کتاب بادام وون پیونگ سون + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بادام

کتاب بادام

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب بادام

کتاب بادام نوشته‌ی سون وون پیونگ با ترجمه‌ی غزل یزدان‌پناه روایتی است از پسری نوجوان که نمی‌تواند احساسات خود و دیگران را تشخیص دهد و همین ناتوانی، او را در مرکز حادثه‌ای خونین و زندگی‌ای پر از سوءتفاهم قرار می‌دهد. نشر پرتقال آن را منتشر کرده است و متن کتاب از همان سطرهای آغازین، با توضیح علمی آلکسی‌تایمیا و نقش آمیگدال یا «بادامه‌های مغز» شروع می‌شود و بعد به‌سرعت وارد زندگی راوی می‌شود؛ پسری که از کودکی لبخند نزده، ترس را نمی‌شناسد و در برابر درد و هیجان واکنشی شبیه دیگران ندارد. این کتاب در قالب روایت اول‌شخص، هم‌زمان دو مسیر را دنبال می‌کند: تلاش مادر و مادربزرگ برای «عادی‌کردن» او و بعد، فروپاشی ناگهانی این زندگی در یک حمله‌ی خیابانی. بادام با ترکیب توضیح‌های ساده‌ی عصب‌شناختی، جزئیات روزمره‌ی زندگی در سئول، و نگاه دقیق به تنهایی و تفاوت، داستانی می‌سازد که هم درباره‌ی مغز است و هم درباره‌ی روابط انسانی؛ درباره‌ی این‌که وقتی احساسات به‌طور طبیعی کار نمی‌کنند، چه‌چیزی از انسان‌بودن باقی می‌ماند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بادام

کتاب بادام داستان یون‌جای سئون است؛ پسری که از کودکی به‌خاطر آمیگدال‌های کوچک و تشخیص آلکسی‌تایمیا، نه ترس را درست حس می‌کند نه شادی و غم را. سون وون پیونگ در فصل‌های ابتدایی، با مقدمه‌ای شبه‌علمی درباره‌ی آمیگدال و آلکسی‌تایمیا شروع کرده است و بعد در قالب بخش‌هایی شماره‌دار، کودکی یون‌جای را روایت می‌کند؛ از اولین‌بار که در مهدکودک جا می‌ماند و شاهد کتک‌خوردن پسری در کوچه‌ای متروک می‌شود، تا آزمایش‌های بیمارستان، ام‌آر‌آی، تشخیص پزشکان و ردشدن پیشنهاد تبدیل‌شدن او به «نمونه‌ی تحقیقاتی». در بخش اول، رابطه‌ی او با مادر و مادربزرگ محور اصلی است؛ مادری که روی کاغذهای رنگی برایش قوانین رفتاری می‌نویسد، روی دیوارها هانجاهای مربوط به احساسات می‌چسباند و او را وادار می‌کند واکنش‌های عاطفی را مثل جدول‌ضرب حفظ کند، و مادربزرگی که او را «هیولاکوچولو» صدا می‌زند و در عین حال پناه امنش است. کتاب بادام در این بخش، با جزئیات ریز، فضای خانه‌ـ‌کتاب‌فروشی، عادت‌های غذایی (مثل خوردن بادام‌های کالیفرنیایی)، و خاطراتی مثل دیدار دوباره‌ی مادر و مادربزرگ در مک‌دونالد را می‌سازد و به‌تدریج نشان می‌دهد که چگونه یون‌جای یاد می‌گیرد احساسات را «بازی» کند تا در چشم دیگران عادی به نظر برسد. کتاب بادام در ادامه، با تقسیم‌بندی به «بخش اول» و «بخش دوم» و فصل‌های کوتاه شماره‌دار، از نقطه‌ای بحرانی عبور می‌کند: شبی برفی در کریسمس، هنگام جشن تولد یون‌جای، حمله‌ی مردی با چاقو و چکش در خیابان، مرگ مادربزرگ، جراحت شدید مادر و آغاز زندگی نباتی او. از این‌جا به بعد، تمرکز روایت از آموزش‌های مادر به مسئله‌ی بقا و تنهایی نوجوانی پانزده‌ساله منتقل می‌شود؛ نوجوانی که حالا باید هم به بیمارستان سر بزند، هم کتاب‌فروشی دست‌دوم خانوادگی را اداره کند و هم با پیشنهادهای اطرافیان برای رفتن به مراکز نگهداری یا زندگی گروهی روبه‌رو شود. ورود شخصیت دکتر شیم، نانوا و صاحب ساختمان که زمانی پزشک بوده، و پیشنهاد او برای پرداخت حقوق در ازای ادامه‌ی کار یون‌جای در کتاب‌فروشی، لایه‌ی تازه‌ای به داستان اضافه می‌کند. در بخش دوم، با رفتن یون‌جای به دبیرستان مختلط، واکنش معلم راهنما، شایعه‌های مدرسه درباره‌ی «فاجعه‌ی کریسمس» و نگاه کنجکاو و گاهی بی‌رحم هم‌کلاسی‌ها، کتاب به‌سمت بررسی فشار اجتماعی بر فردی متفاوت می‌رود و نشان می‌دهد که چگونه حادثه‌ای عمومی، به هویت شخصی او گره می‌خورد.

