیم گرفتیم در شهر دُوری بزنیم. بعد از کلّی ایستادن کنار خیابان، تاکسی‌ای ایستاد، سوار شدیم. شیطنتم گُل کرد. گفتم: «آقای راننده، شنیدم خیلی بگیر و ببند کردند برای آمدن رهبر!» راننده گفت: «چی؟ اینا همه‌اش حرفه. قدمشون سرِ چشم. اصلاً اینجا امنه. میخوای کیفت رو بزار کنار خیابون چهار روز دیگه بیا بردار. این حرفها نیست. همه‌اش شایعه است.» گفتم: «یک روز درآمدتان کم میشه. فکر کنم این خیابان را میبندند. شما هم که خطّ تاکسی‌تون همین جا است!» گفت: «درآمد مهم‌تره یا برکت؟ رهبر که می‌آد اینجا، برکت هم می‌آد ان‌شاءالله.» شیطنتم پژمرده شد!
هامان
۶
چهارشنبه ۲۸ بهمن‌ماه، رهبر انقلاب در دیدار مردم تبریز به این تحرّکات اشاره کردند و به آن تاختند. این اشاره مورد توجّه ویژهٔ رسانه‌های خارجی قرار گرفت؛ رسانه‌هایی که هنوز خبر نداشتند فرمانده کلّ قوای ایران فقط دو روز بعد به نزدیک‌ترین نقطه از خشکی این کشور با کانون تجمّع دشمن خواهند رفت تا اوّلین ناوشکن کلاس موج را به ناوگان دریایی ایران ملحق کنند و این چنین برایشان خط و نشان بکشند. خبر این ماجرا یک روز زودتر به ما رسید: سفر رهبر انقلاب به بندرعبّاس.
هامان
۶
بعد یک شرکت فرانسوی قرار شد سیستم رانش را بدهد، بعد از سه سال فقط موتور را داد. ما هم همهٔ طرّاحی‌ها را بر اساس موتور آلمانی کرده بودیم، مجبور شدیم کلّی ناوشکن را عوض کنیم. حالا فرانسوی‌ها هم گیربکس و شفت و پروانه را ندادند. دیگر تصمیم گرفتیم خودمان بسازیم، گفتیم گورپدرشان!
هامان
۳
رهبر بر کرانهٔ خلیج فارس روایتی از حاشیه‌های الحاق ناوشکن جماران به ناوگان دریایی ایران نیروهای آمریکایی در کشورهای افغانستان و عراق از مدّتها پیش مستقر هستند؛ تعداد زیادی پایگاه فعّال دریایی و هوایی و زمینی هم در کشورهای قطر، بحرین، امارات، عربستان و... دارند. اینها به غیر از شناورهای سطحی و زیرسطحی ریز و درشتشان در محدودهٔ خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند است. به همهٔ اینها اضافه کنید دو زیردریایی اسرائیلی و کلّی شناور عملیّاتی از حدود بیست کشور که اکثراً هم‌پیمان آمریکا هستند. این آرایش نعل اسبی (که هلال این نعل به سمت جنوب است) یک کانون توجّه بیشتر ندارد: ایران.
هامان
۳
قرار مثل همیشه این بود که برای این ماجرا حاشیه‌نویسی کنم. برای اوّلین بار ولی فکر میکنم اصل خبر و ماجرا خودش مهم‌ترین حاشیه است. رهبر انقلاب و فرمانده کلّ قوا در خلیج فارس، ناوشکن هلیکوپتربر و موشک‌انداز جماران را به ناوگان دریایی ملحق میکنند. برای اوّلین بار دوست میداشتم به جای اینکه همراه رهبر انقلاب باشم، همراه مثلاً وزیر خارجهٔ آمریکا باشم و حاشیه‌نویسی آنها را بکنم وقتی این خبر را می‌شنوند و میفهمند آرایش نعل اسبی و صله‌رحم‌های خاله‌زنکی‌شان هیچ تأثیری در آن که میباید، نداشته است.
