کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد آن لیانگ + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

معرفی کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد نوشته‌ی آن لیانگ نخستین جلد از مجموعه‌ی چاباموچی است که نشر پرتقال آن را با ترجمه‌ی ندا بهرامی‌نژاد منتشر کرده است. داستان در دبیرستان وودویل در ملبورن می‌گذرد و راوی آن سِیدی وِن، دختر آسیایی‌تبار، شاگرد ممتاز، ورزشکار و نماینده‌ی دانش‌آموزان است که همه‌چیز را طبق برنامه و برای آینده‌ای رؤیایی در دانشگاه برکلی پیش می‌برد. در ظاهر، سِیدی همان دانش‌آموز نمونه‌ای است که معلم‌ها تحسینش می‌کنند و هم‌کلاسی‌ها برای جزوه‌ها و نظم و مسئولیت‌پذیری‌اش سراغش می‌آیند؛ اما زیر این تصویر بی‌نقص، خشم، اضطراب، وسواس و رقابتی فرساینده با هم‌کلاسی قدیمی‌اش، جولیوس گُنگ، جریان دارد. سِیدی سال‌هاست احساسات واقعی‌اش را در ایمیل‌هایی تند و بی‌رحم می‌نویسد و به‌عنوان پیش‌نویس نگه می‌دارد؛ ایمیل‌هایی که قرار است هرگز ارسال نشوند. محور اصلی داستان از جایی شروع می‌شود که این نامه‌های پنهانی به‌طور ناگهانی برای جولیوس و بعد برای دیگران فرستاده می‌شوند و زندگی منظم سِیدی را به‌هم می‌ریزند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد داستانی دبیرستانی با محوریت فشار موفقیت، رقابت و چهره‌ی پنهان آدم‌ها در پشت نقاب «دانش‌آموز خوب» است. آن لیانگ در این کتاب سِیدی وِن را در مرکز ماجرا قرار داده است؛ دختری که در سرمای زمستان جلوی درِ مدرسه می‌ایستد تا به‌عنوان نماینده‌ی دانش‌آموزان، اولیا را برای بازدید از وودویل همراهی کند و در همان چند صفحه‌ی اول، وسواسش نسبت‌به امتیاز، نشان‌ها، نمره‌ها و نگاه دیگران آشکار می‌شود. او برای هر موفقیت، در ذهنش امتیاز تعریف کرده و خودش را در رقابتی دائمی با جولیوس گُنگ، نماینده‌ی دیگر دانش‌آموزان، می‌بیند؛ رقابتی که از هفت‌سالگی و یک بازی وسطی شروع شده و حالا به جنگی تمام‌عیار بر سر نمره، محبوبیت و آینده تبدیل شده است. کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد در فصل‌های متوالی، روزی شلوغ از زندگی سِیدی را دنبال می‌کند؛ از بازدید اولیا و نمایش «دانش‌آموز نمونه» بودن، تا کلاس تاریخ، پروژه‌ی گروهی درباره‌ی دوران جنگ‌سالاران چین، ایمیل به معلم ریاضی، و بعد ناهار در حیاط مدرسه که ناگهان همه‌چیز عوض می‌شود. ساختار کتاب فصل‌بندی خطی دارد و هر فصل بخشی از فشارهای بیرونی و درونی سِیدی را پررنگ‌تر می‌کند؛ فشار خانواده‌ی مهاجر، توقعات خودش از خودش، رقابت با جولیوس، و نیاز شدید به تأیید دیگران. کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد در ادامه، از سطح ماجرای مدرسه‌ای فراتر می‌رود و به لایه‌های عمیق‌تری مثل خشم فروخورده، اضطراب عملکرد، و دوگانه‌ی «تصویر عمومی» و «خود واقعی» می‌رسد. سِیدی برای تحمل این فشارها، عادت عجیبی دارد: برای آدم‌هایی که از آن‌ها عصبانی است، ایمیل‌هایی طولانی، تند و گاهی خشن می‌نویسد و آن‌ها را در پوشه‌ی پیش‌نویس نگه می‌دارد؛ از جولیوس گرفته تا هم‌کلاسی‌هایی مثل رُزی و حتی معلم ادبیات، خانم جانسون. این ایمیل‌ها پر از اعتراف، توهین، حسادت و ترس‌اند و مثل دفترچه‌ی سیاه ذهن او عمل می‌کنند. نقطه‌ی عطف کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد جایی است که به‌دلیل اتفاقی نامعلوم، این پیش‌نویس‌ها به‌طور واقعی ارسال می‌شوند: اول برای همه‌ی دریافت‌کننده‌های ایمیل رُزی، بعد برای معلم‌ها و درنهایت برای خود جولیوس؛ و سِیدی ناگهان با تصویری که از او در ذهن دیگران ساخته شده بود، روبه‌رو می‌شود. در فصل‌های بعدی، پیامدهای این افشاگری، واکنش هم‌کلاسی‌ها، معلم‌ها و خود جولیوس، و تلاش سِیدی برای حفظ آینده‌اش و مواجهه با خودِ واقعی‌اش، هسته‌ی اصلی روایت را شکل می‌دهد. در کنار این خط اصلی، کتاب به روابط دوستی سِیدی با ابیگل، فضای رقابتی مدرسه‌ی گزینشی وودویل، خانواده‌ی آسیایی‌تبار او و رؤیای رفتن به برکلی هم پرداخته است.