خلاصه داستان بادام

کتاب بادام از یک‌سو بر پایه‌ی توضیح علمی آلکسی‌تایمیا و نقش آمیگدال در پردازش احساسات بنا شده است و از سوی دیگر، این مفاهیم را در زندگی روزمره‌ی یون‌جای سئون دنبال می‌کند. یون‌جای از نوزادی لبخند نمی‌زند، از آب جوش و سگ خشمگین نمی‌ترسد و در موقعیت‌هایی که دیگران را می‌ترساند یا به گریه می‌اندازد، فقط نگاه می‌کند. پزشکان بعد از آزمایش‌ها و تصویربرداری مغزی، به مادرش می‌گویند که او آلکسی‌تایمیا دارد؛ یعنی نمی‌تواند احساسات را تشخیص دهد و بروز بدهد، هرچند از نظر هوشی و زبانی مشکلی ندارد. پیشنهاد پژوهشگران برای استفاده از او در تحقیقات طولانی‌مدت رد می‌شود و مادر تصمیم می‌گیرد خودش با آموزش‌های خانگی، او را تا حد ممکن به «آدم عادی» نزدیک کند. در متن کتاب بادام، این آموزش‌ها به‌صورت فهرست‌هایی روی کاغذهای رنگی، هانجاهای چسبانده‌شده روی دیوار، و بازی‌هایی مثل «احساسات آدم‌ها» نشان داده شده است؛ جایی که مادر موقعیت‌هایی فرضی تعریف می‌کند و یون‌جای باید حدس بزند چه احساسی مناسب آن است. او یاد می‌گیرد در برابر لبخند، لبخند بزند، در برابر تعریف، «متشکرم» یا «کار خاصی نبود» بگوید و در موقعیت‌های پیچیده‌تر، گاهی خشم یا ناراحتی را بازی کند تا برچسب «خل‌وچل» از او برداشته شود. در همین دوران، مادر با کمک مادربزرگ کتاب‌فروشی دست‌دومی در محله‌ی سویودونگ راه می‌اندازد و خانه و مغازه به یک فضای واحد تبدیل می‌شود؛ جایی که یون‌جای در آن، هم با بوی کتاب‌های کهنه خو می‌گیرد هم با کلمه‌هایی مثل عشق و جاودانگی که برایش بی‌معنا هستند اما از تکرارشان لذت می‌برد. نقطه‌ی عطف کتاب، حمله‌ی مردی است که در شب کریسمس، وسط برف و شلوغی شهر، به گروه آوازخوان و رهگذران حمله می‌کند و مادر و مادربزرگ یون‌جای را هدف قرار می‌دهد. مادربزرگ درجا کشته می‌شود، مادر با ضربه‌های چکش دچار آسیب مغزی شدید می‌شود و در وضعیت زندگی نباتی می‌ماند. یون‌جای که پشت در شیشه‌ای رستوران گیر افتاده، فقط می‌تواند صحنه را تماشا کند و بعد، در مراسم خاک‌سپاری مشترک قربانیان، زیر نگاه متعجب دیگران که از بی‌واکنشی او می‌پرسند، درگیر سؤال‌هایی بی‌جواب درباره‌ی انگیزه‌ی قاتل و بی‌عملی تماشاگران می‌شود. رسانه‌ها به‌جای قربانیان، بر زندگی مرد مهاجم و فشارهای اقتصادی و اجتماعی او تمرکز می‌کنند و ماجرا با تیترهایی جنجالی و بعد فراموشی جمعی، از سر جامعه می‌گذرد. پس از این حادثه، یون‌جای با بیمه‌ی عمر مادربزرگ و حمایت غیرمستقیم دکتر شیم، کتاب‌فروشی را باز می‌کند، هر روز به بیمارستان می‌رود و در سکوت، کنار تخت مادر می‌نشیند. پیشنهاد مددکار اجتماعی برای رفتن به مرکز نگهداری جوانان را به تعویق می‌اندازد و در عوض، پیشنهاد دکتر شیم را می‌پذیرد که در ازای اداره‌ی مغازه، ماهانه به او حقوق بدهد. او در این دوره، از برنامه‌ی «چت با گوشی» تا خاطرات مادر و داستان‌های محبوب مادربزرگ، دنبال تعریفی از «زندگی عادی» می‌گردد و در نهایت تصمیم می‌گیرد به مدرسه برگردد. ورود به دبیرستان مختلط، معرفی او توسط معلم راهنما به‌عنوان دانش‌آموزی که خانواده‌اش را در «فاجعه‌ی کریسمس» از دست داده، و شایعه‌هایی که در موتور جست‌وجوی مدرسه درباره‌ی «قتل‌های کریسمس» و نام خانوادگی‌اش بالا می‌آید، مرحله‌ی تازه‌ای از مواجهه‌ی او با نگاه دیگران را شکل می‌دهد. در پسِ همه‌ی این رویدادها، کتاب بر این سؤال مکث می‌کند که وقتی مغز، احساسات را به‌طور معمول پردازش نمی‌کند، آیا می‌توان از راه یادگیری، تقلید و رابطه با دیگران، چیزی شبیه همدلی و دلبستگی ساخت یا نه.