هامان
۲
افسر سفیدپوش میگفت: «یادم نمیرود دوازده سال پیش آقا توی همین ساختمان _ و با دست ساختمانی را پشت حوضچه نشانمان داد _ آمده بودند بازدید، یک ماکتی را از همین ناوشکن دیدند. سؤال کردند و گفتیم این ناوشکن چیست و چه خصوصیّاتی دارد. بعد ایشان گفتند خب شما که ماکتش را ساختید چرا خودش را نمیسازید؟ بعد هم جدّی‌تر دستور ساخت ناوشکن با قابلیّت حمل هلیکوپتر و پرتاب موشک را صادر کردند. ما دوازده نفر بودیم که بعد از دستور ایشان تا مدّتی گیج بودیم. دو سه ماهی طول کشید تا به خودمان بیاییم که میخواهیم چه کار کنیم.
maryhzd
۲
حرف چطور از دُر و صدف افتاد بین آقا و کسی، نمیدانم، امّا متوجّه شدم ایشان دارند توضیح میدهند: «این اشتباه مصطلح شده که دُر از دل صدف برمی‌آید، دُر مال بیابانهای نجف است. داخل دل صدف، مروارید پیدا میشود.» یک نفر بلند اذان گفت و فهمیدیم زمان چه زود گذشته و در گرمای تابستانهٔ این رمضان اوّلین روزی است که افطار انتظار ما را کشید نه ما انتظار افطار را. آقا تکبیر گفتند و شعرا قامت بستند: «الله اکبر». بعد از نماز اوّل آقا بلند شدند ایستادند. همه نشسته بودیم و فقط آقا و کاجهای حیاط ایستاده بودند؛ ما به عادت، کاجها به غریزه و آقا به نافله. نماز دوّم را هم خواندیم و دیگر بیشتر مهمانها مسیر و برنامه را بلد بودند. همه بلند شده بودیم و آمادهٔ رفتن سر سفره. ما ایستاده بودیم مثل کاجها و آقا نشسته بودند؛ ما به عادت، کاجها به غریزه و آقا به نافله... .
کاربر ۸۷۰۸۳۱۲
۲
وقتی از هم جدا میشدیم، گفتم: «سلام ما را به سیّدحسن نصرالله برسانید.» خندیدند که: «اگر دیدیمش.» و آنها گفتند: «شما هم سلام ما را به سیّدناالقائد برسانید.» و باز هم خندیدند که: «اگر دیدیدش.» آنها به آقا میگویند: «سیّدناالقائد».
leila
۲
در طول این قرنها به ما جفا شده، نه فقط از طرف بیگانگان، بلکه بیشتر از طرف حاکمان فاسد. جمهوری اسلامی اگر فقط همین یک کار را کرده باشد که روح خودباوری را به این ملّت برگردانده باشد، سالیان سال باید شکرگزارش بود.
چراغ روشن
۲
کتاب‌خوانی جزو کارهای اصلی زندگی است. این را باید همه‌مان بفهمیم و باور کنیم. اگر جزو کارهای اصلی بود، طبعاً در برنامه‌های اصلی زندگی خودش را جا میدهد و همچنان که در برنامه‌های اصلی، هیچ کاری مانع کار دیگر نیست، هیچ کاری آن وقت مانع کتاب‌خوانی نخواهد بود. باید با کتاب انس پیدا کرد.
شاهده
۲
«چیزی که نوشته نشود، انگار اصلاً وجود نداشته.»
maryhzd
۱
سعید طلایی شعر طنز خواند. شعری دربارهٔ نماز خواندن آدمهای سبک‌سر! فکرم همه جا هست، ولی پیش خدا نیست سجّادهٔ زردوز که محراب دعا نیست از شدّت اخلاص من عالم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست! از کمّیّت کار که هر روز سه وعده از کیفیّتش نیز همین بس که قضا نیست یک ذرّه فقط کُندتر از سرعت نور است هر رکعت من حائز عنوان جهانی است!