خلاصه کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! محور کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد زندگی روزمره‌ی سِیدی وِن است؛ دختری که همه‌چیزش را حول موفقیت تعریف کرده است. او صبح زود در سرمای ملبورن جلوی درِ مدرسه می‌ایستد تا به‌عنوان نماینده‌ی دانش‌آموزان، اولیا را برای بازدید از وودویل همراهی کند و در همان لحظه، حضور جولیوس گُنگ، رقیب دیرینه‌اش، تمام بدنش را منقبض می‌کند. سِیدی در ذهنش برای هر موفقیت امتیاز می‌نویسد و تابلوی امتیاز خیالی‌ای دارد که روی آن خودش و جولیوس را مقایسه می‌کند؛ از مقام‌های ورزشی و مناظره‌ها تا لبخند رضایت معلم‌ها. او در بازدید، با خاله‌خان‌باجی‌هایی روبه‌رو می‌شود که به‌سرعت مجذوب ظاهر و اعتمادبه‌نفس جولیوس می‌شوند و سِیدی با وجود تلاش زیاد، می‌بیند که باز هم در سایه‌ی او قرار گرفته است. در ادامه‌ی کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد، فشارها روی سِیدی بیشتر می‌شود: پروژه‌ی گروهی تاریخ را عملاً به‌تنهایی انجام می‌دهد، چون هم‌گروهی‌هایش کاری تحویل نمی‌دهند؛ هم‌کلاسی‌هایی مثل رُزی از او می‌خواهند تمام جزوه‌هایش را اسکن و دسته‌بندی کند؛ و او برای گرفتن نیم‌نمره‌ی بیشتر، ایمیل‌های پی‌درپی و ملتمسانه و بعد عصبانی برای معلم ادبیاتش می‌فرستد. در ظاهر، سِیدی همیشه مؤدب، کمک‌کننده و «دانش‌آموز ایده‌آل» است، اما خشم و رنجش خود را در ایمیل‌هایی تند و بی‌رحم خالی می‌کند که آن‌ها را در پوشه‌ی پیش‌نویس نگه می‌دارد؛ ایمیل‌هایی که در آن‌ها جولیوس را خودشیفته و تشنه‌ی توجه می‌نامد، رُزی را به دزدیدن پروژه‌ی نمایشگاه علوم متهم می‌کند و بارم‌بندی خانم جانسون را زیر سؤال می‌برد. او مطمئن است که هرگز این نامه‌ها را ارسال نخواهد کرد و همین خیال، به او اجازه می‌دهد هرچقدر می‌خواهد بی‌رحم باشد. نقطه‌ی بحران وقتی است که در وقت ناهار، رُزی با گوشی در دست و چهره‌ای خشمگین سراغ سِیدی می‌آید و ایمیلی را نشان می‌دهد که سِیدی سال‌ها پیش در اوج عصبانیت نوشته بود؛ ایمیلی که حالا با گزینه‌ی «پاسخ به همه» برای کل هم‌دوره‌ای‌ها ارسال شده است. کمی بعد، سِیدی می‌فهمد که ده‌ها ایمیل دیگرش هم برای معلم‌ها و به‌خصوص برای جولیوس فرستاده شده‌اند. جولیوس او را به باغچه‌ی مدرسه می‌برد و روبه‌رویش می‌ایستد؛ حالا او تمام جزئیات تحقیرکننده‌ای را که سِیدی درباره‌ی ظاهر، رفتار و شخصیتش نوشته، حفظ است و با خواندن بخش‌هایی از آن‌ها، سِیدی را در تنگنا می‌گذارد. در این گفت‌وگو، جولیوس به او می‌گوید «سرتاپات قلابیه» و ادعا می‌کند که سِیدی در اعماق دلش او را تحسین می‌کند. سِیدی از خشم و شرم می‌لرزد، اما درعین‌حال برای اولین‌بار مجبور می‌شود با این واقعیت روبه‌رو شود که تصویر «دختر بی‌نقص و مهربان» با آنچه در ذهنش می‌گذرد، فاصله‌ای عمیق دارد. از این‌جا به بعد، داستان به‌سمت پیامدهای اجتماعی و عاطفی این افشاگری، تغییر رابطه‌ی سِیدی و جولیوس، و تلاش او برای بازتعریف خودش و آینده‌اش پیش می‌رود، بی‌آنکه پایان ماجرا در متنِ داده‌شده روشن شده باشد.

