
دانلود و خرید کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز
معرفی کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز
کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز نوشته تیم چطور با ترجمه مهدی فیروزی و با گویندگی محسن خدری منتشر شده است. نشر نوار آن کتاب را منتشر کرده است و محتوای آن بر پایه تجربههای یک چندزبانه معروف و گفتوگو با هزاران زبانآموز در سراسر جهان شکل گرفته است. این کتاب صوتی بهجای تمرکز بر قواعد خشک و تمرینهای مدرسهای روی ذهنیت، برنامهریزی و روشهای واقعی یادگیری زبان تمرکز کرده است؛ یعنی همان چیزهایی که معمولاً در کلاسهای سنتی زبان جایی ندارند. در فصلهای آغازین این کتاب صوتی با ۲۰ افسانه و بهانه رایج در یادگیری زبان روبهرو میشویم؛ از «برای من دیر شده» و «ژن زبان ندارم» گرفته تا «وقت ندارم»، «دورههای خوب خیلی گران هستند» و «بدون رفتن به کشور مقصد نمیشود زبان یاد گرفت». نویسنده در ادامه نشان داده است که چطور میتوان با تغییر نگرش و طراحی یک «ماموریت ۹۰ روزه» برای خود، یادگیری زبان را به پروژهای مشخص، زماندار و قابل اندازهگیری تبدیل کرد. در فصلهای بعدی این کتاب صوتی شنونده با ابزارهای عملی مانند تعیین سطح هدف بر اساس چارچوب اروپایی مشترک مرجع برای زبانها (CEFR)، طراحی ماموریتهای کوچک هفتگی، استفاده از روش کلیدواژه برای حفظ واژهها، تکرار با فاصله و ساخت متنهای یکدقیقهای برای معرفی خود آشنا میشود. یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز بیش از آنکه درباره یک زبان خاص باشد درباره ساختن سیستمی شخصی برای یادگیری هر زبان است؛ سیستمی که بتوان آن را با هر شرایط شغلی، سنی و زمانی تطبیق داد.
درباره کتاب یادگیری یک زبان جدید در 90 روز
کتاب یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز با طرح یک ادعای صریح شروع میشود: تقریباً هر انسانی در هر سنی میتواند زبان دومی یاد بگیرد و هیچ بهانه جدی و قطعی برای ناتوانی در این کار وجود ندارد. نویسنده با تکیهبر تجربه شخصی خود در یادگیری چندین زبان و گفتوگو با هزاران زبانآموز نشان داده است که موانع اصلی بیشتر ذهنی هستند تا واقعی. فصل اول این کتاب صوتی به ۲۰ افسانه رایج اختصاص دارد؛ افسانههایی مانند «برای من دیر شده»، «ژن زبان ندارم»، «وقت ندارم»، «برنامههای آموزش زبان خیلی گران هستند»، «باید اول کلی درس بخوانم بعد شروع به صحبت کنم»، «نمیتوانم تمرکز کنم»، «بعضی زبانها غیرممکناند»، «رکود اجتنابناپذیر است»، «تسلط واقعی ناممکن است»، «زبان کسلکننده است»، «گویشوران بومی با من حرف نمیزنند»، «همیشه لهجه خواهم داشت»، «خانواده و دوستان حمایتم نمیکنند»، «همه جا زبان خودم جواب میدهد»، «نمیتوانم پا به پای دیگران پیش بروم»، «چند بار شکست خوردهام پس دیگر نمیشود»، «اگر زبان را فراموش کنم از دست رفته است» و حتی «معلولیتها یادگیری زبان را غیرممکن میکنند». در هر مورد نویسنده هم استدلال آورده و هم نمونه واقعی از زبانآموزانی با شرایط دشوارتر ارائه کرده است. در ادامه کتاب یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز از سطح انگیزشی و ذهنی به سطح طراحی برنامه میرسد. فصل