کتاب تقویم بی هدفی تام لاتس + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تقویم بی هدفی

کتاب تقویم بی هدفی

نویسنده:تام لاتس
ویراستار:پژمان واسعی
انتشارات:نشر اطراف
امتیاز
۲.۶از ۱۹ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب تقویم بی هدفی

کتاب تقویم بی‌هدفی (درباره‌ی سرگردانی خلاقانه، زیبایی‌شناسی پراکندگی و کلاژ تجربه) نوشته‌ی تام لاتس و با ترجمه‌ی حمیدرضا کیانی کتابی است که نشر اطراف آن را منتشر کرده است. نویسنده که سال‌ها جستارنویس، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و بنیان‌گذار نشریه‌ی لس‌آنجلس ریویو آو بوکس بوده، در این اثر به سراغ چیزی رفته که معمولاً در حاشیه و بیراهه‌ی زندگی روزمره قرار می‌گیرد: لحظه‌های بی‌هدف، پرسه‌زنی‌های ذهنی، مسیرهای فرعی و تجربه‌های پراکنده‌ای که در نگاه اول «به درد نمی‌خورند». این کتاب نه راهنمای برنامه‌ریزی و بهره‌وری است و نه ستایش‌نامه‌ی تنبلی؛ بلکه تلاشی است برای فهم این‌که چرا ذهن انسان در بی‌نظمی، پرش، کلاژ و سرگردانی هم نوعی منطق و خلاقیت می‌سازد. لاتس با تکیه بر نمونه‌هایی از ادبیات، فلسفه، تاریخ، سینما، معماری، سفر و زندگی کوچ‌نشینان، ساختاری تکه‌تکه و کلاژگونه برای متن انتخاب کرده تا خودِ فرم کتاب بازتاب همان بی‌هدفی‌ای باشد که درباره‌اش می‌نویسد. مترجم در سخن آغازین، این بحث را به تجربه‌ی معاصر از فشار بهره‌وری، اضطراب «به‌دردبخور بودن» و فراموش‌شدن فراغت پیوند می‌زند و نشان می‌دهد چگونه ایده‌های کتاب می‌توانند در دل زندگی شلوغ و هدف‌محور امروز معنا پیدا کنند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب تقویم بی هدفی