کاربر ۸۷۰۸۳۱۲
۱
پروردگارا! گناهان ما را از بزرگ و کوچک ببخش و بیامرز. پروردگارا! از دلهای ما شرک را و از عملها ریا را دور کن. پروردگارا! زبان ما را صادق کن، دل ما را هم صادق کن. پروردگارا! در روز قیامت که چشمها به هم می‌افتد و حجابها فرو می‌افتد، ما را در برابر صلحا و شهدا و امام و بزرگان شرمنده مفرما. پروردگارا! از عمر ما هر چه مانده صدقهٔ راه خود و کار مورد رضای خود قرار بده. پروردگارا! زندگی ما را نذر اسلام قرار بده. پروردگارا! ما را مشمول دعای حضرت ولیّ‌عصر قرار بده. پروردگارا! دعای ولیّ‌ات را در مورد ما مستجاب کن. پروردگارا! ما را به شرف دیدار آن بزرگوار مشرّف بدار.
شاهده
۱
آقا با لحن خودمانی‌تری گفتند: «کار بزرگ را شما انجام دادید... یک روزی میرسه خانم که روز قیامته. آن روز همه دلهره دارند. در حدیث هست که حتّی انبیا هم استغاثه میکنند به درگاه الهی. آن روز این فرزند شهید به دادتان میرسد. آن روز این صبر شما مثل فرشته‌ای دستتان را میگیرد.»
چراغ روشن
۱
پروردگارا! ما را با امام حسین در حیات دنیوی و اخروی محشور بدار.
چراغ روشن
۱
کار را با آرامش و به دور از هیاهو پیش ببرید. بگذارید خودِ کار ارزشش را نشان بدهد.
موریس لسمور
۱
آقا گفتند: «جایزه‌هایی مثل اسکار و نوبل دیگر رسوا شده؛ مثلاً همین جان اشتاین‌بک تا وقتی علیه امپریالیسم مینوشت به نان شبش محتاج بود؛ تا دربارهٔ جنگ ویتنام و به نفع آمریکا رمان نوشت، برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیّات شد.»
موریس لسمور
۱
پروردگارا! ما را لحظه‌شناس، دشمن‌شناس، دوست‌شناس و وظیفه‌شناس کن.
شاهده
۱
رهبر انقلاب به طرح هجرت اشاره کردند و گفتند باید اساتید و فضلا به شهرهای خودشان یا شهرهای کوچک هجرت کنند و این تنها راه توسعه و گسترش روحانیّت فعّال در کشور است. از علما و فضلای بجنوردی خواستند برگردند به شهرشان و دست طلّاب را بگیرند.
چراغ روشن
۱
دریغ است از ولی امّا ولی تنهاست بی‌مردم علی آری علی حتّی علی تنهاست بی‌مردم
هیدرونیوم
۱
اشک ریختن اوج غلیان احساس آدمها است!
چراغ روشن
۱
ای عشق بیا و بازم از راه ببر از راه به سرمنزل دلخواه ببر بی‌تاب به دیدن امین میرفتم گل گفت مرا نیز به همراه ببر
چراغ روشن
۱
پاییز رسید و شهر خوش‌رنگ شده است دور از تو ولی کمی بدآهنگ شده است با گل به ملاقات تو آمد دل من گل نیز دلش برای تو تنگ شده است
چراغ روشن
۱
ای غیرت آبدیده! بر خواهی خواست محکم عین عقیده بر خواهی خواست چشمان تو آیینهٔ صبح و سحرند بیدارتر از سپیده بر خواهی خواست
هیدرونیوم
۱
اصلاً وقتی آدمیزاد نقش بازی میکند، خرابکاری‌هایش شروع میشود.