دوم مفهوم «ماموریت» را معرفی کرده است؛ یعنی تبدیل رؤیای مبهم «یادگیری فلان زبان» به هدفی دقیق، زماندار و قابل سنجش. نویسنده با استفاده از نظام CEFR سطوح مختلف زبان را توضیح داده و پیشنهاد کرده است که شنونده بهجای هدفهای مبهمی مثل «تسلط کامل»، سطح مشخصی مانند A۲، B۱ یا B۲ را برای بازه ۹۰ روزه انتخاب کند. در این فصل تفاوت میان «تسلط واقعبینانه» و تصویر اغراقآمیز از تسلط (مثل توانایی بحث فلسفی بدون مکث) روشن شده است و توضیح داده شده که چرا سطح B۲ در مکالمه میتواند معیار معقولی برای «تسلط» باشد. سپس به موضوع زمان پرداخته شده است؛ اینکه یادگیری زبان در ساعتها اتفاق میافتد نه در ماهها و سالها و اگر کسی بتواند روزانه چند ساعت متمرکز کار کند در سه ماه میتواند جهشی جدی تجربه کند. بخش دیگری از کتاب صوتی به مفهوم «ماموریتهای کوچک» میپردازد؛ هدفهای کوتاهمدتی که روی یک مشکل مشخص متمرکز هستند، مثل اصلاح لحن در ماندارین، کمکردن وابستگی به کتاب عبارات، یا تمرین تماس تلفنی در زبان مقصد. نویسنده توضیح داده است که چگونه این ماموریتهای کوچک مغز را به چالش میکشند، شنونده را از حاشیه امن بیرون میآورند و در عین حال با برنامهریزی برای استراحتهای دورهای از فرسودگی جلوگیری میکنند. در فصل سوم نیز تمرکز بر حافظه و واژگان است؛ ابتدا نقد روش حفظ طوطیوار مدرسهای و سپس معرفی روش کلیدواژه، تصویرسازی ذهنی، داستانسازی، تکرار با فاصله، استفاده از فلشکارت (مثلاً با اپ انکی) و در نهایت حفظ عبارات و متنهای یکدقیقهای برای معرفی خود. این ساختار باعث شده است که آن کتاب از سطح «انگیزه» عبور کند و به سطح «ابزار و تکنیک» برسد.
خلاصه کتاب یادگیری یک زبان جدید در 90 روز
هسته اصلی کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز این است که یادگیری زبان بیش از آنکه مسئله استعداد، سن یا امکانات مالی باشد مسئله نگرش، طراحی پروژه و نوع تمرین است. نویسنده در فصل اول با ۲۰ افسانه رایج روبهرو شده است. برای نمونه در افسانه «برای من دیر شده» توضیح داده شده که بزرگسالان نهتنها از کودکان عقب نیستند بلکه در بسیاری جنبهها جلوتر هستند: سالها تجربه تعامل انسانی، شناخت زبان بدن، تمایز آواهای مشترک، واژگان گسترده در زبان مادری و توانایی تحلیل و استدلال. پژوهشهایی که نشان میدهد بزرگسالان در یادگیری دستور زبان در برخی آزمونها بهتر عمل کردهاند نیز مطرح شده است. در مقابل، تنها مزیت واقعی کودکان «کمتر ترسیدن از اشتباه» معرفی شده و پیشنهاد شده که بزرگسالان این ویژگی را از کودکان تقلید کنند. در افسانه «ژن زبان ندارم» نویسنده با مثالهایی از جوامع چندزبانه مانند لوکزامبورگ، هند، چین و مناطق دو یا چندزبانه اروپا نشان داده است که چندزبانه بودن بیشتر محصول محیط است تا ژنتیک. در افسانه «وقت ندارم» بحث به مدیریت زمان کشیده شده است: استفاده از لحظات مرده روز (صف، مترو، آسانسور)، تبدیل گوشی هوشمند به ابزار یادگیری، و تمرکز بر «فرصتآفرینی» بهجای انتظار برای زمانهای طولانی خالی. در افسانه «برنامههای آموزش زبان گران هستند» و «منتظر دوره فوقالعادهام» تأکید شده که دورهها فقط محتوا میدهند و آنچه یادگیری را رقم میزند میزان