کتاب تقویم بی‌هدفی با سخن ناشر و مقدمه‌ی مترجم آغاز می‌شود و از همان ابتدا تکلیف خواننده را با ساختار خود روشن می‌کند: قرار نیست با متنی خطی، منظم و هدف‌گذاری‌شده روبه‌رو شود. تام لاتس در این کتاب، به‌جای حرکت از مقدمه به نتیجه، از یک منظره به منظره‌ای دیگر می‌پرد: از دشت‌های مغولستان و زندگی کوچ‌نشینان تا اتاق‌های دانشگاه، از باشو و هایکو و هایبون تا نیچه و ویتمن، از ربات‌های «سریع، ارزان و بی‌مهار» ناسا تا فیلم‌های ارول موریس، از دلوز و گتاری و لیوتار تا ابن‌سینا، ارسطو، هانا آرنت و ویلیام جیمز. کتاب تقویم بی‌هدفی در فصل‌های متعدد و نسبتاً کوتاه نوشته شده که هر کدام حول یک گره مفهومی می‌چرخند: «بی‌هدفی و ادبیات / جستار»، «بی‌هدفی و ادبیات / شعر»، «بی‌هدفی و کلاژ / بی‌مهار»، «بی‌هدفی و کوچ‌نشین / دلوز و گتاری»، «بی‌هدفی و روش / تعریف‌ها و تبصره‌ها»، «بی‌هدفی و کوچ‌نشین / چنگیزخان و لیوتار»، «بی‌هدفی و کلاژ / توکارچوک، نیچه و موریس» و فصل‌های دیگری که هر بار از زاویه‌ای تازه به سرگردانی، پرسه‌زنی و پراکندگی نزدیک می‌شوند. لاتس در هر فصل، نمونه‌هایی عینی از متن‌ها، فیلم‌ها، آثار هنری و تجربه‌های سفر را کنار هم می‌گذارد تا نشان دهد چگونه بی‌هدفی می‌تواند به روش تبدیل شود. در ادامه‌ی کتاب تقویم بی‌هدفی، نویسنده به‌جای ارائه‌ی یک نظریه‌ی بسته، نوعی کلاژ فکری می‌سازد که در آن تکه‌های فلسفه، ادبیات، تاریخ فرهنگی، سفرنامه و نقد هنری در کنار هم قرار می‌گیرند. او در فصل‌های مربوط به ادبیات، جستار را «سگی ولگرد» و «گربه‌ای خیابانی» می‌بیند که از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرد و بی‌هدفی را به‌عنوان جوهر خود می‌پذیرد؛ در فصل شعر، از باشو، خوان فیلیپه هررا و ویتمن مثال می‌آورد تا نشان دهد چگونه یلگی و فهرست‌نویسیِ بی‌امان می‌تواند به دقت و غنا منتهی شود. در فصل‌های مربوط به کلاژ، از نقاشی، سینما و معماری کمک می‌گیرد تا توضیح دهد چرا کنارهم‌چینی تکه‌پاره‌ها، بدون طرحی خطی، می‌تواند معنا و «مازاد تأویل» تولید کند. در فصل‌های کوچ‌نشینی، از مغولستان، ابن‌خلدون، راهول سانکریت‌یایَن و زندگی واقعی گله‌داران حرف می‌زند و تصویر رمانتیک کوچ‌نشین را با واقعیت تاریخی و اقتصادی آن می‌سنجد. در بخش‌های نظری‌تر، با دلوز، گتاری، لیوتار، فوکو و هانا آرنت وارد گفت‌وگو می‌شود تا نشان دهد بی‌هدفی چگونه می‌تواند هم ابزار مقاومت در برابر نظم‌های مسلط باشد و هم در معرض سوءتفاهم و رمانتیزه‌شدن قرار بگیرد. متن کتاب پر است از مثال‌های جزئی، روایت‌های کوتاه، نقل‌قول‌ها و پرش‌های آگاهانه که خواندنش را به نوعی پرسه‌زنی در میان ایده‌ها تبدیل می‌کند.