چرا باید کتاب بادام را بخوانیم؟

بادام از دل روایت یک نوجوان با آلکسی‌تایمیا، به چند موضوع درهم‌تنیده می‌پردازد: تفاوت عصبی، فشار جامعه برای «عادی‌بودن»، نقش خانواده در شکل‌دادن به رفتار عاطفی و تأثیر خشونت ناگهانی بر زندگی روزمره. این کتاب نشان می‌دهد که احساسات فقط تجربه‌های درونی نیستند، بلکه مجموعه‌ای از کلمات، قراردادها و تمرین‌ها هم هستند؛ چیزی که مادر یون‌جای با فهرست‌ها، هانجاها و تمرین‌های روزانه‌اش به‌خوبی مجسم کرده است. خواندن این داستان، زاویه‌ی دیدی از درون ذهن کسی می‌دهد که شادی، ترس و غم را مثل دیگران حس نمی‌کند اما می‌تواند آن‌ها را توصیف کند، تقلید کند و درباره‌شان فکر کند. در متن کتاب بادام، رابطه‌ی سه‌نفره‌ی یون‌جای، مادر و مادربزرگ، نمونه‌ای از ترکیب مراقبت، کنترل، شوخ‌طبعی و خستگی است؛ تصویری که هم از عشق محافظه‌کارانه‌ی مادر می‌گوید هم از پذیرش بی‌قیدوشرط مادربزرگ. در کنار این، ورود شخصیت‌هایی مثل دکتر شیم و معلم راهنما، نشان می‌دهد که جامعه چطور با «قربانی حادثه» یا «بچه‌ی متفاوت» برخورد می‌کند؛ از همدردی سطحی و کنجکاوی بیمارگونه تا پیشنهادهای عملی برای بقا. برای کسانی که به موضوعاتی مثل سلامت روان، عصب‌شناسی احساسات، تنهایی نوجوانان و تأثیر رسانه بر روایت خشونت علاقه‌مند هستند، این کتاب نمونه‌ای داستانی است که این مفاهیم را در زندگی روزمره‌ی یک پسر کره‌ای دنبال کرده است. بادام همچنین به‌خاطر تمرکز بر جزئیات کوچک، مثل شیوه‌ی خوردن بادام، بوکشیدن کتاب‌های کهنه، یا بازی با کلمات عشق و جاودانگی، تجربه‌ای حسی و دقیق از خواندن می‌سازد؛ تجربه‌ای که در آن، فاصله‌ی میان «نداشتن احساس» و «فهمیدن احساسات دیگران» مدام به چالش کشیده می‌شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن بادام به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعاتی مثل تفاوت‌های عصبی، آلکسی‌تایمیا، اوتیسم و حاشیه‌نشینی عاطفی علاقه‌مند هستند؛ به دانش‌آموزان و دانشجویانی که در رشته‌های روان‌شناسی، علوم اعصاب، مددکاری اجتماعی یا مطالعات خانواده درس می‌خوانند؛ به کسانی که تجربه‌ی سوگ، حادثه‌ی ناگهانی یا زندگی با والد بیمار را از سر گذرانده‌اند؛ و به خوانندگانی که دوست دارند از زاویه‌ی دید نوجوانی کم‌حرف و ظاهراً بی‌احساس، به مدرسه، خانواده و خشونت شهری نگاه کنند.