چرا باید کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد را بخوانیم؟

کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد تصویری نزدیک از فشارهایی ارائه کرده است که روی شانه‌ی نوجوانان و دانش‌آموزان ممتاز سنگینی می‌کند؛ فشاری که فقط به نمره و دانشگاه خلاصه نمی‌شود و به نیاز به تأیید، ترس از طرد شدن و وسواس نسبت‌به «بی‌نقص بودن» هم می‌رسد. سِیدی نمونه‌ی کسی است که از بیرون همه‌چیزش مرتب است، اما درونش پر از خشم، اضطراب و احساس ناکافی بودن است و این تضاد، خواندن داستان را به تجربه‌ای آشنا و قابل‌همذات‌پنداری تبدیل می‌کند. این کتاب نشان داده است که چگونه مهربانی افراطی، «نه» نگفتن و قبول کردن همه‌ی درخواست‌ها می‌تواند به فرسودگی و رنجش پنهان منجر شود و چطور خشم فروخورده، اگر جایی برای بیان سالم پیدا نکند، به شکل‌های تند و مخربی مثل نامه‌های سِیدی سر باز می‌کند. در عین حال، کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد به موضوعات دیگری هم سر زده است: رقابت طولانی‌مدت بین دو دانش‌آموز ممتاز، فضای مدرسه‌ی گزینشی با اکثریت دانش‌آموزان آسیایی‌تبار، رابطه‌ی پیچیده‌ی سِیدی با خانواده‌اش بعد از رفتن پدر، و رؤیای مهاجرت تحصیلی به دانشگاهی دور. تضاد بین تصویر عمومی سِیدی و ایمیل‌های تند و صادقانه‌اش، فرصتی برای فکر کردن به این سؤال فراهم کرده است که «خود واقعی» چیست و تا کجا می‌توان برای حفظ ظاهر، احساسات را پنهان کرد. رابطه‌ی پرتنش و چندلایه‌ی او با جولیوس هم فقط یک دشمنی ساده نیست؛ ترکیبی از رقابت، حسادت، تحسین ناخواسته و آینه‌ای است که هر دو را وادار می‌کند به خودشان نگاه کنند. برای کسانی که به داستان‌های مدرسه‌ای، روابط پیچیده‌ی دوستی و دشمنی، و روایت‌هایی درباره‌ی فشار موفقیت و هویت علاقه دارند، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده و فکرانگیز باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب کاش نامه‌هایم به دستت نرسد به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های مدرسه‌ای و نوجوانانه با محوریت رقابت، اضطراب نمره و فشار قبولی در دانشگاه علاقه دارند. به دانش‌آموزانی که با وسواس نسبت‌به موفقیت، نیاز به تأیید دیگران یا سختی «نه گفتن» دست‌وپنجه نرم می‌کنند هم پیشنهاد می‌شود. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند روابط پیچیده‌ی دوستی، دشمنی و رقابت بین هم‌کلاسی‌ها را در فضایی پر از امتحان، پروژه و شبکه‌های اجتماعی دنبال کنند، این کتاب نزدیک است.