خلاصه کتاب تقویم بی هدفی

تقویم بی‌هدفی از یک پرسش ساده اما پرفشار شروع می‌کند: در جهانی که همه‌چیز باید «به درد بخورد» و حتی فراغت و کتاب‌خواندن هم باید قابل‌سنجش و سودمند باشد، بی‌هدفی چه جایگاهی دارد؟ مترجم در مقدمه، با روایت صحنه‌ای در کتاب‌فروشی و ارجاع به ارسطو، ابن‌سینا و هانا آرنت، نشان می‌دهد چگونه فرهنگ معاصر فراغت را به «وقت غیراداری» تقلیل داده که باید صرف بازتولید نیروی کار شود. لاتس بر همین زمینه سوار می‌شود و در مقدمه‌ی خود، بی‌هدفی را نه فقط فقدان هدف، که نوعی گشودگی، بی‌شتابی و مقاومت در برابر برنامه‌ریزی و بهره‌وری می‌داند؛ حالتی که در آن «کسی را نشانه نرفتن» و «طرح و نقشه نداشتن» می‌تواند امکان تجربه‌های تازه را فراهم کند. در فصل‌های بعدی، کتاب نشان می‌دهد بی‌هدفی چگونه در فرم‌های مختلف فرهنگی و فکری حضور دارد. در بخش «بی‌هدفی و ادبیات / جستار»، جستار به‌عنوان فرمی معرفی می‌شود که از پرش، حاشیه‌روی، تردید و بازگشت تغذیه می‌کند و وانمود می‌کند ذهنی در حال فکر کردن است. لاتس با مثال‌هایی از ترفندهای جستارنویسی، نشان می‌دهد چگونه می‌توان حس «جریان سیال ذهن» را با جمله‌های معترضه، پرانتزها و خودتردیدی ساخت. در بخش «بی‌هدفی و ادبیات / شعر»، از باشو تا ویتمن و خوان فیلیپه هررا، شعر به‌عنوان قلمرویی تصویر می‌شود که یلگی، فهرست‌نویسی، پرسه‌زنی میان مشاغل و تصاویر و «بی‌پروایی پریشان‌گویانه» را به دقت و انضباط درونی پیوند می‌زند. در فصل‌های مربوط به کلاژ، لاتس از ربات‌های «سریع، ارزان و بی‌مهار» بروکس و فلین، فیلم‌های ارول موریس، نقاشی‌های کلاژگونه، و روایت‌های اولگا توکارچوک استفاده می‌کند تا نشان دهد کنارهم‌چینی تکه‌پاره‌ها چگونه می‌تواند به روشی برای شناخت تبدیل شود. کلاژ در این‌جا نه فقط تکنیک هنری، بلکه مدلی برای آگاهی، حافظه و نوشتن است؛ چیزی شبیه صورت فلکی که ستاره‌های دور از هم را در ذهن به شکلی تازه به هم وصل می‌کند. در فصل‌های «بی‌هدفی و کوچ‌نشین»، نویسنده با دلوز و گتاری وارد بحث می‌شود، تصویر رمانتیک کوچ‌نشین را نقد می‌کند و آن را با تجربه‌ی واقعی کوچ‌نشینان مغولستان، تحلیل ابن‌خلدون و راهنمای عملی سانکریت‌یایَن مقایسه می‌کند. در بخش «بی‌هدفی و روش»، لاتس میان روش به‌عنوان نظامی از پیش‌تعیین‌شده و بی‌هدفی به‌عنوان سبک و رویکرد تمایز می‌گذارد و تأکید می‌کند که بی‌هدفی متضاد جدیت نیست؛ بلکه نوعی «یورش کوچک و خودانگیخته به دل ناشناخته‌ها» ست که در هنر، علم، معماری و حتی طراحی ربات‌ها می‌تواند نقش داشته باشد. در فصل‌های پایانی، با لیوتار، فوکو و بحث پارالوژی، بی‌هدفی به‌عنوان شکلی از مقاومت در برابر فراروایت‌ها و منطق صرفاً سودمحور جامعه‌ی توده‌ای دیده می‌شود؛ مقاومتی که نه نسخه‌ای آماده، بلکه کلاژی از ایده‌ها، مثال‌ها و مسیرهای فرعی است.

