
کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود
معرفی کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود
کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا میشود نوشتهی میچیکو آئویاما و با ترجمهی پرنیان نصوری، روایتی معاصر و چندلایه از زندگی شخصیتهایی است که هرکدام با دغدغهها و جستوجوهای شخصی خود، راهی کتابخانهای محلی میشوند. نشر دانشآفرین آن را منتشر کرده است. این اثر با نگاهی انسانی و ملموس، داستانهایی از روزمرگی، امید، تردید و تغییر را در بستر جامعهی شهری ژاپن روایت میکند و بهواسطهی شخصیتپردازی دقیق و فضاهای آشنا، مخاطب را به دنیای آدمهایی میبرد که هرکدام بهنوعی در جستوجوی معنا، مهارت یا آرامشاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود
کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا میشود با قلم میچیکو آئویاما، مجموعهای از روایتهای بههمپیوسته است که هر فصل آن به زندگی فردی متفاوت میپردازد. داستانها در فضای شهری ژاپن و عمدتاً حول محور کتابخانهای محلی شکل میگیرند؛ جایی که شخصیتها با دغدغهها و بحرانهای شخصی خود روبهرو میشوند و در مواجهه با کتابدار مرموز و مهربان، مسیر تازهای برای زندگی خود پیدا میکنند. آئویاما با نگاهی جزئینگر، دغدغههای نسل جوان، فشارهای اجتماعی، حس ناکامی، جستوجوی هویت و امید به تغییر را در قالب روایتهایی ساده اما تأثیرگذار به تصویر کشیده است. شخصیتها از طبقات و مشاغل مختلف هستند و هرکدام با مسئلهای دستوپنجه نرم میکنند؛ از توموکا، دستیار فروش جوانی که در جستوجوی معنا و مهارت است، تا ریو، کارمند حسابداری که رؤیای داشتن مغازهای عتیقهفروشی را در سر میپروراند. کتابخانه در این میان، نهتنها مکانی برای امانت گرفتن کتاب، بلکه فضایی برای کشف خود و بازاندیشی در مسیر زندگی است. آئویاما با روایتهای کوتاه و پیوسته، تصویری از جامعهی معاصر ژاپن و چالشهای فردی و جمعی آن ارائه داده است.
خلاصه داستان هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با توموکا، دختر جوانی که پس از فارغالتحصیلی در فروشگاه پوشاک زنانهای مشغول به کار شده، آغاز میشود. او با احساس بیهدفی و تکرار روزمرگی دستوپنجه نرم میکند و در جستوجوی تغییری کوچک، به کلاس کامپیوتر و سپس کتابخانهی محلی میرود. مواجهه با کتابدار خاص و پیشنهاد خواندن کتابی کودکانه، جرقهای برای بازنگری در زندگیاش میشود. توموکا با الهام از داستان گوری و گورا، تلاش میکند مهارتهای جدید بیاموزد و حتی آشپزی را تجربه کند. در این مسیر، روابطش با همکاران و دوستانش نیز دستخوش تغییر میشود و به تدریج اعتمادبهنفس و امید بیشتری پیدا میکند. در فصل دوم، ریو، مردی سیوپنجساله و کارمند حسابداری، روایت میشود. او با خاطرهی دوران نوجوانی و علاقهاش به عتیقهجات، رؤیای داشتن مغازهای را در سر دارد اما درگیر روزمرگی و فشارهای شغلی است. ریو نیز با تردیدها و حسرتهایش، به دنبال راهی برای تحقق رؤیاهایش میگردد. هر دو روایت، با محوریت کتابخانه و مواجهه با کتابدار، به جستوجوی معنا، تغییر و بازتعریف خود میپردازند. کتاب با روایتهای دیگر نیز ادامه مییابد و هر شخصیت با مسئلهای متفاوت، اما با نقطهی مشترک جستوجو و امید، روبهرو میشود.
چرا باید کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود را بخوانیم؟
این کتاب با روایتهایی ملموس و شخصیتهایی باورپذیر، تصویری از دغدغهها و امیدهای انسان معاصر را ارائه داده است. هر فصل، فرصتی برای همذاتپنداری با شخصیتهایی است که درگیر تردید، بیانگیزگی یا جستوجوی معنا هستند. کتابخانه در این اثر، نمادی از مکانی برای بازنگری و کشف دوبارهی خود است و مواجهه با کتابدار، بهانهای برای طرح پرسشهای اساسی دربارهی زندگی و آینده. خواندن این کتاب، نهتنها تجربهای داستانی، بلکه فرصتی برای تأمل دربارهی مسیرهای شخصی و ارزش یادگیری و تغییر است. روایتهای آن، با جزئیات دقیق و فضای آشنا، میتواند الهامبخش کسانی باشد که در بزنگاههای زندگی به دنبال راهی تازه میگردند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی یافتن معنا در زندگی روزمره، جستوجوی مهارتهای جدید، یا عبور از بحرانهای شخصی را دارند. همچنین برای علاقهمندان به داستانهای معاصر ژاپنی و روایتهایی دربارهی رشد فردی و تغییر مناسب است.
بخشی از کتاب هر چه به دنبالش هستی در کتابخانه پیدا می شود
«کتابخانه هم در طبقه همکف قرار دارد. از دو سالن اجتماعات و یک اتاق به سبک ژاپنی که در انتهای ساختمان در کنار یک آشپزخانه کوچک قرار دارد، عبور میکنم. در کاملاً باز است و تابلویی به دیوار نصب شده که روی آن نوشته شده است "کتابخانه". فضایی به اندازهٔ یک کلاس، با ردیفهای زیادی قفسهٔ کتاب پر شده و سمت چپ ورودی، یک پیشخوان که روی آن کلمات "محل امانت گرفتن و پس دادن کتاب" به چشم میخورد، قرار گرفته است. نزدیک پیشخوان، یک دختر ریزنقش با پیشبند آبی تیره، کتابهایی با جلد شومیز را در قفسه میچیند. با کمرویی به او نزدیک میشوم. «عذرمیخوام، کتابهای مربوط به کامپیوتر کجا هستن؟» سرش را به سرعت بالا میگیرد و گونههایش گل میاندازند. آن دختر چشمانی درشت دارد و موهای مشکی و دماسبیاش پشت سرش تکان میخورند. آنقدر کم سن به نظر میرسد که گمان میکنم دبیرستانی باشد. روی کارت اسمش نوشته شده است "نوزومی موریناگا". «اونجاست.» نوزومی در حالی که هنوز هم تعداد زیادی کتاب به دست دارد، از میز مطالعه میگذرد و من را به سمت قفسه بزرگی که مقابل دیوار قرار گرفته است، راهنمایی میکند. «اگه برای انتخاب کتاب به پیشنهاد و راهنمایی نیاز داشتید، کتابدار تو قسمت مَرجعه.»
حجم
۴۸۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۴۸۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