استفاده فعال از زبان است، نه تعداد دورهها یا قیمت آنها. نویسنده حتی هشدار داده است که خرید چندین محصول آموزشی گران میتواند شانس موفقیت را کاهش دهد چون تمرکز را از استفاده واقعی زبان به جمعکردن منابع منتقل میکند. افسانههای دیگری مانند «باید قبل از صحبت کلی مطالعه کنم»، «نمیتوانم تمرکز کنم»، «بعضی زبانها خیلی سخت هستند»، «رکودها ما را متوقف میکنند»، «تسلط کامل ناممکن است»، «زبان کسلکننده است»، «گویشوران بومی حوصله من را ندارند»، «همیشه لهجه خواهم داشت»، «خانوادهام حمایتم نمیکنند»، «همه جا زبان خودم جواب میدهد»، «نمیتوانم پا به پای دیگران پیش بروم»، «شکست قبلی یعنی ناتوانی ذاتی»، «اگر زبان را فراموش کنم از دست رفته است» و «معلولیتها یادگیری را غیرممکن میکنند» نیز با مثالهای عینی و داستانهای واقعی به چالش کشیده شدهاند؛ از جمله داستان زنی ناشنوا و تا حدی نابینا که چند زبان را تا سطح بالا آموخته است. پس از پاکسازی این موانع ذهنی، کتاب به سراغ طراحی «ماموریت ۹۰ روزه» میرود. نویسنده پیشنهاد کرده است که شنونده بهجای تصمیمهای مبهم سال نو، هدفی دقیق با مهلت مشخص تعریف کند؛ مثلاً رسیدن به سطح B۱ یا A۲ در سه ماه. برای این کار چارچوب CEFR معرفی شده و توضیح داده شده که چرا سطح B۲ در مکالمه میتواند معیار معقولی برای «تسلط» باشد: توانایی گفتوگو با گویشوران بومی بدون ایجاد مشکل برای هیچیک از طرفین، در موضوعات روزمره و اجتماعی، حتی با مکث و لهجه. سپس بر این نکته تأکید شده که یادگیری زبان در «ساعتهای واقعی تمرین» اتفاق میافتد و برای پیشرفت سریع باید روزانه دستکم چند ساعت به زبان اختصاص داد؛ حتی اگر این زمان از تکههای کوچک روز جمع شود. در ادامه مفهوم «ماموریتهای کوچک» مطرح شده است: هدفهای کوتاهمدتی که روی یک مشکل مشخص تمرکز میکنند، مثل اصلاح لحن در ماندارین، تمرین صحبت بدون نگاهکردن به کتاب عبارات، یا انجام تماسهای تلفنی در زبان مقصد. این ماموریتها عمداً «مغز را دود میکنند» تا شنونده از حاشیه امن بیرون بیاید و جهش کند. در کنار این فشار، نویسنده بر ضرورت استراحتهای برنامهریزیشده (مثلاً یک هفته استراحت پس از سه هفته کار فشرده) برای جلوگیری از فرسودگی تأکید کرده است. فصل سوم به حافظه و واژگان اختصاص دارد. ابتدا نقد روش حفظ طوطیوار مدرسهای مطرح شده و سپس روش کلیدواژه توضیح داده شده است: پیوند دادن واژه جدید به تصویری خندهدار، اغراقآمیز و شخصی که هم شکل و هم صدا را در ذهن قلاب میکند. مثالهایی از فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، چکی و چینی نشان داده شدهاند تا شنونده ببیند چگونه میتوان حتی لحن واژههای ماندارین را با داستانسازی به خاطر سپرد. سپس سیستم «تکرار با فاصله» و استفاده از فلشکارت (کاغذی یا دیجیتال) معرفی شده است تا واژهها بر اساس میزان دشواری زمانبندی شوند و مرور روی آنهایی متمرکز شود که در خطر فراموشی هستند. در پایان نیز پیشنهاد شده است که شنونده یک متن یکدقیقهای درباره خودش (کیست، اهل کجاست، چه میکند و چرا آن زبان را میآموزد) آماده کند، آن را با کمک گویشور بومی تصحیح کند و حفظ کند تا از همان روزهای اول بتواند گفتوگوهای واقعی را شروع کند.