چرا باید کتاب تقویم بی هدفی را بخوانیم؟

تقویم بی‌هدفی کتابی است که به‌جای ارائه‌ی نسخه‌ای برای «موفقیت» یا «افزایش بهره‌وری»، زاویه‌ی دید را عوض کرده است و به خودِ وسواس هدف‌گذاری و سودمندی نگاه می‌کند. خواننده در این کتاب با متنی روبه‌رو است که هم‌زمان درباره‌ی بی‌هدفی حرف می‌زند و خودش نیز بی‌خطی، پرش و کلاژ را به‌عنوان فرم انتخاب کرده است؛ یعنی تجربه‌ی خواندن، ادامه‌ی همان بحث نظری است. این اثر کمک می‌کند رابطه‌ی میان فراغت، بازی، خیال و خلاقیت دوباره دیده شود؛ از یونان باستان و فراغت کاهنان مصری تا بازی‌های نسل جدید، از جستار و شعر تا فیلم مستند و معماری. ویژگی مهم دیگر کتاب تقویم بی‌هدفی این است که بی‌هدفی را نه به‌عنوان تنبلی و بی‌مسئولیتی، بلکه به‌عنوان نوعی گشودگی و امکان تجربه‌ی مسیرهای فرعی بررسی کرده است. لاتس نشان می‌دهد چگونه بسیاری از دستاوردهای فکری و هنری، از ریاضیات تا شعر و سینما، در حاشیه‌ی کارِ هدف‌مند و در لحظه‌های پرسه‌زنی و «کارِ بی‌فایده» شکل گرفته‌اند. کتاب در عین استفاده از نام‌ها و نظریه‌های متعدد، به‌جای ساختن دستگاهی سنگین، آن‌ها را در قالب روایت‌ها و مثال‌های ملموس می‌آورد و اجازه می‌دهد خواننده با آن‌ها قدم‌به‌قدم حرکت کند. برای کسانی که زیر فشار دائمی «به‌دردبخور بودن» و «استفاده‌ی حداکثری از زمان» هستند، این متن می‌تواند مجالی برای بازاندیشی در معنای کار، فراغت، تمرکز و حواس‌پرتی باشد و نشان دهد سرگردانی لزوماً نقطه‌ی مقابل جدیت و دقت نیست.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن تقویم بی‌هدفی به کسانی پیشنهاد می‌شود که از فشار دائمی بهره‌وری و هدف‌گذاری خسته شده‌اند و می‌خواهند نسبت خود را با فراغت، بازی و پرسه‌زنی دوباره بسنجند؛ به علاقه‌مندان جستار، نقد ادبی، فلسفه‌ی معاصر و تاریخ فرهنگی که از متن‌های تکه‌تکه و کلاژگونه لذت می‌برند؛ به دانشجویان و پژوهشگران علوم انسانی که درگیر مفاهیمی مانند کوچ‌نشینی، کلاژ، پارالوژی، جستار و فرم‌های غیرخطی هستند؛ و به هنرمندان، نویسندگان، فیلم‌سازان و طراحانی که می‌خواهند درباره‌ی نسبت بی‌نظمی، تصادف و خلاقیت فکر کنند.

بخشی از کتاب تقویم بی هدفی

«بی‌هدفی نوعی نفی است. این واژه، همانند «بی‌عشقی» و «بی‌خانمانی»، بر نوعی محرومیت و فقدان دلالت می‌کند. اما بی‌هدفی طنین مضاعفی دارد: عشق و خانه چیزهایی مثبت به شمار می‌روند و نبودشان منفی تلقی می‌شود، اما هدف به‌مراتب پیچیده‌تر است. بی‌هدف بودن می‌تواند به معنای گم‌گشتگی و فاقد جهت بودن و در عین حال، به معنای گشودگی، بی‌شتابی، عاری از نیرنگ و خشونت بودن نیز باشد؛ کسی را در نظر نداشتن، چیزی را نشانه نرفتن، طرح و نقشه نداشتن. بی‌هدفی نشانگر نوعی بی‌عُلقگی یا حتی مقاومت در برابر برنامه‌ریزی، بهره‌وری و کارایی است. می‌تواند تداعی‌کنندهٔ یلخی بودن و یلگی باشد و این یلخی بودن برای برخی از ما خوشایند است. بی‌هدفی ـــ چه در هنر و زندگی، چه در نوشتن و اندیشیدن و چه در وجود ـــ همواره چیزی بیش از فقدانی است که نامش بر آن دلالت دارد. سرک کشیِدن بی‌قیدانهٔ ذهن بی‌هدفی و ادبیات / جستار سگی ولگرد، گربه‌ای خیابانی. جستار، دست‌کم از زمان مونتنی به این سو، از فرم‌های ادبیِ پذیرای بی‌هدفی بوده است؛ فرمی که بی‌هدفی را بهتر از هر فرمِ دیگری بازمی‌نمایاند و پیوسته آن را به منزلهٔ جوهر خود، در معنایی غیر از نقصان و عیب، گرامی می‌دارد؛ فرمی که در بی‌هدفی نه کاستی، بلکه فزونی، برکت و غنا می‌یابد. جستار سکان را به دست بی‌هدفی می‌سپارد و می‌گذارد بی‌هدفی روند امور را هدایت کند. هرچند جستارها گاهی هم از سیر خطی و مستقیم روایت و استدلال پیروی می‌کنند، بهترین جستارها مدام از موضوعی به موضوعی دیگر گریز می‌زنند، کژراهه می‌روند و دور خود می‌چرخند و بازمی‌گردند تا دوباره به موضوعی دیگر گریز بزنند. چنین جستارهایی بیش از آن‌که از رویکردِ تاریخ‌نگارانهٔ فون رانکه یا هگل پیروی کنند، رویکرد ویکو را در پیش می‌گیرند. همان‌طور که سارا لِوین می‌نویسد، «جستار به پالتویی از جنس خز می‌مانَد، یا به پروتئوس در زنجیر، یا به روحی سرشار از هجا، و وجه اشتراکش با سوسک‌های آلمانیِ جان‌سخت بیشتر است تا با لیسک‌ماهی‌های ظریف و شکنندهٔ تِنِسی.» جستار، همان‌طور که در این توصیف آمده، فرمی است که از غرابت، تصادف و تنوع استقبال می‌کند. چنین فرمی تجسم بی‌هدفی است و در واقع، آن را به جایگاه نوعی روش ارتقا می‌دهد. بی‌هدفیْ روشِ جستارنویس است.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