بخشی از کتاب کاش نامه هایم به دستت نرسد

«در حال حاضر، جولویس ۴۹۰ امتیاز دارد و من به لطف گرفتن بالاترین نمره از امتحان تاریخ هفتهٔ پیش ۴۹۵ امتیاز. با همهٔ این‌ها هنوز خیلی مانده تا قانع بشوم. بازنده‌ها زود قانع می‌شوند. جولیوس دوباره نگاهی به ساعتش می‌اندازد و می‌گوید: «به نفعشونه زودتر برسن. دلم نمی‌خواد قندیل ببندم.» طبق معمول ته‌لهجهٔ کم‌وبیش آمریکایی‌اش لحن تحقیرآمیزش را پررنگ‌تر می‌کند. چند وقتی است این فکر به سرم زده که لهجه‌اش ساختگی است. در تمام عمرش فقط برای تورهای بازدید از دانشگاه پایش به آمریکا باز شده؛ هیچ دلیل منطقی‌ای ندارد که این‌قدر لهجه پیدا کند، غیر از اینکه بخواهد خودش را خاص جلوه بدهد. چشم‌غره می‌روم. دلم می‌خواهد سرش داد بزنم: دنیا رو که واسه خدمت به تو نساخته‌ان. ولی انگار دنیا را برای خندیدن به ریش من ساخته‌اند، چون درست سر بزنگاه، انگار به فرمان جولیوس چهارتا ماشین از راه می‌رسند و توی پارکینگ می‌ایستند. درهایشان یکی‌یکی باز می‌شود و از هر ماشین خاله‌خان‌باجی‌ای پیاده می‌شود. خاله‌خان‌باجی دقیق‌ترین تعبیری است که به ذهنم می‌رسد. منظورم قوم‌وخویش خونی نیست (هرچند بی‌بروبرگرد خاله‌های خودم هم یک‌پا خاله‌خان‌باجی هستند) منظورم حال‌وهوا و ماهیت وجودی‌شان است. حسش می‌کنی، این‌جوری به نظر می‌رسد، ولی نمی‌شود موبه‌مو توصیفش کرد. خاله‌خان‌باجی بودن نشانه‌های خاصی دارد: مثل فر دائم موها، تتوی ابروها، کیف شَنل و گردنبند یشم گران‌قیمت با زنجیر قرمز ارزان. اما همین قشر هم انواع‌واقسام دارند. مثلاً اولین خاله‌خان‌باجی‌ای که با کلی افاده خودش را به در مدرسه می‌رساند کفش پاشنه‌پانزده‌سانتی پوشیده و شال سبز فسفری‌اش جوری توی چشم می‌زند که می‌شود عوض چراغ راهنمایی از آن استفاده کرد. خاله‌خان‌باجی پشت سرش رخت‌ولباسی با رنگ ملایم‌تر پوشیده و جدی بودن طبیعی چهره‌اش من را یاد مامانم می‌اندازد. تعجب نمی‌کنم پدر و مادرهایی که می‌خواهند بچه‌هایشان را به مدرسهٔ ما بفرستند، دست‌برقضا همگی آسیایی هستند. با برآوردی محتاطانه، ما بچه‌آسیایی‌ها دست‌کم نود درصد دانش‌آموزان مدرسهٔ وودوِیل را تشکیل می‌دهیم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۴۴٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

حجم

۳۴۴٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
۱۴۴,۰۰۰
۲۰%
تومان