بخشی از کتاب بادام

«مامان خیلی بادام به خوردم می‌داد. محصول همهٔ کشورهایی را که به کُره بادام صادر می‌کنند، امتحان کرده‌ام: آمریکایی، استرالیایی، چینی و روسی. بادام‌های چینی کمی تلخ‌مزه و گزنده‌اند و استرالیایی‌ها یک‌جورهایی ترش‌اند و مزهٔ خاک می‌دهد. بادام کُره‌ای هم داریم، اما آمریکایی‌ها را، به‌خصوص آن‌ها که محصول کالیفرنیاست، بیشتر از همه دوست دارم. آفتاب درخشانی که آنجا بهشان تابیده، باعث می‌شود رنگ قهوه‌ای ملایمی داشته باشند. حالا می‌خواهم راز خوردنشان را بگویم. اول از همه، بسته را توی دستت بگیر و بادام‌ها را از همان بیرون لمس کن. باید آن دانه‌های سفت و سرسخت را با سرانگشت‌هایت حس کنی. بعد، بالای بسته‌بندی را پاره و سرِ بسته را کمی باز کن. آن‌وقت، بینی‌ات را فروکن توی بسته و به‌آهستگی نفس بکش. برای این بخش باید چشم‌هایت را ببندی. عجله نکن و گاهی نفست را در سینه نگه دار و فرصت بده تا رایحه‌اش پخش بشود توی بدنت. آخرسر، وقتی بوی بادام‌ها تمام وجودت را پر کرد، نصف مشت از آن‌ها را توی دهانت بریز. مدتی توی دهانت بچرخانشان تا بافتشان را حس کنی. با زبانت به نوک تیزشان بزن و برجستگی‌های روی سطحشان را حس کن. باید حواست باشد که خیلی طولش ندهی. اگر بزاقت باعث بشود که باد کنند، مزه‌شان بد می‌شود. همهٔ این مراحل مقدمه‌ای است برای مرحلهٔ آخر. اگر زمان کافی ندهی بی‌مزه می‌شوند. اگر خیلی طول بدهی، اثرش از بین می‌رود. باید خودت زمان درستش را پیدا کنی. باید تصور کنی که بادام‌ها بزرگ می‌شوند، از اندازهٔ ناخن دست به حبهٔ انگور، بعد کیوی، بعد پرتقال و بعدش هندوانه. آخرسر هم اندازهٔ توپ راگبی. آن لحظه است که وقتش رسیده. قرچ، می‌جَوی و خردشان می‌کنی و طعم آفتاب کالیفرنیا، از آن سر دنیا، صاف می‌آید و می‌نشیند زیر دندانت. من چون عاشق بادام هستم زحمت این کارها را به خودم می‌دهم. سر هر وعدهٔ غذا روی میز بادام بود. هیچ‌جوره نمی‌شد دورشان زد. پس من هم روشی برای خوردنشان اختراع کردم. مامان فکر می‌کرد اگر خیلی بادام بخورم بادام‌های توی مغزم بزرگ‌تر می‌شوند. از معدود چیزهایی بود که هنوز می‌توانست به آن امیدی داشته باشد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۹۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۱۹۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۹۶,۰۰۰
۲۰%
تومان