«نمی‌توانی گذشته را پشت سر بگذاری. گذشته در تو دفن شده و از گوشت تنت برای خود گنجه‌ای ساخته است. هر خاطره‌ای لزوماً به کار نمی‌آید، اما همهٔ خاطرات از جهان بیرون سرچشمه می‌گیرند تا در تو انباشته شوند. چه کسی در چه روزی با چه کسی چه کرد؟ آن حرف را که گفت؟ آن زن چه گفت؟ مرد همین حالا چه کرد؟ زن واقعاً همان را گفت؟ مرد چه گفت؟ زن چه کرد؟ آیا آنچه شنیدم همان بود که گمان می‌کردم شنیده‌ام؟ آن حرف از دهان من بیرون آمد، یا از دهان او، یا از دهان تو؟ یادت هست کِی آه کشیدی؟»
mohsen
عشق چیزی نیست که بتوان به‌زور طلب کرد یا از قبل برایش برنامه ریخت بلکه باید به صورت طبیعی اتفاق بیفتد. اهمیت ندارد که بدبین‌ها می‌گویند عشق، نود درصد، حاصل مجاورت است و ده درصدْ نتیجهٔ جبر حیوانی؛ در فیلم‌ها آرمان‌گراها برنده می‌شوند.
mohsen
در جستاری کوتاه می‌گوید آدم‌ها سفر می‌کنند چون به دنبال آن «نقطهٔ بی‌نقصی‌اند که در آن، زمان و مکان به تفاهم می‌رسند... آن‌ها خانه‌شان را ترک می‌کنند، به این امید که با حرکتی هرچند بی‌برنامه و آشوبناک، بخت‌شان را برای یافتن آن نقطه بیشتر کنند.»
mohsen
سارا لِوین می‌نویسد، «جستار به پالتویی از جنس خز می‌مانَد، یا به پروتئوس۶ در زنجیر، یا به روحی سرشار از هجا، و وجه اشتراکش با سوسک‌های آلمانیِ جان‌سخت بیشتر است تا با لیسک‌ماهی‌های ظریف و شکنندهٔ تِنِسی.»
mohsen
واژهٔ کلاژ در زبان فرانسوی معانی گوناگونی دارد و می‌تواند به معنای رابطهٔ پنهانی و نامشروع نیز باشد. چنین رابطه‌ای سرشار از هیجان، رعشه، پنهان‌کاری، دورویی، ناراستی، و ابهام است.
mohsen

حجم

۴۳۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۴۳۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۱۵۹,۰۰۰
تومان