چرا باید کتاب یادگیری یک زبان جدید در 90 روز را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز برای کسانی که بارها با کلاس و کتاب و اپلیکیشن سراغ زبان رفتهاند و نیمهراه رها کردهاند فرصتی است برای بازتعریف کامل رویکردشان. این کتاب صوتی بهجای تمرکز بر جزئیات فنی دستور زبان روی سه محور اصلی کار کرده است: ذهنیت، طراحی پروژه و ابزارهای عملی. شنونده در ابتدا میبیند که بسیاری از «دلایل منطقی» برای یادنگرفتن زبان در واقع افسانههایی هستند که با مثالهای واقعی نقض شدهاند؛ از سن بالا و کمبود وقت تا نداشتن استعداد و حمایت اطرافیان. همین شفافسازی ذهنی میتواند احساس گناه و ناتوانی را به حس امکانپذیری تبدیل کند. ویژگی مهم دیگر کتاب یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز این است که یادگیری زبان را به یک «ماموریت زماندار» تبدیل کرده است. شنونده یاد میگیرد چگونه هدفی مشخص (مثلاً رسیدن به سطح B۱ در مکالمه) تعریف کند، آن را در چارچوب CEFR جای دهد، برای سه ماه آینده برنامهریزی کند، ماموریتهای کوچک هفتگی بچیند و برای دورههای استراحت هم جا بگذارد تا فرسوده نشود. این نگاه پروژهمحور باعث میشود یادگیری زبان از حالت مبهم و کشدار خارج شود و به کاری تبدیل شود که میتوان آن را اندازهگیری و پیگیری کرد. از سوی دیگر این کتاب صوتی ابزارهای ملموسی برای کار روزمره ارائه کرده است: روش کلیدواژه برای حفظ واژهها، تصویرسازی و داستانسازی، استفاده از تکرار با فاصله و فلشکارت، تمرین با لحظات مرده روز، ساخت متنهای یکدقیقهای برای معرفی خود و استفاده از موسیقی و ریتم برای حفظ عبارات. این ابزارها مستقل از زبان خاص هستند و شنونده میتواند آنها را برای هر زبانی که در آینده میآموزد به کار ببندد. ترکیب داستانهای واقعی زبانآموزان با این تکنیکها نیز کمک کرده است که شنونده فقط «نظریه» نشنود بلکه ببیند این روشها در زندگی واقعی چگونه عمل کردهاند. در نهایت این کتاب صوتی برای کسانی که از فضای کلاسهای سنتی خسته شدهاند جذاب است چون نشان داده است که میتوان بدون وابستگی به دورههای گران، بدون سفر اجباری به کشور مقصد و حتی در کنار شغل تمام وقت، پروژه زبانی جدی و مؤثری طراحی کرد. شنونده پس از پایان آن کتاب نهتنها با مجموعهای از تکنیکها آشنا میشود بلکه چارچوبی در اختیار دارد که میتواند بر اساس آن برای ۹۰ روز آینده خود برنامه عملی بنویسد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی یادگیری یک زبان جدید در ۹۰ روز به این گروهها پیشنهاد میشود: - به کسانی که چند بار یادگیری زبان را شروع کردهاند و هر بار نیمهراه رها کردهاند و به دنبال رویکردی متفاوت هستند. - به افرادی که فکر میکنند برای یادگیری زبان «سنشان گذشته» یا «استعداد زبان» ندارند. - به شنوندگانی که در کنار کار یا تحصیل وقت محدودی دارند و میخواهند یادگیری زبان را در برنامه روزانه شلوغ خود جا دهند. - به زبانآموزانی که میخواهند برای خود هدفی مشخص (مثل رسیدن به سطح B۱ یا B۲) در بازه ۹۰ روزه تعریف کنند و به برنامه عملی نیاز دارند. - به کسانی که با حفظ واژهها مشکل دارند و بهدنبال روشهای خلاقانهتری مانند تصویرسازی، داستانسازی و تکرار با فاصله هستند. - به مربیان و مدرسهای زبان که میخواهند دید بهروزتری نسبت به موانع ذهنی زبانآموزان و شیوه طراحی پروژههای کوتاهمدت یادگیری به دست آورند.
زمان
۶ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۲۶۷٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۶ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۲۶۷٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد